با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
کتابخانه‌ی ارواح

دانلود و خرید کتاب کتابخانه‌ی ارواح

۴٫۶ از ۷۱ نظر
۴٫۶ از ۷۱ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب کتابخانه‌ی ارواح  نوشته  ریچارد دنی  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب کتابخانه‌ی ارواح

کتاب کتابخانه‌ی ارواح نوشته ریچارد دنی است که با ترجمه مشهود غفارکنی منتشر شده است. این کتاب ماجرای پسربچه‌ای عجیب ااست که می‌فهمد توانایی‌های خاق‌العاده‌ای دارد.

درباره کتاب کتابخانه‌ی ارواح

سایمون سانتیاگو از وقتی یادش می‌آید می‌تواند با مرده‌ها حرف بزند. او پدر و مادرش را در یک تصادف از دست می‌دهد و بعد از آن با عمویش زندگی می‌کند. چیزی نمی‌گذرد که سایمون در «آژانس روح‌گیری» مشغول به کار می‌شود و بار سنگینی روی دوشش است: خلاص شدن از شرّ ارواح...

و اما مأموریت جدید سایمون این است: فراری دادن ارواح از یک کتابخانه‌ی قدیمی.

کتابخانه‌ی ارواح یک کتاب پر هیجان و جذاب است که خواننده ای لحظه‌ای نمی‌تواند آن را رها کند.

خواندن کتاب کتابخانه‌ی ارواح را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به تمام علاقه‌مندان به داستان‌های پرهیجان پیشنهاد می‌کنیم

بخشی از کتاب کتابخانه‌ی ارواح

شیشه را روی زمین انداختم و با تکه‌تکه شدنش بوی خیلی بد و حال‌به‌هم‌زنی همراه یک روحِ بدون بدن از آن بیرون آمد. برای زمانی که به نظر می‌رسید تا ابد طول کشید، دورِ دفتر کارِ عمویم دویدم و سعی کردم روح را در شیشهٔ خالی مایونز اسیر کنم؛ اما بی‌فایده بود، روح آرام و قرار نداشت.

همانجا بود که با شنیدن صدای دست‌زدنی آهسته، فهمیدم کسی در تمام این مدت تماشایم می‌کرده است. عمو مونتی توی چهارچوب درِ دفترش ایستاده بود و همچنان برایم آهسته دست می‌زد.

در حالی که لبخندی بدجنسانه، سراسر صورتش را فرا می‌گرفت، گفت: «می‌دونستم تو این قدرت رو داری.» همان‌موقع بود که فهمیدم دیگر زندگی‌ام هرگز مثل قبل نخواهد شد. البته کسی که با روح‌ها حرف بزند هیچ‌وقت کاملاً عادی به حساب نمی‌آید؛ اما همان ته‌مانده از زندگی عادی‌ام هم داشت مثل ستون آجری نامرئی، روی من آوار می‌شد.

از آن به بعد، من یک‌جورهایی عروسک خیمه‌شب‌بازی عمویم شده بودم. او آژانس روح‌گیری خودش را به راه انداخت و آن‌قدر مغرور بود که نام آن را هم گذاشت مونتی سانتیاگو: روح‌گیر. او به بهانهٔ تدریس خانگی، من را از مدرسه بیرون کشید و ما سفر به دور آمریکا را شروع کردیم. در تمام این مسیر هم در حالی که من با مهربانی از روح‌ها می‌خواستم کمتر سروصدا کنند، عمو مونتی دستمزدهایش را به جیب می‌زد. بعضی وقت‌ها هم، اگر خوش‌شانس بودم، اسکناس بیست‌دلاری جلویم می‌انداخت. 

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۵۰)
❤ Staaaaaaar ❤
۱۳۹۹/۰۶/۰۲

این کتاب رو به همه کسانی که هیجان رو دوست دارن توصیه میکنم . کتاب خیلی خوبی هست بر خلاف اسمش زیاد ترسناک نیست من بیشتر برام جالب بود تا ترسناک ❤

ladan📚
۱۳۹۹/۰۸/۲۲

این کتاب کتاب جالبیه اما برای هر روحیه ای مناسب نیست و البته خیلی ها هم از آن نمیترسند اما برخی شب ها کابوس میبینند من به دسته ی دوم این کتاب را پیشنهاد نمیکنم اگرچه من زیاد بزرگ نیستم

- بیشتر
Hana
۱۳۹۹/۱۱/۰۱

خیلی عااااالی بود. داستان ترسناک بود که اگه توی شب خونده بشه ترسناک تر میشه😁 این داستان درباره پسری به نام سایمونه که می تونه با ارواح ارتباط برقرار کنه. خیلی هیجانی بود و آخر داستان خیلی غافلگیر کننده بود. اگر

