با کد تخفیف Salam اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
کتاب مراسم قطع دست در اسپوکن اثر مارتین  مک‌دونا

دانلود و خرید کتاب مراسم قطع دست در اسپوکن

۴٫۳ از ۴۶ نظر
۴٫۳ از ۴۶ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب مراسم قطع دست در اسپوکن  نوشته  مارتین  مک‌دونا  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب مراسم قطع دست در اسپوکن

مارتین مک‌دونا( -۱۹۷۰)، نمایشنامه‌نویس و کارگردان تئاتر ایرلندی- انگلیسی است.

در بخشی از مقدمه کتاب درباره اندیشه و آثار مک‌دونا می‌خوانیم:

«تجسمِ حقیقی مفهومِ غرابت است؛ فیلم‌نامه و نمایش‌نامه می‌نویسد و کارگردانی می‌کند، نوجوانی و اَوانِ جوانی را به عشقِ همه‌ی این‌ها سَر کرده، خودش را به در و دیوار کوبیده تا به درونِ پانتئونِ تئاتر راهش بدهند، و حالا که وارد شده و بر صدر نشسته، در اوجِ شهرت و موفقیت می‌گوید نوشتن روالِ زندگی‌اش نیست، که هروقت لازم باشد می‌نشیند چیزی می‌نویسد، که چندتایی فیلم‌نامه‌ی آماده دارد اما تصمیم گرفته آن‌ها را به هیچ کس ندهد و برای ساخت‌شان تلاشی نکند، چون فکر می‌کند الان جوان است و جای این کارها باید برود سفر و خوش بگذراند و تفریح کند، و بعد مثلاً شصت سالش که شد و از تک وتا افتاد، بیفتد پی کارهای ملال‌‌آور و حوصله‌سَربَری مثلِ فیلم ساختن و نمایش‌نامه نوشتن.

کسانی او را بهترین نمایش‌نامه‌نویسِ معاصرِ دنیا می‌خوانند اما حتا سِفت وسخت‌ترین منتقدانش هم در استادی و مهارت‌های فنی او تردید نمی‌آورند. هیلتِن اَلس، منتقدِ تئاترِ هفته‌نامه‌ی «نیویورکر»، تقریباً از فرصتِ اجرای هیچ کدام از نمایش‌نامه‌های او برای حمله کردن به آن چه به نظرش «تحقیرِ اقلیت‌ها برای خنداندنِ تماشاگر» می‌آید، نگذشته (در نقدش روی اجرای «مراسمِ قطع‌دست در اسپوکِن» می‌گوید بازیگرِ نقشِ جوانِ سیاه‌پوست باید خجالت بکِشد از بودنش در نمایشی که اقلیتِ رنگین‌پوست را با الفاظی رکیک دست می‌اندازد) اما همه‌ی نقدهایش را هم با این گزاره شروع می‌کند که بله، طرح و پیشروی داستان و بسطِ مایه‌ها و شخصیت‌پردازی و گفت‌وگونویسی عالی است، و بعدِ این اذعان به توانایی‌های اوست که ادامه می‌دهد اما چه و چه و چه».

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۲۳)
شرقی غمگین
۱۳۹۷/۰۹/۰۲

من کلا کارای نویسنده رو دوست دارم و بنظرم این کار هم خیلی خوب بود و خوب هم ترجمه شده بود.

1976
۱۳۹۶/۰۹/۱۶

ترجمه خوب، ناشر خوب. همچنین نمایش‌نامه‌ای خواندنی و شخصیت‌هایی که خوب ساخته و پرداخته شدند.

baktash99
۱۳۹۹/۰۷/۲۱

مک دوناس دیگه. تارانتینو تیاتر

بهزاد
۱۳۹۵/۰۴/۱۲

کارای مک دونا چون معمولا تلفیقی از کمدی شخصیت و کمدی سیاه (که توش استاده) با مفاهیم اخلاقی درباره مرگ و این جور چیزاس خیلی جذاب اند . این اثر هم برا کسی که تازه میخواد باهاش آشنا بشه خوبه

Chia.V
۱۳۹۸/۰۵/۲۷

مک‌دونا رسماً دیوانه‌ست!

Sadegh Mehrabi
۱۳۹۹/۰۱/۲۲

همین چند وقت پیش خوندم واقعا لذت بردم حتما نقدش رو هم بخونین

black butler
۱۴۰۰/۱۱/۲۲

🌿🌸🌿 تعریف نمایشنامه های مارتین مک دونا رو شنیده بودم اما چون فکر میکردم نمایشنامه ممکنه برام جذاب نباشه سراقش نمیرفتم ولی به مذاقم خوش اومد،البته فکر میکنم خوندن کتاب زبان اصلی بهتر باشه چون اینجوری فحش هایی که تو متن

- بیشتر
علی دائمی
۱۳۹۹/۰۸/۳۰

در قسمت دیدگاه‌های کتاب "جمجمه‌ای در کانه‌مارا" کمی در مورد مک دونا نوشتم. چون این کتاب رو تازه خوندم به طور مختصر عرض کنم که: این نمایشنامه ایدهٔ بسیار جذاب و بدیعی داره؛ به محض اینکه اسم کتاب به گوشتون بخوره

- بیشتر
Maryam Shokri
۱۳۹۹/۱۰/۰۷

این نمایشنامه عالی ترجمه شده، دم مترجمش گرم. خود نمایشنامه هم به قدر کافی جذاب بود که بخوام برم سراغ آثار دیگر این نویسنده.

