با کد تخفیف Salam اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
کتاب گریه‌ی آرام اثر کنزابورو اوئهoff

کتاب گریه‌ی آرام

نویسنده:کنزابورو اوئهمترجم:حبیب گوهری‌رادویراستار:سپیده قدیمیانتشارات:انتشارات رادمهرسال انتشار:۱۳۸۹تعداد صفحه‌ها:۳۴۴ صفحهدسته‌بندی:امتیاز:
۴.۳از ۴ رأیخواندن نظرات

سال انتشار۱۳۸۹

تعداد صفحه‌ها۳۴۴ صفحه

دسته‌بندی
رمانبرنده نوبل۲ مورد دیگر

معرفی کتاب گریه‌ی آرام

گریه‌ی آرام یکی از آثار بی‌نظیر نویسنده ژاپنی برنده نوبل ادبی ۱۹۹۴، کنزابورو اوئه است. اوئه گریه‌ی آرام را در سال ۱۹۶۷ نوشته و در نگارش آن مانند کتاب‌های دیگرش همچون «یک موضوع شخصی»، «گل‌ها را بچین، کودکان را بکش»، «به ما یاد بده دیوانه نباشیم» و «روزی که او خودش اشک‌هایم را پاک می‌کند» از تاثیر تولد پسر عقب افتاده‌اش بر زندگی خود الهام گرفته است. 

گریه‌ی آرام در واقع تلاشی است برای برداشتن نقاب از زندگی مبهم و پیچیدهٔ انسان‌های سردرگم در این مدرنیته پرهیاهو و روایتی است تازه و غریب از امیدها، سرخوردگی‌ها، آرزوها و دغدغه‌های بشر امروز...

درباره کتاب گریه‌ی آرام

داستان از زبان مرد بیست‌و هفت‌ساله‌ای روایت می‌شود که پسر معلول خود را به آسایشگاه سپرده است. مردی که خودش می‌گوید زشت‌روی است و البته چشم راستش را هم در یک حادثه از دست داده است. او در یک صبح زود، در خانه‌اش دراز کشیده و حس می‌کند ته گودالی نشسته است. ذهنش مدام به سوهای مختلفی می‌رود و خاطراتی را مرور می کند که توالی زمانی آنها مشخص نیست. خاطراتی از خودش، همسرش، دوست مرده‌اش و عقاید، افکار و دغدغه‌هایش درباره زندگی.

این اثر یک رمان مدرن است که جنبه‌های روانشناختی غنی و پرمحتوایی دارد. زمان در این رمان نامشخص است و مرزی میان حال، گذشته و آینده وجود ندارد و وقایع همگی بر حسب سیلان ذهن راوی بیان می‌شوند.

 خواندن کتاب گریه‌ی آرام را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم

علاقه‌مندان به ادبیات داستانی به ویژه رمان های مدرن را به خواندن این کتاب دعوت می‌کنیم.

درباره کنزابورو اوئه

کنزابورو اوئه نویسنده ژاپنی برنده نوبل ادبیات است که در داستان‌هایش عموما موقعیتی مشترک تکرار می‌شود، مردی غربی و بدذات مردی شرقی و بدبخت و راوی سوم منفعل است که کاری نمی‌کند. درون مایه آثارش گاه به سمتی می‌رود که موقعیت‌های جنسی در آن زیاد است. کنزابورو اوئه متولد سال ۱۹۳۵ در روستای اوچیکو در شیکوکو است او در کتاب‌هایش رنج‌های کودکی‌اش را به تصویر کشیده است.

