با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
روز حلزون

دانلود و خرید کتاب روز حلزون

۴٫۱ از ۸ نظر
۴٫۱ از ۸ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب روز حلزون  نوشته  زهرا عبدی  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب روز حلزون

کتاب روز حلزون نوشته زهرا عبدی روایت کننده‌ی قصه‌هایی است که در آن‌ها بی‌تعارف و صریح با تمام زخم‌هایمان روبه‌رو می‌شویم. این کتاب به ما این شجاعت را می‌دهد که با زخم‌ها و رنج‌هایمان روبه‌رو شویم. 

این کتاب روایت آدم‌هایی است که در زمان رنج و سختی می‌ایستند و مبارزه می‌کنند.

خواندن کتاب روز حلزون را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به تمام علاقه‌مندان به ادبیات داستانی ایران پیشنهاد می‌کنیم

بخشی از کتاب روز حلزون

نیمه‌شب‌های تهران هر گوشه‌اش یک شکلی شروع می‌شود. توی دربند و درکه یک‌جوری ساعت می‌گذرد و توی میدان اعدام یک‌جور دیگر. وسطِ شهر تهران، توی محلهٔ اصیل دریان‌نو، نیمه‌شب از وقتی شروع می‌شود که من یک فیلم را می‌گذارم توی کامپیوترم و کلیک می‌کنم روی پِلِی. بعد هم گوشی را می‌گذارم توی گوشم و درست در همین لحظه، ساعت دنیا می‌ایستد و من به ساعت نیمه‌شبم اشاره می‌کنم تا عقربه‌هایش را روی دایرهٔ غیرتکراری زمان من برقصاند. این عقربه‌ها با موسیقی متن هر فیلمی، یک‌جور می‌رقصند. با موسیقی متن فیلم لاو استوری یک‌جور و با دی‌پارتِد یک‌جور و با هنگ‌اُوِر کلاً یک‌جور دیگر.

پسرک می‌گوید: «امشب فیلم نبین. مادر حالش خوب نیست.»

«من روی پِلِی کلیک کنم یا نه، نیمه‌شب از هر جایی، یک شکلی شروع می‌شود. نیمه‌شبِ مادر هم، من بخواهم یا نه، روی ساعت خودش شروع می‌شود.»

کلیک می‌کنم. صندلی‌ام را هل می‌دهم عقب. پشتی‌اش را کمی می‌خوابانم

و پاهایم را می‌گذارم روی میز. مثل قهرمان فیلم‌های وسترن که از بزن‌بزن و ماشه چکاندن خسته شده و کلاهش را کشیده روی چشمش و چرت

می‌زند، تا یک سکانس اکشن دیگر. به پسرک می‌گویم: «مادر هر شب حالش بد است.»

«می‌ترسم فردا خواب بمانی. اگر نیمه‌شب‌هایت همین‌طوری بگذرد، یا تو دیوانه می‌شوی یا من.»

«یا هر سه‌تایی.»

پسرک می‌رود توی کوله‌ام که همیشه به بدقواره‌ترین شکل ممکن، افتاده کنار دیوار. امشب آن‌جا می‌خوابد. خوب شد رفت. فیلم باشگاه مشت‌زنی، رسیده به جایی که من اصلاً حوصله ندارم کسی وسطش حرف بزند، اگرچه توی خانهٔ ما همیشه صداهای عجیب آن‌قدر هست که اعصابت را لوله کند. فیلم رسیده به جایی که ادوارد نورتن دارد می‌فهمد خودش را با خودش عوضی گرفته. از این جای فیلم را نمی‌توانم لمیده ببینم. پشتی صندلی را صاف می‌کنم تا خوب ببینم کی خودش را جای کی قالب کرده.

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۲)
bina
۱۳۹۹/۰۴/۱۱

لطفاً اینو بذارید کتابخونه.ممنون میشه اینو تخفیف بذارید.یا بذارید بی نهایت.من کارهای این نویسنده رو خیلی دوست دارم.خواهش میکنم

panah
۱۳۹۹/۰۷/۰۱

قبلا جز بی نهایت بود طبق معمول طاقچه جان کتاب های خوب رو برمیدارن از بی نهایت 😏

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۴)
بعضی چیزها وقتی صدای بلند شکستن‌شان تمام شد، می‌بینی خوب شد شکست. خوب شد تمام شد
Mina
نمایشگاه کتاب پر از آدم‌هایی است که در طول سال حتا کتابی را ورق نمی‌زنند. می‌آیند که یادشان برود کتاب نمی‌خوانند و شب، بعد از گزارش مفصل تلویزیون از غوغای نمایشگاه و مردم با فرهنگ، راحت سریال شب‌شان را ببینند و خیال‌شان راحت باشد به فرهنگ چند هزارساله، ادای دین کرده‌اند.
Mina
نمایشگاه کتاب پر از آدم‌هایی است که در طول سال حتا کتابی را ورق نمی‌زنند. می‌آیند که یادشان برود کتاب نمی‌خوانند و شب، بعد از گزارش مفصل تلویزیون از غوغای نمایشگاه و مردم با فرهنگ، راحت سریال شب‌شان را ببینند و خیال‌شان راحت باشد به فرهنگ چند هزارساله، ادای دین کرده‌اند.
mary
نمایشگاه کتاب پر از آدم‌هایی است که در طول سال حتا کتابی را ورق نمی‌زنند. می‌آیند که یادشان برود کتاب نمی‌خوانند و شب، بعد از گزارش مفصل تلویزیون از غوغای نمایشگاه و مردم با فرهنگ، راحت سریال شب‌شان را ببینند و خیال‌شان راحت باشد به فرهنگ چند هزارساله، ادای دین کرده‌اند.
mariykh

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۱۶۰ صفحه
قیمت نسخه چاپی۱۴,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۳/۰۲/۱۷
شابک۹۷۸-۶۰۰-۲۲۹-۲۰۵-۶
تعداد صفحات۱۶۰صفحه
قیمت نسخه چاپی۱۴,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۳/۰۲/۱۷
شابک۹۷۸-۶۰۰-۲۲۹-۲۰۵-۶