معرفی و دانلود کتاب ناتمامی + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب ناتمامی
off
٪۵۰
subscriptionAvailable

کتاب ناتمامی

نوع کتاب
۳.۷ امتیاز(از ۱۱۷ رأی)
پدیدآورندگان: 
زهرا عبدی
انتشارات: 
نشر چشمه

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب ناتمامی

ناتمامی دومین رمان زهرا عبدی پس از روز حلزون است. ماجرای این رمان در یک فضای دانشگاهی می‌گذرد و درباره گم‌شدن یک دختر دانشجوی شهرستانی است. این کتاب برنده تندیس بهترین رمان سال ۱۳۹۵ از جایزه ادبی هفت اقلیم شده و استقبال خوبی هم از طرف خوانندگان داشته است.

 خلاصه کتاب ناتمامی

لیان جفره‌ای، دانشجوی بوشهری ادبیات فارسی چند روزی است که غیبش زده است و دوست هم اتاقی‌اش، سولماز برای پیدار کردن او دست به هر کاری می‌زند.

این کتاب ۲۳ فصل و دو راوی دارد که تقریبا هر فصل را یک راوی روایت می‌کند.

زهرا عبدی در رمان ناتمامی فضایی پر از شک و تردید و ابهام و سوء ظن ساخته و آن را با انگاره‌ها و پندارهای تاریخی و سیاسی هم پیوند می‌زند. گذشته قهرمان داستان را هم در آن جا شرح می‌دهد و در طول داستان مدام خواننده را با اتفاقات جدید درباره دختر گمشده پر شروشور داستان رودررو می‌کند. در طول داستان سوال‌های زیادی به ذهن مخاطب می‌رسد. آیا لیان را دزدیده‌اند؟ آیا خودش، خودش را گم و‌گور کرده؟ آیا با کسی فرار کرده است؟ و ده‌ها سوال و موقعیت دیگر که در رمان جذاب ناتمامی با قلم زهرا عبدی روایی می‌شوند. عبدی در هر فصل کتاب، پرده‌ای از راز گم‌شدن لیان برمی‌دارد و با فضاسازی‌ها و آوردن آدم‌ها و نام‌های تازه به ماجرای دختر گمشده شهرستانی، هیجان داستانش را چندبرابر می‌کند.

خواندن کتاب ناتمامی را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

ناتمامی یک رمان پیچیده، پرهیجان و رازآلود است و خواندن آن برای علاقه‌مندان به رمان‌هایی از این دست جذاب است.

درباره زهرا عبدی

زهرا عبدی نویسنده جوان معاصر، دانش‌آموخته ادبیات فارسی و ادیان و عرفان در دو دانشگاه تهران و علامه است. او در سال ۱۳۷۸ مجموعه شعری با نام تو با خرس، سنگین‌تر از کوه رقصیده‌ای را چاپ کرد، پنج سال بعد رمان روز حلزون را منتشر کرد و رمان ناتمامی را در سال ۱۳۹۵ نوشت که بسیار مورد توجه مخاطبان قرار گرفت. تاریکی معلق روز و مجموعه شعر شهرزاد از اثار دیگر زهرا عبدی است. 

جملاتی از کتاب ناتمامی

لیان از چهارشنبهٔ هفتهٔ پیش به خوابگاه برنگشت. آخرین جایی که شاهد حضورش بودند، کلاس جامعه‌شناسی زبانِ دکتر حق‌شناس بود. کلاس درسی‌اش نبود و آزاد شرکت می‌کرد. ساعت دو و نیم بعدازظهر کلاس تمام شده بود و بعد از آن دیگر کسی ندیدش. من و چند نفر دیگری که او را در این کلاس می‌شناختیم، به حراست و پلیس گفتیم تا قبل از شروه‌خوانی‌اش حالش خوب و عادی بود. با استاد حق‌شناس سر گویش‌های رایج محلی ایران بحث کرد. دوبیتی فایز دشتستانی هم در قالب شروه‌خوانی برای نمونهٔ گویش جنوبی سر کلاس خواند. آن هم با چه سوزی! اولش موقع خواندن به در نگاه می‌کرد. دکتر حق‌شناس درِ کلاس را خودش چفت کرد. لیان وقتی رسید به بیت «کجا رفتی، کجا رفتی، کجایی؟/ به وقت مرگ هم پیشُم نیایی؟» چشم‌هایش خیس شد و گریه کرد. قبل از این‌که بلند گریه کند بعضی‌ها چشم‌های‌شان خیس شده بود. همان موقع با خودم گفتم مخاطب این بیت چه کسی می‌تواند باشد؟ پدرش؟ برادرش؟ یا شمسایی؟ آخری را بیشتر احتمال می‌دادم.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب ناتمامی و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابناتمامی
موضوعرمان، داستان ایرانی
نویسندهزهرا عبدی
انتشاراتنشر چشمه
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۳/۰۷/۰۷
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۲.۶۵ مگابایت
شابک۹۷۸۶۰۰۲۲۹۴۱۴۲
تعداد صفحه‌ها۲۵۳ صفحه
قیمت کتاب۷۵۵۰۰ تومان
برچسبباشگاه کتاب‌خوانی ازتا
نسخۀ صوتیخرید کتاب صوتی ناتمامی

