کتاب غنچه ها را بچین، بچه ها را به گلوله ببند کنزابورو اوئه + دانلود نمونه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب غنچه ها را بچین، بچه ها را به گلوله ببند

کتاب غنچه ها را بچین، بچه ها را به گلوله ببند

انتشارات:انتشارات خوب
دسته‌بندی:
امتیازبدون نظر

معرفی کتاب غنچه ها را بچین، بچه ها را به گلوله ببند

کتاب غنچه‌ها را بچین، بچه‌ها را به گلوله ببند نوشته‌ی کنزابورو اوئه با ترجمه‌ی ایمان رهبر روایتی تند، تلخ و پرجزئیات از جهان کودکی در دل جنگ و خشونت است؛ جهانی که در آن مرز میان قربانی و مجرم، معصومیت و سبعیت، و نظم و هرج‌ومرج مدام جابه‌جا می‌شود. نشر خوب آن را منتشر کرده است. این کتاب با پیشگفتاری مفصل آغاز می‌شود که زندگی و مسیر فکری اوئه را از کودکی در روستایی دورافتاده تا تبدیل‌شدنش به یکی از مهم‌ترین چهره‌های ادبی ژاپن دنبال کرده است. در این پیشگفتار، ریشه‌های جهان داستانی اوئه، تجربه‌های او از جنگ، مواجهه‌اش با نظام امپراتوری، آشنایی‌اش با فلسفه و ادبیات غرب و شکل‌گیری نگاه انتقادی‌اش به جامعه‌ی ژاپن به‌دقت شرح داده شده است. پس از این مقدمه‌ی طولانی، متن اصلی رمان آغاز می‌شود؛ داستان گروهی پسر از دارالتأدیب که در میانه‌ی جنگ، برای اسکان موقت به روستایی کوهستانی فرستاده می‌شوند و در دل این جابه‌جایی اجباری، با روستایی‌ها، سربازان، فراری‌ها و سازوکار خشونت جمعی روبه‌رو می‌شوند. اوئه در این اثر، هم به تجربه‌ی زیسته‌ی خودش از کودکی در دوران جنگ تکیه کرده است و هم از شگردهای روایی و ساختاری‌ای بهره برده که در ادبیات فرانسه و اندیشه‌ی مدرن آموخته است. نتیجه، متنی است که هم‌زمان هم به‌طرزی عینی و ملموس از گرسنگی، ترس، تحقیر و میل به فرار می‌گوید و هم لایه‌ای نمادین و اسطوره‌وار دارد. نسخه‌ی الکترونیکی این اثر را می‌توانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.

