معرفی و دانلود کتاب گفت‌وگوی دو حلزون + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب گفت‌وگوی دو حلزونsubscriptionAvailable

کتاب گفت‌وگوی دو حلزون

نوع کتاب
۳.۵(از ۴ امتیاز)

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب گفت‌وگوی دو حلزون

کتاب گفت‌وگوی دو حلزون، مجموعه اشعار زیبا و خواندنی از یکی از بزرگ‌ترین و معروف‌ترین شاعران اسپانیای زبان، فدریکو گارسیا لورکا است. شادی سلطان‌زاده با ترجمه‌ی گفت‌وگوی دو حلزون اثری بی‌نظیر از این شاعر بزرگ به ما داده است.

درباره‌ی کتاب گفت‌وگوی دو حلزون

گفت‌وگوی دو حلزون، مجموعه اشعار، مناظره‌ها و نثرهای کوتاه از فدریکا گارسیا لورکا است. گفت‌وگوی دو حلزون، شامل آثاری بسیار شناخته‌شده، کم‌تر شناخته‌شده، و برخی دیگر از آثار او است. در میان این آثار، مواردی از اولین شعرها تا کتاب معروفش قصیده کولیان و آثار منتشرشده پس از مرگ او گردآوری شده است.

کتاب گفت‌وگوی دو حلزون را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنم

اگر به شعر جهان علاقه دارید، خواندن کتاب گفت‌وگوی دو حلزون لبخند را به شما هدیه می‌دهد. اگر دوست دارید با نمونه‌ای کلی از آثار گارسیا لورکا آشنا شوید، کتاب گفت‌وگوی دو حلزون به شما کمک می‌کند. 

درباره‌ی فدریکو گارسیا لورکا

فدریکو گارسیا لورکا، شاعر مشهور اسپانیایی زبان در تاریخ ۵ ژوئن ۱۸۹۸ در گرانادا اسپانیا متولد شد. او که اشعار و نمایشنامه‌های زیادی از خود به‌جا گذاشته است، در تاریخ  ۱۹ اوت ۱۹۳۶ در ۳۸ سالگی به دست پارتیزان‌های ملی و در جنگ داخلی اسپانیا کشته شد. فدریکو گارسیا لورکا لقب شاعر کولی را دارد، او نقاشی می‌کرد، نوازنده پیانو بود و در آهنگ‌سازی  نیز دستی داشت. از میان مشهورترین آثار فدریکو گارسیا لورکا می‌توان به یرما، عروسی خون و خانه برناردا آلبا اشاره کرد.

بخشی از کتاب گفت‌وگوی دو حلزون

در این میان دو قورباغه بودند،

تنبل و ناتوان

آفتاب می‌گرفتند.

یکی‌شان گفت،

«بی‌ارزشند این آوازهای نو.»‌

آن یکی قورباغه

معیوب و تقریباً کور، گفت

«حتماً همین‌طور است دوست من.»

«جوان که بودم می‌پنداشتم

سرانجام، خدا اگر بشنود آوازمان را

رحم خواهد کرد

اما دانشی که اندوخته‌ام تمام عمر

وامی‌داردم دروغش پندارم

دیگر آواز نمی‌خوانم...»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب گفت‌وگوی دو حلزون و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:گفت‌وگوی دو حلزون
موضوع:شعر جهان
نویسنده:فدریکو گارسیا لورکا
مترجم:شادی سلطان‌زاده
انتشارات:نشر سیفتال
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۳۹۸/۰۱/۱۳
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۱.۵۲ مگابایت
شابک:۹۷۸۶۰۰۹۷۹۹۴۶۶
تعداد صفحه‌ها:۶۰ صفحه
قیمت کتاب:۱۲۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

hamidreza.sh
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۱۰/۲۳

به نظر من که خیلی خوبه چون هم داستان خوبی داره و هم جذابیت زیادی شخصیت های جالبی هم داره و هم میشه ازش یک نمایش عروسکی فوقالعاده نوشت

۰

بریده‌هایی از کتاب

Mohammad
۲۲
«جوان که بودم می‌پنداشتم سرانجام، خدا اگر بشنود آوازمان را رحم خواهد کرد اما دانشی که اندوخته‌ام تمام عمر وامی‌داردم دروغش پندارم دیگر آواز نمی‌خوانم...»
Mohammad
۱۰
رفیقان، بازگردید! به سرچشمه‌ی‌تان بازگردید! جاری نسازید روح خویش را در کشتی مرگ.
mohammad javad enferadi
۴
بسی زیستن. از برای چه؟ راه هموار است و ملالت‌بار، و نیست عشقی که کفایت کند. بسی شتافتن. از برای چه؟ برای سوارشدن بر قایقی بدون لنگرگاه. رفیقان، بازگردید! به سرچشمه‌ی‌تان بازگردید! جاری نسازید روح خویش را در کشتی مرگ.
mohammad javad enferadi
۱
تق‌تق. کیستی؟ دگربار پاییز. پاییز در پی چیست؟ تابستان طراوت خیالت. تسلیمش نمی‌کنم به تو. هنوز هم در پی رهاندنش از چنگ تواَم. تق‌تق. کیستی؟ دگربار پاییز.
پویا پانا
۱
«جوان که بودم می‌پنداشتم سرانجام، خدا اگر بشنود آوازمان را رحم خواهد کرد اما دانشی که اندوخته‌ام تمام عمر وامی‌داردم دروغش پندارم دیگر آواز نمی‌خوانم...»
amirkarimifar
۱
ای درخت‌ها! آیا نوک ریشه‌های تنومندتان بازخواهند شناخت قلبم را در میانهٔ زمین؟
Narges Sly
۱
ماه، تنها یک حفرهٔ خالی‌ست، و تمام گل‌ها برای هیچند.
mahii
۰
«جوان که بودم می‌پنداشتم سرانجام، خدا اگر بشنود آوازمان را رحم خواهد کرد اما دانشی که اندوخته‌ام تمام عمر وامی‌داردم دروغش پندارم دیگر آواز نمی‌خوانم...»
mahii
۰
«زندگی جاودانه را باور داری؟» قورباغهٔ کور و معیوب، غمگینانه می‌گوید: «من نه.» «پس چرا به حلزون سفید گفتیم که باور داشته باشد؟» قورباغهٔ کور می‌گوید: «چون که... نمی‌دانم چرا،» «وقتی اعتمادی را که فرزندانم به آن صدا می‌زنند خدا را می‌شنوم آکنده می‌شوم از شور و شوق...»
mahii
۰
«راه پایانی ندارد شاید کسی بتواند برسد از این‌جا به ستاره‌ها اما پستی کند بودنم رسیدنم را مانع خواهد شد.»