معرفی و دانلود کتاب کتاب‌بازها؛ جلد دوم + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب کتاب‌بازها؛ جلد دومsubscriptionAvailable

کتاب کتاب‌بازها؛ جلد دوم

آتش ققنوس

نوع کتاب
۴.۸(از ۴۷ امتیاز)

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب کتاب‌بازها؛ جلد دوم

کتاب کتاب‌بازها؛ جلد دوم نوشته جنیفر چمبلیس برتمن است. این کتاب داستان امیلی و جیمز است. آن‌ها در یک بازی کامپیتوری گیر کرده‌اند.

آن‌ها  مطمئن‎اند که آقای کویزلینگ، نیت شومی در سر دارد. آن‎ها به سرنخ‎هایی دست رسیده‌اند و متوجه حقیقتی ترسناک می‎شوند: هر کتابی که در طول بازی پیدا می‎کنند، منجر به آتش‎سوزی می‎شود! هرچقدر که امیلی و جیمز جلوتر می‎روند، سرنخ‎های بیشتری به دست می‎آورند و معمایی که را کشف می‎کنند که آقای کویزلینگ به دنبالش است. معمایی که سالیان سال است کسی قادر به حل آن نبوده است. اما نشانه‎هایی هم وجود دارد که مسبب اصلی آتش‎سوزی‎ها، خود آقای کویزلینگ است.

خواندن کتاب کتاب‌بازها؛ جلد دوم را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به تمام نوجوانان علاقه‌مند به داستان پیشنهاد می‌کنیم

بخشی از کتاب کتاب‌بازها؛ جلد دوم

امیلی رو به راهروی خالی صدا زد: «بجنبین! دیر شد!» با پاشنهٔ چکمه‌هایش روی زمین ضرب گرفت و سنجاق‌سینهٔ کتاب‌بازها را روی پیراهنش صاف‌وصوف کرد. از پیراهن خوشش نمی‌آمد، ولی آن شب مناسبت خاصی بود. مادرش پیراهن بافتنی کلاه‌داری برایش پیدا کرده بود، پس خیلی هم از تیپ همیشگی‌اش، یعنی شلوار جین و سویی‌شرت دور نشده بود؛ چکمه‌هایش هم پاشنه‌کوتاه بودند. جان می‌دادند برای راه رفتن روی تپه‌های سان‌فرانسیسکو.

به خانوادهٔ بی‌خیالش اصرار کرد: «بیاین دیگه!»

درِ اتاق متیو باز شد. آپارتمان آن‌ها دراز و باریک بود، به‌خاطر همین متیو فقط دو قدم برداشت و رسید بالای پله‌های ورودی، کنار امیلی. برادر بزرگ‌تر امیلی شلوار جین و تی‌شرتی با طرح کت مردانه پوشیده بود و موهای مشکی براقش را رو به بالا مدل داده بود. امیلی با نگاه پرسش‌آمیز به سر متیو اشاره کرد. متیو جواب داد: «کلاه سیلندر الان مُده.»

آن طرف راهرو، پدرشان همان‌طور که جورابش را می‌پوشید، لی‌لی‌کنان از اتاق‌خواب بیرون آمد و رفت توی آشپزخانه.

صدایش از تهِ هال از پشت دیوار آمد. «کراوات هم لازمه؟»

متیو پرسید: «مگه بابا کراوات داره؟»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب کتاب‌بازها؛ جلد دوم و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:کتاب‌بازها؛ جلد دوم
عنوان دیگر:آتش ققنوس
موضوع:داستان کودک و نوجوانان
نویسنده:جنیفر چمبلیس برتمن
مترجم:مانا میثاقی
انتشارات:انتشارات پرتقال
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۳۹۸/۰۱/۲۵
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۱۰.۷۶ مگابایت
شابک:۹۷۸-۶۰۰-۴۶۲-۶۸۶-۶
تعداد صفحه‌ها:۳۳۲ صفحه
قیمت کتاب:۲۲۰۰۰۰ تومان
برچسب:مجموعه کتاب‌بازها

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

𝒌𝒆𝒓𝒎 𝒌𝒆𝒕𝒂𝒃📚🕊️
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۶/۰۸

فوق العاده اس😻☘️ پایانش غیرمنتظره بود خیلی شوکه شدم😐✌🏾

۱
kimia
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۸/۱۵

خیلی کتاب خوبی بود‌عالی عالی😍😍 خیلی قشنگه خیلی ،نویسنده خیلی خوبیه 🎊🎊 اصلاً نشر پرتقال چیز بدی نمیاره🍊🍊 بهتون پیشنهاد میکنم ازنشر پرتقال خرید کنین

۴
💜
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۱۲/۱۹

عالیه حتماً بخونید😄 امیلی و جیمز، مطمئن‎اند که آقای کویزلینگ، نیت شومی در سر دارد. آن‎ها به سرنخ‎هایی دست پیدا می‎کنند و متوجه حقیقتی ترسناک می‎شوند: هر کتابی که در طول بازی پیدا می‎کنند، منجر به آتش‎سوزی می‎شود! هرچقدر که امیلی...بیشتر

