معرفی و دانلود کتاب پنج نمایشنامه عروسکی + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب پنج نمایشنامه عروسکیsubscriptionAvailable

کتاب پنج نمایشنامه عروسکی

نوع کتاب
۳.۰(از ۷ امتیاز)

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب پنج نمایشنامه عروسکی

در این لحظات اسفبار جهانی هنرمند باید با مردم بگرید و بخندد. باید دسته گل های سوسن سفید را رها کرد و تا کمر در مرداب فرو رفت تا به آنها کمک کرد که در پی سوسن سفیدند. تمایل زیادی برای ارتباط با دیگران دارم. برای همین بر در تئاتر کوبیدن و تمام احساسم را نمایان کردم.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب پنج نمایشنامه عروسکی و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:پنج نمایشنامه عروسکی
موضوع:نمایشنامه
نویسنده:فدریکو گارسیا لورکا
مترجم:جواد ذوالفقاری
انتشارات:موسسه فرهنگی هنری نوروز هنر
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۳۸۳/۰۶/۲۶
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۱۲.۳۲ مگابایت
شابک:۹۶۴-۷۱۰۹-۱۶-۴
تعداد صفحه‌ها:۲۶۴ صفحه
قیمت کتاب:۳۵۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

Mohammad
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۷/۱۰

(۷-۱۰-[۱۵۳]) شاید با دیدن اسم کتاب فکر کنید نمایشنامه هاش برای گروه سنی کودک و نوجوان نوشته شده ولی نه، محتوای نمایشنامه ها خیلی جدی و گاه با زبانی طنز و ترکیبی از شعر و نثر به مفاهیمی مثل عشق، مرگ...بیشتر

۱
کاربر ۴۱۰۵۵۶۳
۱۴۰۳/۰۵/۲۱

بی شک نقش لورکا در ادبیات اسپانیا غیر قابل انکار است اما فکر می‌کنم به دلیل توجه لورکا به فرهنگ و به عبارتی فولکلور باعث شده که در اثر ترجمه آثارش برای خواننده غیر اسپانیایی زبان درک ویژگی های زبانی...بیشتر

۰
کاربر ۶۰۹۰۴۴۵
۱۴۰۱/۱۲/۲۰

ناقصه کتاب، ۵ نمایشنامه نیست!!!!!!

۰

بریده‌هایی از کتاب

Mohammad
۱۷
اکنون ناله‌ی آب را درک می‌کنم، و ضجه‌ی ستاره‌ها را، و ضجه‌ی باد را میان کوه، و وزوز تیز زنبور را. چرا که من مرگم.
Mohammad
۱۶
ای عشق،‌ کیست که بتواند تو را بشناسد!
Mohammad
۱۶
یک کرم کوچک دیروز عصر, از عشقش به‌من گفت؛ دوستش ندارم، تا وقتی درآورد دو بال و چهار پا.
MIEL
۲
خودش می‌گوید عاشق چیزی است که هیچ‌وقت به‌ دستش نمی‌آورد.
کاربر ۱۸۸۶۱۷۷
۰
یک کرم کوچک دیروز عصر, از عشقش به‌من گفت؛ دوستش ندارم، تا وقتی درآورد دو بال و چهار پا.
کاربر ۴۱۰۵۵۶۳
۰
وروره جادو، اون‌قدر شراب به‌ما بده تا از چشمامـون درآد بیرون. اشک‌هامون قشنگ می‌شه؛ اشک‌های زبرجد، اشک‌های یاقوت...
کاربر ۴۱۰۵۵۶۳
۰
(در کمد را باز مـی‌کند.) قـلب کوچیک من! درخت کوچیک باغ من! کوکولیچه (او را در آغوش می‌گیرد.) میخک گلخونـه‌ای مـن! یـه مـشتِ کوچولوی دارچین من!