درباره کتاب غنچه ها را بچین، بچه ها را به گلوله ببند

کتاب غنچه‌ها را بچین، بچه‌ها را به گلوله ببند با پیشگفتاری طولانی آغاز می‌شود که پل سنت جان مکینتاش و ماکی سوگیاما نوشته‌اند و در آن، مسیر زندگی و نوشتن کنزابورو اوئه را از کودکی تا دریافت جایزه‌ی نوبل دنبال کرده‌اند. در این بخش، روستای زادگاه اوئه، فضای ژاپنِ دوران جنگ، مناسک میهن‌پرستانه‌ی مدرسه‌ها، تجربه‌ی خشونت کور (مثل کشتار سگ‌های روستا برای مقاصد نظامی)، مرگ پدر، فروپاشی ایدئولوژی امپراتوری و ورود نیروهای آمریکایی تصویر شده است. پیشگفتار نشان می‌دهد که چگونه اوئه از نوجوانی میان ریاضیات و ادبیات سرگردان بوده، در دانشگاه توکیو ادبیات فرانسه خوانده، تحت‌تأثیر نویسندگانی چون سارتر، کامو و نیز نظریه‌پردازانی مانند کلود لوی‌استروس و میرچا الیاده قرار گرفته و به‌تدریج جهان داستانی خودش را ساخته است. در همین متن توضیح داده شده که داستان کوتاه جایزه و سپس رمان مِموشیری کئوچی (همین کتاب) چگونه او را در ۲۳سالگی به چهره‌ای مهم در ادبیات ژاپن بدل کرده است. در ادامه‌ی پیشگفتار کتاب غنچه‌ها را بچین، بچه‌ها را به گلوله ببند، نویسندگان مقدمه مسیر فکری و ادبی اوئه را پس از این رمان دنبال کرده‌اند: از داستان‌های سیاسی دهه‌ی بعد، واکنش تند راست‌گراها و چپ‌گراها به آثارش، تا بحران‌های شخصی مثل خودکشی دوست اقتصاددانش و تولد پسر معلولش هیکاری که به رمان مسئله‌ای شخصی و سپس فریاد خاموش راه برده است. در این متن، پیوند میان تجربه‌ی هیروشیما، دغدغه‌ی سلاح هسته‌ای، نقد نظام امپراتوری، توجه به حاشیه‌ها و روستاها، و گرایش اوئه به نوعی «رئالیسم گروتسک» توضیح داده شده است. پیشگفتار همچنین به بازنویسی و بازخوانی همین رمان در محاکمه‌ی غنچه‌ها را بچین، بچه‌ها را به گلوله ببند، به علاقه‌ی اوئه به ساختارگرایی، به دریافت جایزه‌ی نوبل و سخنرانی «ژاپن، ابهام و خودم» می‌پردازد. پس از این مقدمه، متن رمان در فصل‌هایی با عنوان‌هایی مانند «اول: ورود» و «دوم: اولین وظیفه‌ی کوچک» آغاز می‌شود و خواننده را مستقیماً به دل تجربه‌ی پسرهای دارالتأدیب، سفرشان به روستای کوهستانی، مواجهه با روستایی‌ها، دانش‌آموزان مدرسه‌ی نظامی و فضای جنگ می‌برد.

خلاصه داستان غنچه ها را بچین، بچه ها را به گلوله ببند

متن اصلی غنچه‌ها را بچین، بچه‌ها را به گلوله ببند با صحنه‌ی ورود گروهی پسر از دارالتأدیب به روستایی دورافتاده آغاز می‌شود. آن‌ها پس از فرار نافرجام دو نفر از رفقایشان، در سپیده‌دم کنار رودخانه‌ای گل‌آلود و طغیان‌کرده منتظر حرکت‌اند. روستایی‌ها، به‌ویژه زن‌ها و بچه‌ها، با کنجکاوی، تحقیر و نوعی خنده‌ی بی‌پروا به این پسرهای «خلاف‌کار» نگاه می‌کنند؛ پسرها هم که به‌نوعی به وضعیت «حیوان در قفس» عادت کرده‌اند، میان خشم، شرم و بی‌حسی در نوسان‌اند. راوی، که برادر کوچکش همراه اوست، از همان ابتدا میان دو وضعیت گیر کرده است: از یک‌سو می‌داند برای زنده‌ماندن باید مثل سنگ و درخت فقط «موجودیتی برای تماشا» باشد، از سوی دیگر برادر کوچک‌ترش هنوز می‌خواهد «چشمِ تماشاچی» باشد و با شوق به روستایی‌ها خیره می‌شود و همین او را در معرض تحقیر و آزار قرار می‌دهد. در ادامه‌ی کتاب غنچه‌ها را بچین، بچه‌ها را به گلوله ببند، سفر گروه پسرها از دارالتأدیب به روستا به‌عنوان نوعی عبور از یک حصار به حصاری دیگر تصویر شده است. آن‌ها از دیوار نارنجی ندامتگاه بیرون می‌آیند، اما در روستا با دیوار نامرئی جامعه‌ی بسته‌ی کشاورزان روبه‌رو می‌شوند که «مثل تراشه‌ای زیر پوست» حضور این بچه‌ها را پس می‌زند. در مسیر، با دانش‌آموزان مدرسه‌ی نظامی و دژبان‌ها برخورد می‌کنند که در حال تعقیب سربازی فراری در جنگل‌اند؛ تعقیبی که روستایی‌ها هم با کج‌بیل و نیزه‌ی بامبو در آن شرکت دارند و سه روز است کوه‌ها را زیرورو کرده‌اند. این تعقیب، که در گفت‌وگوی آهنگر روستا با پسرها شرح داده می‌شود، فضای رمان را به سمت نوعی «شکار انسان» جمعی می‌برد و نشان می‌دهد چگونه خشونت جنگ تا عمیق‌ترین لایه‌های زندگی روستایی نفوذ کرده است. پسرها با واگن حمل چوب از دره‌ای عمیق عبور داده می‌شوند، در تاریکی جنگل و زیر تهدید سقوط، دست در دست هم، ترس و خستگی را تاب می‌آورند و سرانجام به معبدی می‌رسند که قرار است خوابگاهشان باشد. آن‌ها در این روستای کوهستانی، زیر نظر کدخدا و روستایی‌ها، باید «زمین‌های کوهستانی را سر و سامان دهند» و در عین حال مدام به آن‌ها یادآوری می‌شود که «فقط انگل» هستند. فصل دوم با عنوان «اولین وظیفه‌ی کوچک» آغاز می‌شود و آهنگر، که تفنگ شکاری بر دوش دارد، به‌دنبال پسرها می‌آید تا آن‌ها را برای کاری که «فقط خاک‌کردن چند چیز کوچک» است با خود ببرد؛ کاری که از همان ابتدا حسی از ابهام، خشونت پنهان و پیوند با تعقیب سرباز فراری را در فضا معلق نگه می‌گذارد.

