با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
داستان‌های برگزیده‌ ماکسیم گورکی

دانلود و خرید کتاب داستان‌های برگزیده‌ ماکسیم گورکی

مجموعه ۲۴ داستان

۳٫۰ از ۴ نظر
۳٫۰ از ۴ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب داستان‌های برگزیده‌ ماکسیم گورکی  نوشته  ماکسیم گورکی  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب داستان‌های برگزیده‌ ماکسیم گورکی

کتاب داستان‌های برگزیده ماکسیم گورکی با ترجمه افسر صدرات منتشر شده است. ماکسیم گورکی نویسنده مشهور روس است که رمان مادر او منبع مانیفست حزب کمونیست شد.

درباه کتاب داستان‌های برگزیده ماکسیم گورکی

کتاب داستان‌های برگزیده‌ ماکسیم گورکی شمال داستان‌های «من با گورکی»، «همسفر من»، «نخستین عشق من»، «پادشاهی که بیرق سلطنت را برافراشت»، «معلم اخلاق»، «فرانسه زیبا»؛ «استادان زندگی»، «بچه‌ها»، «پدر و پسر»، «عبرانی»، «زن چشم کبود»، «مادر و فرزند»، «افسانه مادر»، «عجوزه ایزرگیل»، «افسانه وانکو»، «جماعت»، «زندانیان»، «شب میلاد»، «نهم ژانویه»، «واسکا سرخه»، «رومان»، «سرزمین اندوه»، «فضول» و «ملاقات» است. گورکی در هر داستان خواننده را با خودش همراه می کند و لذت خواندن و کشف را به او می‌دهد.

خواندن کتاب داستان‌های برگزیده‌ ماکسیم گورکی را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به تمام علاقه‌مندان به ادبیات روسیه و ادبیات داستانی پیشنهاد می‌کنیم

بخش‌هایی از کتاب داستان‌های برگزیده‌ ماکسیم گورکی

شیطان بر من داد زد:

ـ تو حتی در گورستان هم بشردوست هستی! البته، مناسب‌ترین جای بشردوستی میان مردگان است، زیرا هیچ‌کس را نمی‌رنجاند. در کارخانه‌ها، در میدان‌های عمومی، در خیابان‌های شهر، در زندان‌ها و چاه‌های معدن، میان مردم زنده، بشردوستی چیز مسخره‌ای است و حتی گاهی تولید کینه می‌نماید. اما اینجا هیچ‌کس در فکر مسخرگی نیست، مردگان همیشه جدی هستند. و من مطمئنم که آنها خوششان می‌آید که کسی برایشان از بشردوستی حرف بزند، مگر نه، بشردوستی فرزند مرده به دنیا آمده افکار آنهاست... و به هر حال نمی‌شود گفت کسانی که آرزو داشتند با این پرده زیبا فجایعی را که روی صحنه زندگی می‌گذرد بپوشانند، آدم‌های احمقی بودند. آنها آرزو داشتند از این راه، وحشت اندوهگین شکنجه‌هایی را که انسان تحمل می‌کند، سرمای شقاوت اقویا را، با قوت حمق همگان بپوشانند. 

نظری برای کتاب ثبت نشده است
بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۲۵)
خوب به یاد دارم، زمانی که در کتاب الدنبورگ به‌نام «بودا، زندگی، آموزش‌های او و مردم» را خواندم و فهمیدم که: «زندگی سراسر رنج و درد است» سخت خشمناک شدم. من از شادی‌های زندگی بهره چندانی نبرده بودم، اما تلخ‌ترین رنج‌های زندگی به دیده من پدیده‌های گذرا بودند نه همیشگی.
saeed_vadi
باز هم برای ما پیش آمد که با میوه و امید به آینده تغذیه کنیم. بیچاره آینده!
saeed_vadi
این کودکان ژنده و گرسنه که در طول راه خسته و فرسوده شده بودند حتی فریاد هم نمی‌کردند. تنها با چشمان تیز که به دیدن یک مزرعه یا سبزی‌کاری می‌درخشید، سرگردان این طرف و آن طرف می‌نگریستند، و وقتی که به پدر و مادرشان نگاه می‌کردند مثل این بود که می‌پرسیدند: چرا ما را به وجود آوردید؟
saeed_vadi
... در آن هنگام، سرنوشت، برای پرورش من، وادارم کرد دستخوش تب و تاب نخستین عشق بشوم.
saeed_vadi
و در این شکی نبود که لبخند و خندیدن او همان بود که دل یک جوان بیست ساله، سخت نیازمند آن است، دلی که از نابسامانی‌های زندگی آزرده است.
saeed_vadi
از آغاز آفرینش جهان، آن روز بهترین روز بود. خورشید، در آسمان صاف و روشن، خوش می‌درخشید. بوی توت فرنگی‌های رسیده بر فراز رودخانه پیچیده بود، همه دوستان دریافتند که به راستی آدم‌های بسیار خوبی هستند، و این مرا سرشار از عشق و دوستی آنان می‌کرد.
saeed_vadi
هنگامی که زن دلخواه خود را روی دست از قایق به خشکی بردم، او گفت: ـ تو چه پر زوری! من خود را چنان می‌پنداشتم که می‌توانم هر ناقوس بزرگ شهر را از آن بالا به پایین بیندازم، از این رو، به دلبرم گفتم که می‌توانم او را فرسنگ‌ها روی دست ببرم. او با نگاه نوازشم کرد و آرام خندید، چشمان او سراسر روز در برابرم می‌درخشیدند، و البته، باور من این بود که آنها فقط برای من می‌درخشند.
saeed_vadi
شوهرش مردی خوشدل و تن پرور بود. او دوست داشت روی تختخواب دراز بکشد و داستان‌های برگردان شده، به ویژه، داستان‌های (الکساندر دوما پدر) را بخواند، او می‌گفت: خواندن اینها سلول‌های مغز را تازه می‌کند.
saeed_vadi
آن مرد خوشش می‌آمد که به زندگی «از دریچه دانش و سختگیرانه» نگاه کند. به ناهار نام «پذیرش خوراک» داده بود و پس از خوردن ناهار می‌گفت: ـ یاخته‌های بدن برای بردن شیره غذا از شکم نیاز به آرامش کامل دارند. او فراموش می‌کرد که خرده‌های نان در لابه لای ریشش را بتکاند.
saeed_vadi
ـ ارزش زندگی یک روشنفکر در آن است که پیوسته به توشه دانش خود بیفزاید و آن را بی‌چشم داشت در میان توده‌های مردم گسترش دهد...
saeed_vadi

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۴۱۷ صفحه
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۸۸/۱۱/۰۲
شابک۹۷۸-۹۶۴-۲۵۷۵-۴۶-۶
تعداد صفحات۴۱۷صفحه
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۸۸/۱۱/۰۲
شابک۹۷۸-۹۶۴-۲۵۷۵-۴۶-۶