معرفی و دانلود کتاب هدیه سیزده سالگی جرمی فینک + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب هدیه سیزده سالگی جرمی فینکsubscriptionAvailable

کتاب هدیه سیزده سالگی جرمی فینک

نوع کتاب
۴.۷(از ۲۱ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
وندی مس، مریم رئیسی

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب هدیه سیزده سالگی جرمی فینک

کتاب هدیه سیزده سالگی جرمی فینک نوشته وندی مس و ترجمه مریم رئیسی است. کتاب هدیه سیزده سالگی جرمی فینک را انتشارات پرتقال منتشر کرده است، این انتشارات با هدف نشر بهترین و با کیفیت‌ترین کتاب‌ها برای کودکان و نوجوانان تاسیس شده است. پرتقال بخشی از انتشارات بزرگ خیلی سبز است.

درباره کتاب هدیه سیزده سالگی جرمی فینک

جرمی در تولد سیزده‌سالگی‌اش یک جعبه‌ عجیب و اسرارآمیز می‌گیرد. روی این جعبه‌ عجیب نوشته شده است: معنای زندگی.

جرمی به ‌همراه دوستش، لیزی دلشان می‌خواهند بفهمند که در این جعبه عجیب چیست؛ اما درِ جعبه قفل است و آن‌ها کلیدش را ندارند. جرمی و لیزی برای فهمیدن این‌که در جعبه چیست، ماجراجویی جذابی را در شهر منهتن شروع می‌کنند تا کلید رسیدن به بزرگترین راز زندگیشان را پیدا کنند. راز زندگی چیست؟

کتاب هدیه سیزده سالگی جرمی فینک داستان جذابی است که خواننده را با خود به دنیای حیرت‌انگیزی می‌برد.

خواندن کتاب هدیه سیزده سالگی جرمی فینک را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به تمام نوجوانان علاقه‌مند به داستان پیشنهاد می‌کنیم.

بخشی از کتاب هدیه سیزده سالگی جرمی فینک

از لیزی می‌پرسم: "تا حالا دقت کردی روز اول تعطیلات تابستونی چقدر رنگ همه‌چی براق‌تره؟ پرنده‌ها بلندتر می‌خونن؛ انگار هر کاری بخوای، شُدنیه."

لیزی که مشغول نگاه کردن به مجله‌های مصور توی قفسه‌های مغازهٔ مجلات مصور و جادویی فینک (مغازهٔ عمو آرتور من) است، زیر لب می‌گوید "هان؟ آره، کاملاً. براق‌تر، بلندتر، شُدنی."

شاید خیلی‌ها ناراحت شوند که دوست صمیمی‌شان این‌طور نصفه‌نیمه به حرف‌هایشان گوش بدهد، ولی خب من ترجیح می‌دهم با لیزی (با همین مدل حرف گوش دادنش) حرف بزنم تا با خودم. این‌طوری اقلاً توی خیابان مردم بهم زل نمی‌زنند.

برنامه‌ام برای دو ماه آینده این است که یکی دوتا تردستی یاد بگیرم، کتاب‌های کلاس هشتم را از کتابخانه امانت بگیرم تا بتوانم در درس‌هایم جلو بیفتم (البته این را به لیزی نگفته‌ام، چون مسخره‌ام می‌کند) و شب‌ها هم تا هر وقت دلم می‌خواهد بیدار بمانم. این تابستان قرار است حسابی خوش بگذرد؛ جشن تابستانی سالانه که اواسط تابستان برگزار می‌شود از یک طرف و تولد سیزده سالگی‌ام که مدت‌هاست منتظرش بوده‌ام هم از طرف دیگر. من معمولاً عاشق جشن تابستانی هستم، ولی امسال باید توی یکی از مسابقه‌هایش شرکت کنم و حسابی دلشوره دارم. خوب است که لااقل جشن تولدم هم همان هفته است. دیگر از این‌که من را "بچه" حساب کنند، خسته شده‌ام و بی‌صبرانه منتظرم که رسماً "نوجوان" شوم. بالاخره من هم از رازورمزهای نوجوانی باخبر می‌شوم.

امیدوارم دست دادن سرّی هم بخشی از این راز و رمزها باشد؛ همیشه دلم می‌خواست عضو باشگاهی باشم که اعضایش وقتی همدیگر را می‌بینند به شکل خاصی با همدیگر دست می‌دهند.