Masoud Booshadi
۱۳۹۹/۰۹/۲۴

عالی بود.

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۱۲)
همیشه فکر می‌کنم یه چیزِ بامزه‌ای در موردِ کفش هست. من خیلی کفش ندارم. راستش یه جفت کفش دارم. شب‌ها بعضی‌وقت‌ها دراز می‌کِشم رو تختم، کفش‌هامو نگاه می‌کنم، اون‌جا تو تاریکی دراز می‌کِشم و از خودم می‌پرسم «این‌ها همون کفش‌هایی‌اَن که من قراره باهاشون بمیرم؟ » چون هیشکی نمی‌دونه دیگه، مگه نه، نمی‌دونه وقتی صبح پا می‌کندشون، این‌ها همون کفش‌هایی‌اَن که قراره وقتی می‌میره پاش باشن یا نه. معمولاً هیشکی نمی‌دونه. ولی می‌دونین چیه؟ شما دوتا می‌دونین.
Shiva Asghari
کارمایکل: تو ماجرات چیه که این‌قدر دلت می‌خواد بمیری؟ مِروین: من اون‌قدرها هم دلم نمی‌خواد بمیرم. [ مکث. به خودش ]می‌خوام؟ [ مکث ]نه، اون‌قدرها هم دلم نمی‌خواد بمیرم. فکر کنم فقط خیلی علاقه‌ی خاصی هم به زندگی ندارم.
MARY
شب‌ها بعضی‌وقت‌ها دراز می‌کِشم رو تختم، کفش‌هامو نگاه می‌کنم، اون‌جا تو تاریکی دراز می‌کِشم و از خودم می‌پرسم «این‌ها همون کفش‌هایی‌اَن که من قراره باهاشون بمیرم؟ »
Chia.V
بارها اشاره کرده که اعتقاد به ور رفتنِ دوباره با متن ندارد و همان چیزی را که اول نوشته، خوب و درست می‌داند. نابغه‌ای است که هروقت اراده‌ کند، شاهکاری می‌نویسد، اما خیلی دیربه‌دیر اراده می‌کند. نبوغش در نوشتن است اما علاقه‌اش به سفر و خوش‌گذرانی است.
علی
می‌دونین چه حسی داره؟ که از دور با دستِ خودت باهات بای‌بای کنن. می‌دونین چه حسی داره؟
Mitir
شب‌ها بعضی‌وقت‌ها دراز می‌کِشم رو تختم، کفش‌هامو نگاه می‌کنم، اون‌جا تو تاریکی دراز می‌کِشم و از خودم می‌پرسم «این‌ها همون کفش‌هایی‌اَن که من قراره باهاشون بمیرم؟ » چون هیشکی نمی‌دونه دیگه، مگه نه، نمی‌دونه وقتی صبح پا می‌کندشون، این‌ها همون کفش‌هایی‌اَن که قراره وقتی می‌میره پاش باشن یا نه. معمولاً هیشکی نمی‌دونه.
M.M. SAFI
، یا راستش ممکن هم هست داشته‌ین، من مطمئن نیستم کدومش بوده، داشته‌ین اسیده رو یا نه، ولی کاری که قطعاً کرده‌ین این بوده که قطعاً دررفته‌ین و اونو اون‌جا وسطِ برف قال گذاشته‌ین کله‌پا بمونه، باز هم جوری که انگار ابلهه.
ماراتن
کارمایکل: خیلی توهین‌آمیزه که من هِی همین‌طور از کلمه‌ی «کاکاسیاه» استفاده می‌کنم؟ مَریلین: نیست توبی؟ کارمایکل: من هیچ‌وقت ازکلمه‌ی «کاکاسیاه» استفاده نمی‌کردم اگه شماها برام دستِ کَنده‌ی یه کاکاسیاهو نمی‌آوردین! مَریلین: «دستِ کَنده‌ی یه فردِ رنگین‌پوست». تازه دستِ کَنده‌ی یه رنگین‌پوست هم نیست! دستِ خودته که رنگش تیره شده! دست‌ها وقتی مدتِ زیاد از یه کسی جدا باشن، این‌جوری می‌شن. تیره می‌شن. فکر کنم.
صاد
می‌خوای ببینی صورت‌ چه‌جوری می‌شه وقتی گولّه کُل‌شو سوراخ‌سوراخ می‌کنه؟ [ هفت‌تیرش را درمی‌آورد. ] مَریلین: ما اصلاً در موردِ صورت حرف نمی‌زدیم!
صاد
یه زن‌های سیاه‌پوستی واقعاً به‌نظرِ من جذاب می‌آن. معنیش این نیست که من نژادپرست نیستم.
صاد

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۱۱۲ صفحه
قیمت نسخه چاپی۳۶,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۳/۰۲/۰۱
شابک-۹۷۸-۶۰۰-۵۱۹۳-۸۰-۰
تعداد صفحات۱۱۲صفحه
قیمت نسخه چاپی۳۶,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۳/۰۲/۰۱
شابک-۹۷۸-۶۰۰-۵۱۹۳-۸۰-۰