نظرات کاربران

حمید
۱۴۰۰/۰۲/۱۴

تمام فضای رمان مثل فصلی که داستان در اون روایت می‌شه سرد و خالی از هر‌گونه اتفاق گرمابخشی تصویر شده. نام گریه‌ی آرام بهترین انتخاب ممکن برای رمان پیش رو بود. رمانی تاثیرگذار با داستانی بی نظیره که مخاطبی رو

- بیشتر
سوکورو تازاکی
۱۴۰۱/۰۲/۲۱

خواندنش بسیار مفیده

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه (۸)
فرض کنیم در یک جنگ اتمی بسیار وسیع‌تر، تمام شهرهای دنیای پیشرفته از بین بروند، آیا فیل‌های باغ‌وحش‌ها می‌گریزند؟ آیا مردم قادرند پناهگاه‌هایی بسازند که این حیوانات بسیار بزرگ را در خودش جای دهد و در مقابل بمباران هسته‌ای ایمن باشد؟... نه بدون شک در طی این قتل‌عام وسیع تمام فیل‌ها هم در باغ‌وحش‌ها از بین می‌روند. بعد اگر فرض کنیم که امکان نوسازی شهرها وجود داشته باشد، آیا کسی با منظرهٔ انسان‌هایی معلول و بدقیافه بر اثر تشعشعات اتمی برخورد می‌کند که در دشت‌های آفریقا برای فیل‌ها تله بگذارد؟!...
حمید
اکنون، نسبت به همه چیز، حتی تملک جسم خود، بی‌تفاوت هستم.
eurus
هر وقت که برای این مردم مشکلی به وجود می‌آید، به دنبال یک راه حل اساسی و طولانی‌مدت نمی‌روند. آن‌ها خیلی زود شیرجه می‌زنند در عمیق‌ترین قسمت آب و بیهوده دست و پا می‌زنند.
eurus
مردم معتقد بودند که اگر بعد از تاریکی سوت بزنی، یک موجود ماورائی بیدار می‌شود و از دل جنگل بیرون می‌آید. در گذشته مادربزرگ به ما می‌گفت که موجود ترسناکی که نامش "چوزوکابه" است بیرون می‌آید.»
eurus
کاملا می‌دانستم که از نظر جسمی و روحی در سراشیبی‌ای افتاده‌ام که مطمئنآ این شیب به نقطه‌ای منتهی می‌شد که بوی تعفن مرگ با شدت بیش‌تری به مشام می‌رسید. اکنون، به روشنی از اهمیت آن‌چه که در ابتدا خود را به شکل دردهایی نامشخص و بی‌ارتباط با هم در جای‌جای بدنم نشان می‌داد باخبر بودم؛ البته آگاهی نسبت به ماهیت فیزیولوژیکی آن‌ها باعث کاهش درد نشده بود، بلکه برعکس، حملات آن‌ها شدت بیش‌تری یافته است. از آن حس شورانگیز امید نیز هنوز خلاص نشده‌ام.
eurus
دقیقاً همین قابلیت تنظیم سطح سرمستی است که مرا این کاره کرده، مادرم هم درست همین طور بود. علت آن که وقتی به یک سطحی از سرخوشی می‌رسم دیگر چیزی نمی‌خورم، عقب‌نشینی‌ام در برابر وسوسهٔ سرخوش‌تر شدن نیست، بلکه این است که می‌ترسم از حد دلپذیری که بدان رسیده‌ام خارج شوم.»
eurus
خصوصیات اخلاقی در طولانی مدت اهمیت خاصی ندارند و تنها انحرافی هستند که به دلیلی ناشناخته و در حقیقت هراس‌آلود، در اعماق شخصیت انسان چنبره می‌زند. نیرویی مهیج و عظیم، غیرقابل کنترل و دیوانه‌وار در اعماق روح او پنهان شده بود که به طور اتفاقی، انحرافی به نام مازوخیسم را در او برانگیخته بود. تمام ماجرا همین است. قضیه این نبود که مازوخیسم باعث شده تا آن جنون منجر به خودکشی در او آشکار شود، بلکه برعکس!... حتی آن جنون بی‌درمان و جوانه‌های آن احساس در من نیز وجود دارد.
eurus
آن آسایشگاه "مرکز آموزش لبخند" نام داشت و بیش‌تر اوقات ساکنان آن‌جا، به دلیل مصرف مقدار زیادی آرام‌بخش در هر وعدهٔ غذایی، به آرامی لبخند می‌زدند.
یلدا