لیزی یواش، اما تیز درِ گوشم می‌گوید: "فرار کن!" وقتی لیزی درِ گوشم می‌گوید فرار کن فقط یک معنی می‌تواند داشته باشد؛ یک چیزی دزدیده. او خیلی شانس آورد که عمو و پسرعمویم، میچ، پشت مغازه‌اند و او را ندیدند؛ آن‌ها با کسانی که جنس از مغازه بلند می‌کنند خیلی خوش‌رفتار نیستند. 

تا بخواهم مجلهٔ مصوری را که دستم بود دوباره بچپانم توی قفسه، لیزی تقریباً از مغازه رفته بیرون. همان‌طور که با عجله فرار می‌کند، پایش گیر می‌کند به کوله‌پشتی من که آن را، بین خودم و لیزی، صاف و ایستاده روی زمین گذاشته بودم. کوله روی زمین ولو می‌شود و چون زیپش باز است همهٔ محتویاتش جلوی چشم مشتری‌های دیگری که توی مغازه هستند، می‌ریزد بیرون. کوله را برمی‌دارم و تندتند وسایلم را می‌ریزم تویش؛ کتاب سفر در زمان به زبان آدمیزاد، که از بس آن را خوانده‌ام، لبهٔ صفحه‌هایش تا شده، یک نصفه ساندویچ کرهٔ بادام‌زمینی، یک بسته اِستار بِرْسْت، دوتا پِپِرْمینْت پَتیز کوچک، لوازم شعبده‌بازی که کلی وقت طول کشیده تا جمع‌آوری کنم، بطری آبم که همیشه همراهم است، چون آدم هیچ‌وقت نباید بگذارد بدنش کم‌آب شود، قلم فضایی‌ام که با آن می‌توانم هر وقت و هر کجا بخواهم، بنویسم (حتی زیر آب یا وقتی به پشت دراز کشیده‌ام) و البته کیف پولم که همیشه کمِ کم هشت دلار تویش پول دارم، چون پدرم یک بار بهم گفت اگر کسی هشت دلار همراهش باشد، همیشه می‌تواند خودش را به خانه برساند. بعد یکی از قرص‌های نعناعی را درمی‌آورم، سریع کاغذش را باز می‌کنم و آن را توی دهانم می‌گذارم. علاقهٔ بیش از حد به شیرینی و شکلات را ظاهراً از پدرم به ارث برده‌ام. تکیه‌کلامش همیشه این بود که زندگی کوتاهه، پس اول دسر رو بخور! خب، واقعاً حرف حساب می‌زده، مگر نه؟ 

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب هدیه سیزده سالگی جرمی فینک و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:هدیه سیزده سالگی جرمی فینک
موضوع:داستان کودک و نوجوانان
نویسنده:وندی مس
مترجم:مریم رئیسی
انتشارات:انتشارات پرتقال
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۳۹۷/۰۱/۲۵
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۲.۷۸ مگابایت
شابک:۹۷۸-۶۰۰-۴۶۲-۵۳۶-۴
تعداد صفحه‌ها:۳۲۸ صفحه
قیمت کتاب:۱۳۵۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

- 𝘔𝘪𝘯𝘦𝘳𝘷𝘢
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۱۱/۳۰

کتابِ جالبی بود. برای یک تفریح، پر‌از معما عالیه. نمی‌دونم چرا طرفدار زیادی نداره، در صورتی که واقعا قشنگ و دوست‌داشتنیه. توصیه می‌کنم مطالعه کنید‌.

۰
🕊️📚kerm ketab
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۵/۲۱

باحال و پر معنی💜🔑

۰
کاربر ۵۰۹۰۰۳۴
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۶/۰۸

این کتاب درباره این است که از طرف پدر جرمی برای تولد سیزده سالگی جرمی صندوقی را گذاشته که معنای واقعی زندگی چیست اما کلید هاش گم شده پس چجوری بازش کنه؟

۰
:)arnika2088(:
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۱۲/۲۷

واقعا عالی بود اصلا فکرش رو هم نمیکردم انقدر قشنگ باشه اولش چنگی به دل نمیزنه و من دوست داشتم زودتر تموم بشه ولی جلوتر که رفتم خیلی جذاب شد اگه دنبال یه کتاب که داستان آرومی داشته باشه و...بیشتر