چرا باید کتاب غنچه ها را بچین، بچه ها را به گلوله ببند را بخوانیم؟

غنچه‌ها را بچین، بچه‌ها را به گلوله ببند از دل تجربه‌ی زیسته‌ی کنزابورو اوئه در دوران جنگ و کودکی در روستایی دورافتاده بیرون آمده و همین امر به آن کتاب کیفیتی زنده و ملموس داده است. این اثر، هم در پیشگفتار و هم در متن رمان، نشان می‌دهد چگونه خشونت سیاسی و نظامی به جزئی‌ترین روابط انسانی، به بدن کودکان، به زبان، به رؤیاها و به ساختار روستا نفوذ می‌کند. تصویر پسرهای دارالتأدیب که میان حصار ندامتگاه و دیوار نامرئی جامعه‌ی روستایی سرگردان‌اند، امکان دیدن شکل‌های مختلف طردشدن، برچسب‌خوردن و مقاومت خاموش را فراهم کرده است. از سوی دیگر، این کتاب فرصتی است برای آشنایی نزدیک با جهان فکری اوئه: پیوند میان اسطوره، سیاست، بدن، برادری و حاشیه؛ و نیز شیوه‌ای که او در آن از یک موقعیت ظاهراً محدود (چند پسر، یک روستا، یک جنگل) شبکه‌ای از معناهای تاریخی و نمادین می‌سازد. پیشگفتار مفصل کتاب، خواننده را با زمینه‌ی تاریخی، ادبی و فکری این رمان آشنا می‌کند و نشان می‌دهد این متن چگونه در کنار آثاری مثل مسئله‌ای شخصی و فریاد خاموش قرار می‌گیرد. برای کسانی که به رابطه‌ی ادبیات و خشونت، ادبیات و کودکی، یا ادبیات و حاشیه‌های جغرافیایی و اجتماعی علاقه‌مندند، این اثر نمونه‌ای غنی و چندلایه است که هم می‌توان آن را به‌عنوان داستانی پرتنش خواند و هم به‌عنوان متنی که در پسِ هر صحنه‌اش پرسشی درباره‌ی قدرت، گناه جمعی و امکان رستگاری نهفته است.

خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

خواندن غنچه‌ها را بچین، بچه‌ها را به گلوله ببند به کسانی پیشنهاد می‌شود که به ادبیات ژاپن، به‌ویژه آثار پس از جنگ، علاقه‌مندند؛ به دانشجویان و پژوهشگران ادبیات، مطالعات جنگ، مطالعات کودک و نوجوان و مطالعات فرهنگی که به دنبال متنی روایی برای بررسی خشونت، حاشیه‌نشینی و نظم‌های جمعی هستند؛ به خوانندگانی که پیش‌تر با آثاری مانند مسئله‌ای شخصی یا فریاد خاموش آشنا شده‌اند و می‌خواهند ریشه‌های جهان داستانی اوئه را در یکی از نخستین رمان‌هایش دنبال کنند؛ و به کسانی که به روایت‌های تیره، پرتنش و متمرکز بر گروه‌های طردشده و «مسئله‌دار» علاقه دارند.

