معرفی و دانلود کتاب داستان یک روح + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب داستان یک روحsubscriptionAvailable

کتاب داستان یک روح

نوع کتاب
۴.۴(از ۴۰ امتیاز)

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب داستان یک روح

کتاب داستان یک روح نوشته مری داونینگ‌هان است. این کتاب روایت خانواده‌‌ی دانیل و اریکا است که بعد از یک ورشکستگی مالی بزرگ، مجبور می‌شوند به ویرجینیای غربی سفر کنند­ و در محله ­ای ساکن شوند که درباره آن داستان‌های خوبی گفته نمی‌شود.

درباره کتاب داستان یک روح

 همه درباره‌ی محله‌ی زندگی اریکا و دانیل می‌گویند که آن‌جا روح وجود دارد. نزدیک به پنجاه سال قبل در خانه آن‌ها، دختری به نام سلین ربوده شد. عمه خانم زن عجیبی است که هر پنجاه سال یک بار، دختری را می­‌دزدد.  داستان یک روح، شرح خواندنی و جذاب اسارت اریکا در چنگ عمه­ خانم و تلاش برادرش دانیل برای نجات او است. دانیل باید علاوه بر نجات اریکا، طلسم عمه­­ خانم را هم بشکند تا پس از این، او نتواند هیچ دختری را به بدزدد. انگیزه­‌ی عمه­ خانم در دزدیدن دختربچه ­ها چیست؟ آیا دانیل و اریکا موفق می­‌شوند طلسم او را بشکنند؟ داستان یک روح، کتابی هیجان‌انگیز و بی‌نظیر است.

خواندن کتاب داستان یک روح را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به تمام نوجوانان علاقه‌مند به داستان های پرهیجان و عجیب پیشنهاد می‌کنیم

بخشی از کتاب داستان یک روح

چراغ‌های ماشین در جاده بالا و پایین می‌رود. ماشین بزرگی کنار خانه می‌ایستد. حتی در تاریکی هم هر کسی می‌تواند ببیند که آن‌جا چه ویرانهٔ زهواردررفته‌ای است. آماده است تا با وزش اولین تندباد فرو بریزد.

درهای ماشین باز می‌شود و چراغ داخلش روشن می‌شود. پیرزن دختر را می‌بیند؛ درست همان کسی که لازم دارد. بچه که عروسکی را محکم بغل گرفته از ماشین پیاده می‌شود. پیرزن بوی ترس به مشامش می‌خورد. دختر از این خانهٔ تاریک و قدیمی می‌ترسد. دلش نمی‌خواهد این‌جا زندگی کند. خب زیاد هم آن‌جا نمی‌ماند، مگر نه؟

اسم دختر همراه با باد از میان دشت تاریک گذشته و نزدیک پاهای پیرزن افتاده است. اریکا. ای ـ ریک ـ آه. خوشش می‌آید که اسم را این‌جور کش بدهد؛ به‌خصوص بخش آخر را. زمزمه می‌کند: «ای ـ ریک ـ آه، ای ـ ریک ـ آه.» اسم دختر به‌آرامی در هوا شناور می‌شود. مثل یک رشته ابریشم سیاه خش‌خش می‌کند و با باد می‌رود و خودش را به گوش دختر می‌رساند.

پیرزن می‌بیند که دختر مضطرب می‌شود و اطراف را نگاه می‌کند و به مادرش نزدیک‌تر می‌شود. پیرزن زمزمه می‌کند: «آره‌ه‌ه... این کار رو می‌کنی. ای ـ ریک ـ آه، ای ـ ریک ـ آه.»

دوباره روی یک پا می‌جهد و به همراهش می‌گوید: «وقت رفتنه پسرجون. ولی هیچ نگران نباش. به‌زودی می‌بینیمش. خودِ خودشه. اون مال ماست.»

همین که خانواده وارد خانهٔ جدیدش می‌شود، پیرزن و رفیقش هم دردل تاریکی فرو می‌روند و راه خانه را پیش می‌گیرند. 

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب داستان یک روح و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:داستان یک روح
موضوع:داستان کودک و نوجوانان
نویسنده:مری داونینگ هان
مترجم:رعنا باقریان کوشکقاضی
انتشارات:انتشارات پرتقال
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۳۹۶/۰۱/۲۵
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۲.۲۴ مگابایت
شابک:۹۷۸-۶۰۰-۴۶۲-۲۱۱-۰
تعداد صفحه‌ها:۱۹۲ صفحه
قیمت کتاب:۱۷۵۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

bookisland_fatemeh
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۷/۲۶

زیاد ترسناک نیست، مهم همین زیبا بودنش هست و کلا قلم مری داونینگ هان خوبه اما کتاب شبح شصت و هشتم مری داونینگ هان از این قشنگ تره.