۰
annie and her books
۱۴۰۲/۱۱/۲۸

داستان جالب و ساده ای داره و خسته کننده نیست دوست دارید از راز هدیه جرمی سر در بیارید

۰
کتاب باز (:
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۶/۲۱

کتاب بینهات جذابی بود و همچنین پر معنا و زیبا من خیییییییلی دوست داشتم💜💜

۰
Vianna
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۱/۲۲

خیلی زیبا بود که تقریباً همه شهر رو به خاطر اون کلید ها گشت😃

۰
Sea🫧Mind
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۱۰/۱۸

این کتابو چند وقت پیش خوندم و از اون کتابایی هست که شخصیت هاشو هیچوقت فراموش نمی کنم ، شخصیت پردازی لیزی و جرمی خیلی جذاب بود و از دوستیشون خیلی خوشم اومد😉 همش هم دلم می خواست ببینم آخرش...بیشتر

۱
گربه
۱۴۰۱/۰۷/۰۳

خوب من از این کتاب چندان خوشم نیومد خب کتاب ها به دل بعضی ها میشینن و به دل بعضی نمیشینن اما اگه از این کتاب خوشتون میاد و میخواین بخونیدش نظر من رو نادیده بگیرین و اینکارو بکنین شاید...بیشتر

۱
ヅ𝕊𝕦𝕟𝕤𝕙𝕚𝕟𝕖
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۴/۰۴

این کتاب فوق بی نظیره 📒💯🔥دوس دارم دوباره بخونمش🤩🍀

۰
وامبت بدعنق!
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۹/۰۱

این کتاب جزو بهترین کتاباییه که خوندم ... لحظه به لحظه شما رو به فکر فرو میبره و یه موضوع مهم رو بهتون یادآوری میکنه معنای زندگی

۰

بریده‌هایی از کتاب

LiLion
۴
این‌که آدم‌ها دیگر توی زندگی ما نیستند به این معنی نیست که دیگر به ما فکر نمی‌کنند
rozhin
۳
هر موجودی هدفی دارد که مشتاقانه برای رسیدن به آن تلاش می‌کند.
LiLion
۳
"چیزهایی که یه نفر دور می‌ندازه، می‌تونه واسه یه نفر دیگه کلی ارزش داشته باشه."
LiLion
۲
وقتی یه چیزی پیدا می‌کنین که دوستش دارین و کارتون رو راه می‌ندازه، دیگه واسه چی باید دنبال بیشتر از اون بگردین؟ آدم همیشه فکر می‌کنه اگه بگرده، چیز بهتری پیدا می‌کنه. من دیگه خیلی وقته که تصمیم گرفتم وقتم رو واسه گشتن دنبال چیزهای بهتر تلف نکنم و از همین چیزهایی که دارم لذت ببرم."
YAZAIKHRA
۱
حتی وقتی کوچک بودیم هم لیزی زیر بار چرت زدن نمی‌رفت. واقعاً باید حالش خیلی بد باشد. اولین بار نیست که از پسر بودنم خوشحالم.
rozhin
۱
کلاً شب‌ها زیاد چیزمیز می‌خورم، چون دوست دارم وقتی همه خواب‌اند، من بیدار باشم. (به غیر از کسانی که در منطقه‌های زمانیِ دیگرِ کرهٔ زمین زندگی می‌کنند و چون در آن قسمت‌ها روز است، ممکن است بیدار باشند. البته من نمی‌توانم بگویم که الان خواب‌اند یا بیدار.)
rozhin
۰
بعد از این‌همه نزدیک بودن با کسی، نمی‌توانید احساسی غیر از حس خواهر و برادری داشته باشید.
LiLion
۰
توانایی همهٔ ما پنهان می‌مونه تا زمانی که اون رو درک کنیم، بفهمیم هدفمون چیه، خودمون رو بکاریم تا بتونیم رشد کنیم.
XenoSha
۰
وقتی بابا زنده بود، مامان همیشه خط‌ونشان می‌کشید که ساعت را دوباره از کار می‌اندازد، چون صدای زنگش او را دیوانه می‌کرد، ولی بعد از مرگ بابا، مامان دیگر شکایتی از صدای ساعت نکرد.