با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
تقدیم به چند داستان کوتاه

دانلود و خرید کتاب تقدیم به چند داستان کوتاه

مجموعه داستان

۱٫۸ از ۶ نظر
۱٫۸ از ۶ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب تقدیم به چند داستان کوتاه  نوشته  محمدحسن شهسواری  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب تقدیم به چند داستان کوتاه

کتاب تقدیم به چند داستان کوتاه نوشته محمد شهسواری یکی از پرفروش‌ترین کتاب‌های داستان اخیر ایران بوده که توسط نشر چشمه منتشر شده است. این کتاب شامل چندین داستان پرکشش است که خواننده را تا پایان داستان با خود همراه می‌کند.

درباره کتاب تقدیم به چند داستان کوتاه

کتاب تقدیم به چند داستان کوتاه شامل چهار داستان است با اسم‌های « آمرزش - زبرتر از خواب، نرم‌تر از بیداری - چاکریم جناب سروان - تقدیم به چند داستان کوتاه» این داستان‌ها شرط جذابیت برای خواننده را در اولویت قرار داده است و با زبانی روان و ساخت قوی خواننده را از ابتدا تا انتها با خود همراه می‌کند. این کتاب بهترین ساخت‌هایی که داستان فارسی تا امروز را انتخاب کرده است و داستان‌های خودش را با استفاده از فنون آن داستان‌ها پرداخته است.

خواندن کتاب  تقدیم به چند داستان کوتاه را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب برای تمام خوانندگان داستان معاصر فارسی جذاب است زیرا گزیده‌ای از برترین شگردهای پرداخت داستان را در خود دارد که خواننده را تا لحظه آخر با خود همراه می‌کند.

درباره محمد حسن شهسواری نویسنده کتاب تقدیم به چند داستان

محمد حسن شهسواری متولد ۱۳۵۰ در شهر بیرجند است. او چندین دوره داور مسابقات داستان‌نویسی بوده است از جمله مسابقات هوشنگ گلشیری و بهرام صادقی و جایزه منتقدان و نویسندگان مطبوعاتی. از جمله آثار او می‌توان به کتاب‌های شب ممکن، رمان شهربانو، رمان وقتی دلی، حرکت در مه اشاره کرد.

 بخش هایی از کتاب  تقدیم به چند داستان کوتاه

جوان نگاهش را زیر انداخت. درِ اتاقِ سلماسی باز شد و نظامی میان‌سالی با چفیه‌ای دور گردن بیرون آمد. سلماسی رو به حسین کرد و گفت «آقای طالبی در تماس باشید. به امید خدا کار این دوست‌مان هم درست می‌شود. به‌هرحال همهٔ ما برای خدمت این‌جا هستیم.»

بعد دستش را دراز کرد سمت مرتضی.

«موفق باشی جوان.»

«خدا به شما هم توفیق بدهد حاج‌آقا.»

مرتضی نفهمید این جمله از کجایش آمد. سلماسی به مرد گفت «می‌بخشید، جوان‌اند و عجول. الآن خدمت می‌رسم.»

«فعلاً که باید خدمت صدّام برسم.»

سلماسی قهقهه زد. مرد بیرون رفت. حسین هم با سلماسی دست داد و از اتاق زدند بیرون. تو راهرو، حسین با آرنج زد به پهلوی مرتضی و گفت «کُرّه‌بُز! تو هم راه افتادی ها!»


نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۳)
satisfaction
۱۳۹۹/۰۲/۰۴

مطالعه این کتاب مساوی است با اتلاف وقت. یقینا پرفروش بودن کتاب ارتباط مستقیمی با معروف بودن نویسنده دارد وگرنه واقعا حرفی برای گفتن ندارد‌.

کاربر ۲۱۳۰۳۹۵
۱۳۹۹/۱۰/۱۵

به هیچ وجه توصیه نمی کنم. جز چند تا جمله ی کوتاه توصیفی هیچ چیز دیگری به آدم نمی دهد. مجموعه داستانی بسیار خنک و بی محتوا مخصوص رادیو و گوش راننده های پیر و بیکار تاکسی از صبح تا

- بیشتر
صبا
۱۳۹۹/۱۰/۲۱

چقدر خوبه که میشه اینجا کتابها را رو دید و مزخرفات رو نخرید

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۳)
«هر ملتی که شکست خورد تالاپی افتاد تو عرفان. ما ملت هم انگار آفریده شده‌ایم برای شکست. اولین رگه‌های عرفان بعد از شکستِ اسکندر پیدا شد، بعدش شکست اعراب، غلیظ‌ترینش هم مال بعد از شکست مغول‌ها بود. حرف من این است که عرفان از جنبهٔ مفعولیتِ آدم‌ها می‌آید.»
کاربر ۱۱۵۱۷۵۶
قوطی خالی قرص، دور از نگاه سپیده، چشمکی به قرص‌ها زد و آرام به سرجای قبلی، کنار گچ‌بری دور لوستر رفت. قوطی خالی قرص چرب بود و کمی سبز، لوستر هم خاموش.
کاربر ۲۱۳۰۳۹۵
پیش از این‌که سپیده به وسط اتاق‌خواب برسد، قوطی قرص از حاشیهٔ گچ‌بری دور لوستر آمد روی زمین، جای قبلیش. «اَه.» پایش به قوطی قرص خورده بود. قوطی قل خورد و رفت زیر تخت.
کاربر ۲۱۳۰۳۹۵

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۱۱۸ صفحه
قیمت نسخه چاپی۲۰,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۸/۱۰/۰۸
شابک۹۷۸-۶۲۲-۰۱-۵۵۲-۷
تعداد صفحات۱۱۸صفحه
قیمت نسخه چاپی۲۰,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۸/۱۰/۰۸
شابک۹۷۸-۶۲۲-۰۱-۵۵۲-۷