۵
シ︎دختر کتابخونシ︎
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۸/۰۸

کتاب خوبی بود....حس و حال عجیبی داشت....اصلا هم ترسناک نبود....🧡🚶🏽‍♀️🤝🏼

۶
ghazal
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۷/۲۸

عااااالی

۰
گمشده در دنیای کتاب ها :(
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۱/۳۱

کتاب «داستان یک روح» رمانی نوشته ی «مری داونینگ هان» است که اولین بار در سال 2015 منتشر شد. پسری کلاس هفتمی به نام «دانیل» و خواهر هفت ساله اش، «اریکا»، به خاطر این که پدرشان شغلش را از دست...بیشتر

۰
mahzooni
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۸/۰۵

سلام.!... خوبید؟ راستی میگما این کتاب .... یه جوری بود ، یه جوری که...... دوست داشتم تا ابد ادامه پیدا کنه:) خیلی دوستش داشتم .... واقعاً میتونم بگم این نویسنده یکی از بهترین نویسنده های جهانه?. ف !

۰
پری ناز
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۱۲/۰۸

عالی بود پیشنهاد میکنم حتما بخونید زیاد ترسناک نبود

۱
Hadis
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۰/۲۹

کتاب خیلی جالبی بود ترسناک نبود یه جاهاییش واقعا سورپرایز شدم در کل خوب بود پیشنهاد میکنم بخونید

۰
Mohadeseh
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۱۱/۱۴

خیلی قشنگ بود و دلهره‌آور یه جاهایی دلم آشوب میشد ولی خیلییی قشنگ بود کتاب های خانم مری داوکینگ هان واقعا زیبا هستند.

۰
Hopefull_librarian
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۳/۰۹

دارم یکی یکی کتابای این نویسنده رو میخونم و بیشتر طرفدارش میشم. فعلا کتاب مهمان در صدره. برم شبح شست و هشتم رو بخونم ببینم اون چطوره😉 اما یک سوال طرح روی جلد به نظرم خیلی گویای محتوای کتاب نیست. زبان...بیشتر

۰
Moonlight🌕
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۷/۲۸

خیلی جذاب بود 😍 قصه متفاوتی داشت.

۰
Sanaz Shams
۱۴۰۵/۰۲/۰۸

کتاب بیشتر برای سنین نوجوانی بود

۰
کاربر 10528228
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۱/۱۳

خوب بود فقط در کتاب منظور از گودال چیه؟ کلبه رو گوداله؟

۰
کاربر 6931363
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۹/۱۱

خوشم اومد

۰
کتاب باز
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۸/۰۷

بنظرم این کتاب هم مانند دیگر کتاب های این نویسنده خواننده را جذب خودش میکند و من این کتاب و دیگر کتاب های مری داونینگ هان رو به کسانی که به ژانر ترسناک علاقه دارند توصیه میکنم🙂

۰
کاربر ۱۴۲۰۶۰۹
مطمئن نیستم.
۱۴۰۲/۰۷/۱۹

این کتاب مناسب نوجوانها هست، در حد متوسط هیجان داره،بعضی جاها یکم پس وپیش میکنه و اشتباهاتی داره،داستان یک خانواده که به علت ورشکستگی پدر مجبور میشن برن یه جای دور خونه بگیرن که خیلی قدیمیه و اطرافشون جنگله،اتفاقاتی برای...بیشتر

۰

بریده‌هایی از کتاب

الف ط
۴۶
دنیایی که اجازه می‌دهد من پوتین ضدآب داشته باشم و یک نفر دیگر کفش تنیسِ سوراخ، حتماً ایرادی دارد.
پریا
۱۸
دنیایی که اجازه می‌دهد من پوتین ضدآب داشته باشم و یک نفر دیگر کفش تنیسِ سوراخ، حتماً ایرادی دارد.
Moonlight🌕
۱۱
آدم‌ها خیلی شکننده و خیلی آسیب‌پذیرند و خیلی سخت بهبود پیدا می‌کنند.
🪷.Mohadd3.⛈️
۶
گذشته، مثل لکه‌ای که با شستن هم پاک نمی‌شد، بهشان چسبیده بود.
الف ط
۵
ممکن نبود واقعی باشد، اما واقعی بود. ممکن نبود، ولی بود.
Sara
۴
«خوب می‌شه. بذار یه‌کم زمان بگذره.» در صدایش تردیدی بود که فهمیدم خودش هم حرف خودش را باور ندارد.
mahzooni
۳
«من یه آدم‌بزرگم. برای ترک کردن میز نیاز به اجازه گرفتن ندارم.»
Book
۳
همیشه وقتی چیزهایی بهتر از چیزهای دیگران داشتم، عذاب وجدان می‌گرفتم.
Book
۳
دنیایی که اجازه می‌دهد من پوتین ضدآب داشته باشم و یک نفر دیگر کفش تنیسِ سوراخ، حتماً ایرادی دارد.
mahzooni
۳
گفتم: «ببین، لازم نیست بترسی. من نمی‌خوام اذیتت کنم. فقط اسمت رو بهم بگو.» «عمه‌جان بهم می‌گه دختر.» «دختر که اسم نیست. چیزیه که تو هستی.» «خب مگه اسم همین نیست؟ این‌که تو چی هستی.» «نه، اسم یعنی این‌که که تو کی هستی؟» «من که فرقش رو نمی‌فهمم. تازه دختر تنها اسمیه که من دارم.»