با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
مهمانخانه قاچاقچی ها

دانلود و خرید کتاب مهمانخانه قاچاقچی ها

۴٫۷ از ۱۴ نظر
۴٫۷ از ۱۴ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب مهمانخانه قاچاقچی ها  نوشته  کیت میلفرد  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب مهمانخانه قاچاقچی ها

کتاب مهمانخانه قاچاقچی ها نوشته کیف میلفرد و ترجمه فرزانه مختاری است. کتاب مهمانخانه قاچاقچی ها را انتشارات پرتقال منتشر کرده است، این انتشارات با هدف نشر بهترین و با کیفیت‌ترین کتاب‌ها برای کودکان و نوجوانان تاسیس شده است. پرتقال بخشی از انتشارات بزرگ خیلی سبز است.

درباره کتاب مهمانخانه قاچاقچی ها

داستان در مهمانخانه آقا و خانم پاین یا همان مهمانخانه قدیم قاچاقچی‌ها اتفاق می‌افتد. تعطیلات کریسمس در پیش است و مایلو پسرخوانده‌ آقا و خانم پاین، برای گذراندن یک تعطیلات آرام و ساکت به آن‌جا آمده، اما ناگهان در یک نیمه‌شب خلوت، سروکله‌ پنج مهمان عجیب و مشکوک پیدا می‌شود. در همین زمان است که مهمان‌ها ادعا می‌کنند وسایلشان دزدیده شده است. مایلو و مدی نقشه‌ جالب و مهمی می‌کشند تا از راز مهمان‌های مشکوک، که به نوعی با این خانه‌ قدیمی در ارتباط هستند سر در بیاورند. 

آنها از این مهمان‌های مشکوک می‌خواهند هرکدام یک داستان تعریف کنند تا شاید از داستانشان به حقیقت برسند.

خواندن کتاب مهمانخانه قاچاقچی ها را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب برای تمام نوجوانان که عاشق داستان‌های پر هیجان هستند جذاب است.

بخشی از کتاب مهمانخانه قاچاقچی ها

آخ! صفتِ قدرتمندِ جوانمرد بودن. مایلو که هنوز غُرغُر می‌کرد، بلند شد و قوزکرده به‌سمت مادرش رفت. آرام با خودش می‌گفت: «تعطیلات، تعطیلات، تعطیلات!» تازه تکالیفش را تمام کرده بود. قرار بود برای مدتی مسئولیتی نداشته باشد.

زنگ دوباره به صدا در آمد. مایلو تسلیم نااُمیدی‌اش شد. وسط سالن ورودی ایستاد؛‌ یک لنگه چکمه‌اش را پوشیده بود. دست‌هایش را کنار بدنش مُشت کرد و با عصبانیت فریاد زد.

خانم پاین دست‌به‌سینه ایستاده بود تا فریاد مایلو تمام شود. به‌آرامی پرسید: «حالت بهتر شد؟» مایلو اخم کرد. مادرش گفت: «می‌دونم که این روال عادی نیست؛ و می‌دونم از این‌که کارها طبق انتظارت پیش نره، خوشت نمی‌آد.» خم شد و توی جعبهٔ خِرت‌وپِرت‌ها که کنار در بود،‌ دنبال چراغ‌قوه گشت. «ولی ببین، غافلگیر شدن همیشه هم بد نیست.»

البته که منطقی به نظر رسیدنِ این موضوع، حس مایلو را بهتر نمی‌کرد؛ اما سرش را تکان داد و لباس پوشیدنش تمام شد. همراه مادرش به ایوان رفتند، از چمنزار رد شدند و به‌طرف فضای خالی بین درخت‌های توسِ سفیدِ بی‌شاخ‌وبرگ و درخت‌های نراد آبی‌سبز رفتند که دامنهٔ تپه را پوشانده بودند. آن‌جا که شبیه دریایی از سایه و تاریکی بود، چمنزار به زمینی سنگی ختم می‌شد.

مایلو در کل زندگی‌اش، از همان وقتی‌که خیلی کوچک بود، از تغییرات ناگهانی برنامه خیلی اذیت می‌شد؛ چیزی فراتر از اذیت شدن. غافلگیر شدن حتی در بهترین زمان هم او را نگران می‌کرد. حالا توی برف‌های تازه، در سرمای شدید به‌سختی قدم برمی‌داشت تا غریبه‌ای را به بالای تپه بکِشَد؛ غریبه‌ای ناخوانده که به‌خاطر او مجبور می‌شد کار کند؛ آن هم وقتی‌که واقعاً می‌خواست یک هفته‌ای را آرام در کنار پدر و مادرش بگذراند و خانه‌شان برای خودشان باشد. خُب، این موضوع، حس نگرانی را تبدیل به ترس می‌کرد.

نور چراغ‌قوه، آن دریای سایه و تاریکی را شکافت. تاریکی با سوسوی نور، طلایی‌رنگ شد؛ خانم پاین چراغ آلاچیق کوچکِ مخفی بین درخت‌ها را روشن کرده بود؛ جایی‌که ماشین کابلی مسافرها را پیاده می‌کرد.

