
کتاب غنچه ها را بچین، بچه ها را به گلوله ببند
معرفی کتاب غنچه ها را بچین، بچه ها را به گلوله ببند
کتاب غنچه ها را بچین، بچه ها را به گلوله ببند (Nip the Buds, Shoot the Kids) نوشته کنزابورو اوئه، روایتی تند، تلخ و پرجزئیات از جهان کودکی در دل جنگ و خشونت است؛ جایی که در آن مرز میان قربانی و مجرم مدام جابهجا میشود. این کتاب داستان گروهی پسربچهی مقیم دارالتأدیب را میگوید که در میانهی جنگ، برای اسکان موقت به روستایی کوهستانی فرستاده میشوند و در دل این جابهجایی اجباری، با روستاییها، سربازان، فراریها و سازوکارهای خشونت جمعی روبهرو میشوند. نشر خوب این رمان را با ترجمه ایمان رهبر منتشر کرده است. نسخه الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب غنچه ها را بچین، بچه ها را به گلوله ببند
کتاب غنچه ها را بچین، بچه ها را به گلوله ببند با پیشگفتاری طولانی آغاز میشود که پل سنت جان مکینتاش و ماکی سوگیاما در آن، مسیر زندگی و نوشتن کنزابورو اوئه را از کودکی تا دریافت جایزهی نوبل دنبال کردهاند. در این بخش، روستای زادگاه اوئه، فضای ژاپنِ دوران جنگ، مناسک میهنپرستانهی مدرسهها، تجربهی خشونت کور، مرگ پدر، فروپاشی ایدئولوژی امپراتوری و ورود نیروهای آمریکایی تصویر شده است. پیشگفتار نشان میدهد که چگونه اوئه از نوجوانی میان ریاضیات و ادبیات سرگردان بوده، در دانشگاه توکیو ادبیات فرانسه خوانده، تحتتأثیر نویسندگانی چون سارتر، کامو و نیز نظریهپردازانی مانند کلود لویاستروس و میرچا الیاده قرار گرفته و بهتدریج جهان داستانی خودش را ساخته است.
این نویسندگان مسیر فکری و ادبی اوئه را پس از رمان حاضر هم دنبال کردهاند: از داستانهای سیاسی دهههای بعد، واکنش تند راستگراها و چپگراها به آثارش، تا بحرانهای شخصی مثل خودکشی دوستش و تولد پسر معلولش هیکاری که مسیر نویسندگی او را متأثر کرد و برای همیشه تغییر داد. این متن کوشیده پیوند میان تجربهی هیروشیما، دغدغهی سلاح هستهای، نقد نظام امپراتوری، توجه به حاشیهها و روستاها، و گرایش اوئه به نوعی رئالیسم گروتسک را توضیح دهد. پس از این مقدمه، متن رمان آغاز میشود و خواننده را مستقیماً به دل تجربهی پسرهای دارالتأدیب، سفرشان به روستای کوهستانی، مواجهه با روستاییها، دانشآموزان مدرسهی نظامی و فضای جنگ میبرد.
خلاصه داستان غنچه ها را بچین، بچه ها را به گلوله ببند
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند!
داستان غنچه ها را بچین، بچه ها را به گلوله ببند با ورود گروهی پسر از دارالتأدیب به روستایی دورافتاده آغاز میشود. آنها پس از فرار نافرجام دو نفر از رفقایشان، در سپیدهدم کنار رودخانهای گلآلود و طغیانکرده منتظر حرکتاند. روستاییها، بهویژه زنها و بچهها، با کنجکاوی، تحقیر و نوعی خندهی بیپروا به این پسرهای خلافکار نگاه میکنند؛ پسرها میان خشم، شرم و بیحسی در نوساناند. راوی، که برادر کوچکش همراه اوست، از همان ابتدا میان دو وضعیت گیر کرده است: از یکسو میداند برای زندهماندن باید مثل سنگ و درخت باشد، از سوی دیگر برادر کوچکترش هنوز میخواهد تماشاچی باشد و با شوق به روستاییها خیره میشود و همین او را در معرض تحقیر و آزار قرار میدهد. در ادامه، سفر این پسرها از دارالتأدیب به روستا تصویر میشود. آنها از دیوار نارنجی ندامتگاه بیرون میآیند، اما در روستا با دیوار نامرئی جامعهی بستهی کشاورزان روبهرو میشوند که حضور این بچهها را پس میزند. در مسیر، با دانشآموزان مدرسهی نظامی و دژبانها برخورد میکنند که در حال تعقیب سربازی فراری در جنگلاند؛ تعقیبی که روستاییها هم با کجبیل و نیزهی بامبو در آن شرکت دارند و سه روز است کوهها را زیرورو کردهاند. این تعقیب فضای رمان را به سمت نوعی شکار انسان جمعی میبرد و نشان میدهد چگونه خشونت جنگ تا عمیقترین لایههای زندگی روستایی نفوذ کرده است...