بخشی از کتاب غنچه ها را بچین، بچه ها را به گلوله ببند

«دوتا از پسرها شبانه فرار کرده بودند، پس سپیده‌دم هنوز راهی نشده بودیم. کت‌های سبز زمختمان را، که از شب پیش هنوز نم داشتند، در نور کم‌رمق آفتاب پهن کردیم تا کمی زمان بگذرد و به تماشای رودخانهٔ گِل‌آلودِ زردفامی نشستیم که آن‌ور درختان انجیر، بعد از کوره‌راهی، پشت پرچینی کوتاه جاری بود. کوره‌راه از باران شدید دیروز شکاف برداشته بود و آبی زلال لای آن تَرَک‌های عمیق جریان داشت. رودخانهٔ وحشی و خروشان از بارش باران و برف‌های ذوب‌شده و آبی که از سدِ شکسته سرازیر می‌شد طغیان کرده بود و لاشهٔ سگ‌ها، گربه‌ها و موش‌ها را با سرعت مهیبی با خود می‌برد. زن‌ها و بچه‌های روستا دوان‌دوان در امتداد کوره‌راه آمدند و با چشم‌هایی لبریز از کنجکاوی، شرم و تکبری مبهم به ما زل زدند. زیر لب و با تب‌وتاب حرف‌هایی باهم ردوبدل می‌کردند و یک‌دفعه می‌زدند زیر خنده که کفرمان را بالا می‌آورد. از هر نظر برایشان غریبه بودیم. چند نفرمان از پرچین بالا رفتند و خودشان را به رخ روستایی‌ها کشیدند. زنی میان‌سال، از بین بچه‌ها که کِرکِر خنده را سر داده و هیاهو به پا کرده بودند، با آرنجش راهی باز کرد تا جلو بیاید. لب‌هایش را محکم روی هم فشرد و خیره نگاه کرد و با چهره‌ای برافروخته و خندان جزئیات شرم‌آوری را برای دوستانش که بچه به بغل داشتند بازگو کرد، اما این بازی را بارها در روستاهای مختلف تکرار کرده بودیم و عکس‌العمل اغراق‌آمیز و بی‌شرمانهٔ زن‌های دهاتی موقع دیدن ما، که به شیوهٔ معمول پسرهای دارالتأدیب ختنه‌مان کرده بودند، دیگر برایمان لذتی نداشت. تصمیم گرفتیم به روستایی‌ها، که با سماجت پشت پرچین ایستاده و خیره مانده بودند، محل ندهیم. بعضی‌هایمان، مثل حیواناتی که در قفس گیر افتاده باشند، این‌ور پرچین قدم می‌زدند؛ بقیه روی سنگ‌های پلکانی که آفتاب خشکشان کرده بود نشسته بودند و به سایهٔ محو برگ‌ها بر خاک قهوه‌ای تیره چشم دوخته بودند و با نوک انگشت خطوط مایل به آبی و لرزان سایه‌ها را دنبال می‌کردند. فقط برادر کوچکم در چشم‌های روستایی‌ها زل زده بود. به پرچین تکیه داده بود و به برگ‌های گل کاملیا، که مثل چرم سفت بودند و جلوی کتش را تر می‌کردند، اهمیتی نمی‌داد؛ مِه با قطرات شبنم خال‌های ریزی روی این برگ‌ها انداخته بود. روستایی‌ها در نظر برادرم موجودات عجیبی بودند که کنجکاوی‌اش را برمی‌انگیختند.»

نظری برای کتاب ثبت نشده است

حجم

۱۷۹٫۳ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۳

تعداد صفحه‌ها

۲۲۴ صفحه

حجم

۱۷۹٫۳ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۳

تعداد صفحه‌ها

۲۲۴ صفحه

قیمت:
۱۰۴,۰۰۰
تومان