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

Maryam Shahriari
مطمئن نیستم.
۱۳۹۹/۰۱/۱۷

*** خطر لو رفتن داستان با خواندن این دیدگاه *** داستان اصلی این کتاب در چند خط ابتدایی آن توضیح داده شده. لیان دانشجوی بوشهری ارشد ادبیات در تهران گم شده و سولماز همکلاسی تبریزی‌اش در جستجوی اوست. البته لیان و...بیشتر

۱
Omid r kh
۱۳۹۸/۰۹/۰۳

. اصلاً سولماز (شخصیت اصلی) از اولش هم در موقعیتِ منفعلانه‌ی ننامیدنی‌گونه‌ی بکت، در آخرین صحنه‌ی رمان، واقع شده بود. نه برای این‌که زن است و باید منفعل باشد، نه، چون انسان است. و انسان، مادام که زنده است، در موقعیتِ...بیشتر

۲
سیّد جواد
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۳/۲۱

کتاب ۲۹۲ از کتابخانه همگانی، با اینکه کتاب انتها ندارد ( و طبق نوشته ی نویسنده در صفحات آخر ، بخاطر ناتوانی نویسنده است !) و سرنوشت دو راوی داستان مبهم باقی میماند ، ولی در مجموع و در مقایسه با...بیشتر

۰
seza68
توصیه نمی‌کنم.
۱۳۹۹/۰۱/۱۵

کتاب سر تا تهش کلیشه است کلیشه تهرانی و شهرستانی کلیشه همه افراد موفق از لحاظ مقام، عوضی هستند و همه افراد موفق علمی زیرآبشون زده میشه. کلیشه بازاریان خونخوار و متعصب کلیشه عشق نافرجام تکرار یخ و بی‌مزه داستان شیخ صنعان توجیه همه این کلیشه‌ها...بیشتر

۰
mim
۱۳۹۸/۰۹/۳۰

ناتمامی، آش شله قلمکار ایرانی یک سوم اول کتاب خوب بود، اما از یک جایی از کتاب ، انگار که جمله های خوش آب و رنگ کتاب از متن بزنند بیرون و در پیرنگ ننشینند. دلم بعد از مدت ها یک...بیشتر

۴
shayestehbanoo
۱۳۹۸/۰۷/۲۳

یکی از بهترین ها ... نثر فوق العاده زیبا و اوانگارد کتاب و شخصیت پردازی بی نظیرش این کتاب رو به یکی از بهترین ها تبدیل کرده، موضوع انتخابی کشش خیلی خوبی داره و قشنگ خواننده رو همراه میکنه واقعا من...بیشتر

۰
maryam_z
۱۳۹۹/۰۱/۱۸

💥خطر اسپویل💥 "اگر برای قصه هم مجازات سختی باشد، همین تکرار مکرر و بی پایان آن است.... " اما چرا باید خانم عبدی قصه ی خودش رو مجازات کنه ؟؟ به صرف اینکه روایت از همیشگی هایی نشات گرفته که شنیدن اون...بیشتر

۰
marzieh
مطمئن نیستم.
۱۳۹۸/۱۲/۱۵

از اول نباید در قالب یک رمان بخونیم که منتظر پایانی باشیم. بیشتر مستند نویسی هست که وقایع روزمره زندگی رو نشون میده و مشکلاتی که پایانی نداره و بعضی وقت ها فرد و خسته میکنه از ادامه مطالعه..در کل...بیشتر

۰
دختر باران
۱۳۹۸/۰۸/۰۹

خندیدم و اشک ریختم....برای تنگسل و حامی ، برای جهانگیر ، برای لیان، و برای هرکدام از شخصیت‌هایی که به ناچار در تاروپود غم روزگار گیر افتاده بودند... تلخ بود؛ خیلی تلخ، اما چون واقعیت بود، با همه‌ی منطق‌های ذهنت...بیشتر

۳
Sina Iravanian
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۸/۰۷/۲۴

نثرِ کتاب را خیلی دوست داشتم. به نظرم خیلی قوی و دل‌نیشن آمد، شاید یکی از قوی‌ترین نثرها در رمان‌های فارسی‌ای که تا به حال خوانده‌ام (که البته تعدادشان زیاد هم نیست). تقریباً هیچ جای کتاب حوصله‌ام سر نرفت. چیزی...بیشتر

۱
miss_yalda
۱۳۹۸/۰۹/۰۲

خیلی این کتاب رو دوست داشتم، نثر، توصیفات و مخصوصا ترکیب اسطوره‌ها، شخصیت‌های تاریخی و ادبی ما با اتفاقات زندگی عادی شخصیت‌های داستان، برام خیلی دلچسب بود. نمونه رو دانلود کردم و از همون گیل گمش، ترجیح دادم نسخه کاغذیش رو...بیشتر