چرا باید کتاب غنچه ها را بچین، بچه ها را به گلوله ببند را بخوانیم؟
این اثر نشان میدهد چگونه خشونت سیاسی و نظامی به جزئیترین روابط انسانی، به بدن کودکان، به زبان، به رؤیاها و به ساختار روستا نفوذ میکند. پیشگفتار مفصل کتاب، خواننده را با زمینهی تاریخی، ادبی و فکری رمان آشنا میکند. برای کسانی که به رابطهی ادبیات و خشونت، ادبیات و کودکی، یا ادبیات و حاشیههای جغرافیایی و اجتماعی علاقهمندند، این اثر نمونهای غنی و چندلایه است.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
غنچه ها را بچین، بچه ها را به گلوله ببند به کسانی پیشنهاد میشود که به ادبیات ژاپن، بهویژه آثار پس از جنگ، علاقهمندند؛ به دانشجویان و پژوهشگران رشتههای ادبیات، مطالعات جنگ و مطالعات فرهنگی که به دنبال متنی روایی برای بررسی خشونت، حاشیهنشینی و نظمهای جمعی هستند؛ و به کسانی که به روایتهای تیره، پرتنش و متمرکز بر گروههای طردشده علاقه دارند.
درباره کنزابورو اوئه
کنزابورو اوئه (Kenzaburō Ōe) (۱۹۳۵-۲۰۲۳)، نویسندهی پیشرو ژاپنی و برندهی نوبل ادبیات سال ۱۹۹۴، از برجستهترین صداهای ادبی قرن بیستم است که در آثارش به واکاوی بحرانهای هویت و فروپاشی ارزشهای سنتی ژاپن پس از جنگ جهانی دوم پرداخت. او که نمایندهی نسل سرگشته و بیآرمانِ پس از سقوط امپراتوری است، در آثار خود مفاهیمی چون انزوا، بیگانگی با جهان مدرن و رنجهای بشری را با لحنی تلخ و گزنده به تصویر میکشید. اوئه را نخستین نویسندهی مدرن ادبیات ژاپن و از پویاترین چهرههای انقلابی این عرصه میدانند که با درهمشکستن چارچوبهای کهن، سبکهای نگارشی متنوعی را آزمود. به اعتقاد منتقدین، رمان «یک زندگی آرام» اوج نبوغ ادبی اوئه بود، زیرا ظرافتهای روح انسان و چالشهای خانوادگی را به بهترین شکل بیان میکرد.
بخشی از کتاب غنچه ها را بچین، بچه ها را به گلوله ببند
«دوتا از پسرها شبانه فرار کرده بودند، پس سپیدهدم هنوز راهی نشده بودیم. کتهای سبز زمختمان را، که از شب پیش هنوز نم داشتند، در نور کمرمق آفتاب پهن کردیم تا کمی زمان بگذرد، و به تماشای رودخانهٔ گِلآلودِ زردفامی نشستیم که آنور درختان انجیر، بعد از کورهراهی، پشت پرچینی کوتاه جاری بود. کورهراه از باران شدید دیروز شکاف برداشته بود و آبی زلال لای آن تَرَکهای عمیق جریان داشت. رودخانهٔ وحشی و خروشان از بارش باران و برفهای ذوبشده و آبی که از سدِ شکسته سرازیر میشد طغیان کرده بود و لاشهٔ سگها، گربهها و موشها را با سرعت مهیبی با خود میبرد.
زنها و بچههای روستا دواندوان در امتداد کورهراه آمدند و با چشمهایی لبریز از کنجکاوی، شرم و تکبری مبهم به ما زل زدند. زیر لب و با تبوتاب حرفهایی باهم ردوبدل میکردند و یکدفعه میزدند زیر خنده که کفرمان را بالا میآورد. از هر نظر برایشان غریبه بودیم. چند نفرمان از پرچین بالا رفتند و خودشان را به رخ روستاییها کشیدند. زنی میانسال، از بین بچهها که کِرکِر خنده را سر داده و هیاهو به پا کرده بودند، با آرنجش راهی باز کرد تا جلو بیاید. لبهایش را محکم روی هم فشرد و خیره نگاه کرد و با چهرهای برافروخته و خندان جزئیات شرمآوری را برای دوستانش که بچه به بغل داشتند بازگو کرد، اما این بازی را بارها در روستاهای مختلف تکرار کرده بودیم و عکسالعمل اغراقآمیز و بیشرمانهٔ زنهای دهاتی موقع دیدن ما، که به شیوهٔ معمول پسرهای دارالتأدیب ختنهمان کرده بودند، دیگر برایمان لذتی نداشت.»
حجم
۱۷۹٫۳ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۲۲۴ صفحه
حجم
۱۷۹٫۳ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۲۲۴ صفحه
نظرات کاربران
بینهایت لذت بردم از داستان این کتاب .. روایتی که حسی عجیب رو در من بیدار کرد .. حسی که تا قبل از خواندن این اثر هرگز تجربه نکرده بودم .. داستان طوری روایت میشه که خودت رو در کنار
ماجرا از انتقال پانزده کودک و نوجوان بیسرپرست و بزهکار به یک روستای دورافتاده در فضای ژاپنِ اواخر جنگ جهانی دوم شکل میگیره. جامعهای که به اونها برچسب «خطرناک» یا «غیرقابل اعتماد» میزنه و سعی میکنه اونا رو کنار بزنه
سلام ببخشید من برا اولین بار این کتاب رو از طاقچه خریدم به امید اینکه صوتی است چون نمی تونم از رو موبایل بخونم ولی بعد از خرید متوجه شدم نوشتاری و خواندی است نه صوتی. لطفا مرا را راهنمایی