۰
𝐋𝐢𝐠𝐡𝐭
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۴/۱۷

داستان کتاب راجع امیلی هست که با پیدا کردن یک کتاب به اسم (حشره طلایی) وارد یک ماجرای عجیب میشه.... . . اتفاقات و موضوع کتاب متفاوت بود و همین من رو جذب کرد تا با اشتیاق مطالعه کنم، توصیه می کنم حتما یک...بیشتر

۶
کاربر ۲۳۴۱۴۴۶
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۷/۲۹

عالی

۰
Bahary:)
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۴/۱۶

بنظر من کتاب فوق العاده ای بود و حتما پیشنهاد می کنم که اگر از کتاب های معمایی و هیجانی و کمی هم تاریخی خوشتون میاد حتما این کتاب رو مطالعه کنید.💜 موضوع کلی کتاب راجع به امیلی و جیمز...بیشتر

۰
𝒓𝒐𝒛𝒂
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۲/۲۴

من نسخه چاپی جلد ¹ و ² این کتاب رو دارم🍯💛 خیلی قشنگ بود🎨🌙 به همه پیشنهاد می کنم🌻☁️

۰
S_M_G
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۱/۲۶

سلام . این کتاب عالیهههههههه بهتون پیشنهاد میکنم بخونید ! پشیمون نمیشید 🌃لطفا جلد سومش رو هم بیارید 🥺ممنون از طاقچه

۰
•|مهدے یار|•
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۱۱/۲۷

بسیار عالی

۰
...
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۱۱/۲۵

در یک کلام فوق العاااااااده❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️💗💗💗💗

۰
yeganeh
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۱۱/۲۲

به نظر من که از همون جلد اولشم معلوم بود از اون کتاب باحالاست🙂🌹🌹🌹🌹🌹

۱
گمشده در دنیای کتاب ها :(
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۱/۲۰

کتاب « باز ها 2 » نوشته ی "جنیفر چمبلیس برتمن" است و در ادامه ی ماجراجویی های امیلی و جیمز در کتاب "بازها 1" است .در این داستان امیلی و جیمز در آماده باش هستند، زیرا آقای کویسلینگ تا...بیشتر

۰
L.B
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۶/۰۳

کتاب خیلی باحال بود اصلا نتونستم کنارش بزارم😄🤍 فقط آخرش یه کوچولو بد تموم شد😐🤌🏻 من فکر می کردم یه آقای دیگه ای خودشو شبیه آقای کوییزلینگ می کنه که براش پاپوش درست کنه ولی آخر سر فهمیدم ققنوس کسه دیگه ای...بیشتر

۰
eli
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۱۱/۲۰

خوب بود❤️ ارزش یک بار خوندن داره

۰
عینکی خوش قلب
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۸/۱۴

کتاب‌بازها رو این‌قدر دوست دارم که هر جلدش رو با فاصله زمانی می‌خونم که یک وقت تموم نشه. جلد اول رو یک سال پیش خوندم و تازگی‌ها جلد دوم رو تموم کردم. . با وجود اینکه خیلی‌ها می‌گفتن جلد دوم به خوبی...بیشتر

۰

بریده‌هایی از کتاب

المپیان؟:)
۲۰
امیلی پرسید: «اینجا همون قسمت مرکزی سان‌فرانسیسکو نیست؟» راهنما گفت: «خودشه.» مرکز سان‌فرانسیسکو پر بود از آسمان‌خراش‌ها و ساختمان‌های عظیم. خیلی عجیب بود که فکر کنی زمانی به جای آن ساختمان‌ها فقط آب بوده. یک‌جورهایی سست بودند. انگار آب می‌توانست برگردد و نفوذ کند به جایی که بهش تعلق داشت
ILOVEBOK
۱۷
اینکه ما در برابر ناملایمات چطوری رفتار می‌کنیم مشخص می‌کنه که ما چه‌جور آدمی هستیم؛
المپیان؟:)
۱۲
«این‌جور که توی ویکی‌پدیا نوشته، تقریباً پنجاه‌تا کشتی زیر سان‌فرانسیسکو مدفون شده. از دورهٔ تبِ طلا.»
المپیان؟:)
۱۱
جنوبی رفتند؛ توی ماشین، خانهٔ کوچک در چمن‌زار گوش می‌کردند و امیلی پیش خودش خیال می‌کرد دارند با واگن سرپوشیدهٔ کوچکشان به غرب می‌روند. برای آن سفر طولانی و خسته‌کننده، خیال‌بافی مناسبی به نظر می‌رسید.
المپیان؟:)
۱۰
اگر جیمز و امیلی کنار هم می‌ایستادند و دست‌هایشان را دراز می‌کردند، اندازهٔ طولش می‌شد و خیلی هم باریک بود. عرضش تقریباً اندازهٔ شانه‌های امیلی بود.
المپیان؟:)
۹
اسکلهٔ خیابان هاید لنگر انداخته بود
المپیان؟:)
۸
عرضش تقریباً اندازهٔ شانه‌های امیلی بود. امیلی نمی‌توانست تصور کند که این قطعه قبلاً بخشی از یک کشتی بزرگ بوده.
yena
۷
هر لحظه ممکن است چیزهایی را که قدرشان را نمی‌دانستی، از دست بدهی
ناشناس خاص
۳
بعضی وقت‌ها جالب بود که روی حساب سن‌وسالت رفتار نکنی.
yena
۳
یک چیز معمولی این قابلیت را دارد یک چیز بی‌نظیر توی خودش داشته باشد