۰
سینا
۱۳۹۹/۰۱/۱۴

داستان جذابی دارد اما جزئیات دانشگاه و خوابگاه پر از اشتباه است انگار نویسنده جزئیات مهمی را از خودش سرهم کرده و زحمتی برای پرسیدن از دانشجوی دانشگاهی که از آن روایت می کند به خود نداده است. اما خب داستان...بیشتر

۴
آزاد
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۴/۳۱

قصه پرداخت خوبی داشت اما حداقل دو جا ایرادات عجیبی به چشم میخورد. مثل اس ام اس آمدن به شماره ای که چند ساعت قبل به همراه گوشی به چاه مستراح افتاده! 🤔

۱
elnaaz_msv
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۱/۲۶

کتاب متاسفانه باگ‌هایی داره که توی ذوق می‌زنه دلیلِ اون ستاره‌ای که کم کردم هم همینه ولی درکل به نظرم کاریه که ارزشِ خوندن داره. سوادِ بالای خانم عبدی، مهارتشون در داستان پردازی و مطرح کردنِ دغدغه‌های اجتماعی توی این...بیشتر

۰
effat
۱۳۹۸/۰۹/۰۱

توصیه می کنم تاریکی معلق روز ، آخرین کتاب خانوم عبدی رو هم بخونید، فوق العاده اس، بی نظیره، من دیروز تمومش کردم

۱

بریده‌هایی از کتاب

elnaaz_msv
۴۰
بیشتر آدم‌هایی که می‌شناسم تحمل یک آدم سرزنده را ندارند. کسی که سرزندگی‌اش به تو یادآوری کند که مُرده‌ای، یا در حال مُردنی.
آسمان
۳۳
دهانش حالتی دارد که مطمئنی به اندازهٔ شش سال وراجی خوابگاهی، کلمه‌های ناگفته پشت آن ورم کرده‌اند، بس که کم حرف می‌زد
seza68
۱۵
آدم‌ها تا وقتی خیلی نزدیک‌شان نشده‌ای، همانی هستند که تو از آن‌ها در ذهنت ساخته‌ای، اما وقتی کمی نزدیک می‌شوی بیشتر خودشان می‌شوند و کمتر شبیه ذهنیت تواَند.
zahra ebrahimi
۱۱
شاید فکر بی‌رحمانه‌ای باشد اما گذرش را از ذهنم نمی‌توانم نادیده بگیرم؛ این‌که بیشتر آدم‌هایی که می‌شناسم تحمل یک آدم سرزنده را ندارند. کسی که سرزندگی‌اش به تو یادآوری کند که مُرده‌ای، یا در حال مُردنی. وقتی خیال‌شان راحت بشود از این‌که فلج یک گوشه افتادی دیگر کاری به کارت ندارند، مثل قهرمان بوکسی که یک مشت خورده به گردنش و دیگر نمی‌تواند کسی را گوشهٔ رینگ گیر بیندازد. فلج شده. حالا همه یک آخیِ کشیده می‌گویند و ته دل‌شان خیال‌شان راحت است که دوتا مشت زنده که کوبیده می‌شد به صورت روزگار، فلج شده.
Fatemeh_J
۱۰
مادر همیشه می‌گفت «بدترین نفرین این است که به کسی بگویی الهی نیمه‌کاره بمانی.»
sama
۷
عینکم را از روی چشمم برمی‌دارد و می‌گوید «ذاتِ درست، کار خودش را می‌کند.» دلم برای این فکرهایش می‌سوزد. این‌جور آدم‌ها مجبورند این‌طور فکر کنند وگرنه توان جنگیدن ندارند. باید کسانی را که برای‌شان می‌جنگی بزرگ کنی، وگرنه زیر بار سنگین کوچکی‌شان له می‌شوی.
zeinab.ghl
۷
عادت می‌کنی؛ اول به خودت، بعد به هر چه پیش آید. هر چه اوضاع بدتر باشد، ضریب عادت، تصاعدی بالاتر می‌رود.
Mary gholami
۷
یا چنان نمای که هستی یا چنان باش که می‌نمایی.
دردونه
۶
آدم‌ها تا وقتی خیلی نزدیک‌شان نشده‌ای، همانی هستند که تو از آن‌ها در ذهنت ساخته‌ای، اما وقتی کمی نزدیک می‌شوی بیشتر خودشان می‌شوند و کمتر شبیه ذهنیت تواَند. شاید برای همین است که بعد از هر نزدیک شدنی، دوری لازم است؛ فرصتی برای بازسازی تصویری که از محبوب ساخته‌ای، تصویری که هر چه تلاش کنی با اصلش برابر نمی‌شود. برای همین شاید نزدیک شدن همیشه کراهت به دنبال دارد.
Aysan
۶
عادت می‌کنی به هر چه پیش آید.