- بیشتر
یک مشکل لاینحل
۱۳۹۹/۰۵/۲۰

🐉_ برای من ترسناک نبود اما خواندنش تجربه ی لذت بخشی بود🌸

-Dny.͜.
۱۴۰۰/۰۱/۰۹

کتابی با موضوع خیلی جذاب و متفاوت اما شخصیت پردازی و قلم ضعیف؛ شخصیت پردازی به قدری ضعیف بود که شخصیت اول داستان هیچ حسی به شما منتقل نمیکنه «‌یا حداقل من اینطور بودم ». سیر رمان انگار فیلمی بود که شما

- بیشتر
⚡Melika.jr⚡
۱۳۹۹/۱۰/۰۳

کتاب جذابی بود

aylin
۱۳۹۹/۰۵/۱۸

اگر کتاب های ترسناک رو میپسندید حتما بخونید آخرش جالب و تعجب بر انگیز تموم میشه ولی خیلی قشنگه

シ︎دختر کتابخونシ︎
۱۳۹۹/۱۲/۲۱

این کتاب واااااااااااااقعا عاااالی بود💚🦋 یکی از بهترین کتاب هایی بود که خوندم👌🏻😻 برای من که اصلا ترسناک نبود.بیشتر جالب بود

دختر کتابخون📖
۱۳۹۹/۱۰/۲۱

هیجانی و ترسناک البته چون من توی شب خوندم خیلی باحال و ترسناک تر بود🥶👻😉😍😘❤️

A~Rahin
۱۳۹۹/۱۱/۱۷

گذاشتن این کتاب توی دسته بندی ترسناک اشتباهه! اصلا ترسناک نبود. حتی هیجان هم نداشت. اگه روش بیشتر کار میشد یه اثر فوق العاده در میومد، ولی یه اثر متوسط رو به پایینه با شخصیت پردازی ناقص *هشدار اسپویل* رابطه سایمون و

- بیشتر
بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۹)
هوا به طرز قابل لمسی گرفته بود. برای لحظه‌ای نَفَس در گلویم حبس شد، انگار کسی به آرامی دست‌هایش را دور گردنم فشار بدهد.
نیلوفر
من می‌توانستم با روح‌ها مواجه شوم اما، زندگی واقعی خیلی ترسناک‌تر از ارتباط با چندتا روح بود.
Ghazal Chn
اما این شیطان قدرتمند بود، خیلی قدرتمند. با وجود اینکه اسمش را نمی‌دانستم، آیا می‌توانستم بیرونش کنم؟ تقریباً همه‌چیزم را از من گرفته بود و نمی‌توانستم بگذارم بَرنده شود، نه حالا، نه هیچ‌وقت.
کرم کتاب
یک‌جورهایی از فشاردادن آن زنگ پشیمانم. ای کاش می‌دانستم زندگی‌ام قرار است دچار چه اوضاع دیوانه‌واری بشود. ای کاش می‌دانستم که دیگر به مدرسه نخواهم رفت، دوستان جدید پیدا نخواهم کرد و دیگر نمی‌توانم آن‌طور که می‌خواهم زندگی کنم؛ چون از لحظه‌ای که پایم را در آپارتمان نم‌گرفته، کثیف و بوگندوی عمو مونتی گذاشتم، دیگر مُتِعلق به او و دنیای او شدم.
Dina k.p
گاهی وقت‌ها آرزو می‌کردم ای کاش به جای قدرت راندن ارواح، قادر به دَک‌کردن آدم‌های احمق بودم؛ آن‌وقت دنیا جای خیلی بهتری می‌شد
کاربر ۳۰۰۹۴۴۴
وقت‌ها آرزو می‌کردم ای کاش به جای قدرت راندن ارواح، قادر به دَک‌کردن آدم‌های احمق بودم؛ آن‌وقت دنیا جای خیلی بهتری می‌شد.
𝓝𝓘𝓖𝓗𝓣𝓛𝓘𝓖𝓗𝓣
نذار ترس از شکست خرابت کنه. اگه روحت رو براش بذاری، کسی نمی‌تونه جلوت رو بگیره.»
𝓝𝓘𝓖𝓗𝓣𝓛𝓘𝓖𝓗𝓣
ای کاش می‌دانستم که دیگر به مدرسه نخواهم رفت، دوستان جدید پیدا نخواهم کرد و دیگر نمی‌توانم آن‌طور که می‌خواهم زندگی کنم؛
کاربر ۳۰۰۹۴۴۴
جواب گفتم: «سلام، اسم من سایمونه.» رابطه‌ام با هم‌سن‌هایم خوب نبود. من هیچ دوستی نداشتم و برای همین ارتباط برقرارکردن با یک آدم جدید در عین حال که برایم هیجان داشت، عذاب‌آور بود.
کاربر ۲۸۷۶۳۶۵

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۱۲۸ صفحه
قیمت نسخه چاپی۳۵,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۶/۰۱/۲۵
شابک۹۷۸-۶۰۰-۴۶۲-۲۲۲-۶
تعداد صفحات۱۲۸صفحه
قیمت نسخه چاپی۳۵,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۶/۰۱/۲۵
شابک۹۷۸-۶۰۰-۴۶۲-۲۲۲-۶