راه‌آهن از صدمتر پایین‌تر از رودخانه شروع می‌شد، اما راه‌های دیگری هم برای رسیدن به پایین تنگه یا برای بالا آمدن از آن وجود داشت: سراشیبی و پلکانی پیچ‌درپیچ که تقریباً به موازات راه‌آهن، به همین آلاچیق می‌رسید و همین‌طور جادهٔ مارپیچ دیگری که از مهمانخانه شروع می‌شد و از کنار تپه پایین می‌رفت؛ به جایی‌که شهر در آن‌جا بود و با ماشین، حدود بیست دقیقه‌ای راه می‌شد. البته فقط مایلو، پدر و مادرش و سرآشپز مهمانخانه، خانم کاراوِی۷ از آن جاده استفاده می‌کردند. مهمان‌ها از مسیر شهر به آن‌جا نمی‌آمدند. مهمان‌ها از رودخانه می‌آمدند؛ بعضی‌وقت‌ها با قایق‌های خودشان و بعضی‌وقت‌ها هم با پول دادن به یکی از ملوان‌های پیرِ بندرگاه که برای کمی پول، افراد را با قایقشان، که به‌اندازهٔ خودشان پیر بود، به عمارتِ شیشه‌رنگی می‌آوردند. آن‌ها بین بالا آمدن از تپهٔ شیب‌دار با یک وسیلهٔ نقلیهٔ قدیمی شبیهِ یک ماشین برقی بزرگ روی خط آهن و بالا رفتن از تپه که سی‌صدوده قدم می‌شد (مایلو آن را شمرده بود)، همیشه راهِ اول را انتخاب می‌کردند. 

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۱۲)
F.Ch
۱۴۰۰/۰۳/۳۱

کتاب فوق العاده‌ای هست، خیلی خیلی دوستش داشتم و از خواندنش لذت فراوانی بردم، این کتاب ماجراجویی، هیجان انگیز و جذابی هستش که ذهن هر خواننده ای رو با خودش به دنیای کتاب می بره و اون موقع هست که

- بیشتر
مارلون براندو (هرگز اسبق)
۱۴۰۰/۰۴/۰۸

روند داستان فوق العاده روان و خوب بود. پر از هیجان، پر از معما، پر از زیبایی و پر از جذبه! اگه نشستی پای این کتاب مطمئن باش نمیتونی دیگه بلند شی!! فضاسازی هم عالی بود و واقعا باید به کیت میلفرد دست

- بیشتر
R.k
۱۴۰۰/۰۲/۲۷

خیلی این کتاب خوب بود. خیلی مهیج و پر از اتفاقات مختلف. به اون کسایی که کتاب های ماجراجویی-معمایی دوست دارند. توصیه می کنم که حتما بخونند. ⊙﹏⊙👌👌

☆♡مانلی♡☆
۱۴۰۰/۰۳/۲۴

خیلیییی عالی بود.داستان درباره ی پسری به اسم مایلو که تو عمارت شیشه رنگی همراه با پدر و مادر ناتنیش زندگی میکنه و همون جا هم کار میکنه ، تو این وقت سال هیچ مهمونی نمیاد به مهمانخانه ولی در

- بیشتر
پری ناز
۱۳۹۹/۱۲/۰۹

خیلی عالی حتما بخونید داستانی جذاب و مهیج من نسخه چاپیش رو خوندم

▪▪▪ صدرا.ح ▪▪▪
۱۴۰۰/۰۲/۲۶

واقعا حرف نداشت این کتاب! غافلگیری های داخل این کتاب آدم رو شگفت زده میکنه...

))))مایلو))))
۱۴۰۰/۰۲/۲۳

خیلی کتاب خوب جالبی بود برا کسایی که هر لحظه دنبال معما هستن تا حل کنن عالیه غرق کتاب میشه آدم. نظراتونو زیر نظرم بنویسین

MohammadYousef.k
۱۳۹۹/۱۲/۲۳

خیلی خوبه

King of Tartarus
۱۴۰۰/۰۴/۲۱

من نسخه چاپی این کتاب رو خوندم . این کتاب فوق العاده است 👌 حتما بخونید 👌👌

بانوی کتاب
۱۴۰۰/۰۵/۱۴

عالی بود

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۳)
هیچ‌وقت جادوی شانس نیست. وقتی یکی باقی می‌مونه، همونیه که قرار بوده باقی بمونه؛ همونیه که خاصه؛ ارزشمنده، چون منحصربه‌فرده؛ قدرتمنده، چون این‌طوریه که نجات پیدا کرده.
☆♡مانلی♡☆
شیشه‌هایی با رنگ‌های ملایم؛ سبز کم‌رنگ، سبز کدر، سبز بیدی و رنگ‌مایه‌هایی مثل رنگ شیشه‌های قدیمی.
☆♡مانلی♡☆
نگرت تنها یادگاریِ پدرش را از دست داده بود؛ اما وقتی چیزی به تو می‌رسد، درنهایت تو هم باید آن را به دست کس دیگری بسپاری.
☆♡مانلی♡☆

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۳۶۸ صفحه
قیمت نسخه چاپی۵۸,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۶/۰۱/۲۵
شابک۹۷۸-۶۰۰-۴۶۲-۱۴۳-۴
تعداد صفحات۳۶۸صفحه
قیمت نسخه چاپی۵۸,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۶/۰۱/۲۵
شابک۹۷۸-۶۰۰-۴۶۲-۱۴۳-۴