
٪۵۰
کتاب تقدیم به چند داستان کوتاه
مجموعه داستان
پدیدآورندگان:
محمدحسن شهسواریانتشارات:
نشر چشمه٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
mojgan
۳
«هر ملتی که شکست خورد تالاپی افتاد تو عرفان. ما ملت هم انگار آفریده شدهایم برای شکست. اولین رگههای عرفان بعد از شکستِ اسکندر پیدا شد، بعدش شکست اعراب، غلیظترینش هم مال بعد از شکست مغولها بود. حرف من این است که عرفان از جنبهٔ مفعولیتِ آدمها میآید.»
Ataraxie
۱
قوطی خالی قرص، دور از نگاه سپیده، چشمکی به قرصها زد و آرام به سرجای قبلی، کنار گچبری دور لوستر رفت. قوطی خالی قرص چرب بود و کمی سبز، لوستر هم خاموش.
khazar
۱
انگشت سبابهٔ دست راستش را به دهان برد، خیس کرد و به بدنهٔ قابلمهٔ برنج زد. جِزّی صدا کرد و آب سریع خشک شد.
Ataraxie
۰
پیش از اینکه سپیده به وسط اتاقخواب برسد، قوطی قرص از حاشیهٔ گچبری دور لوستر آمد روی زمین، جای قبلیش.
«اَه.»
پایش به قوطی قرص خورده بود. قوطی قل خورد و رفت زیر تخت.
niloofar
۰
«یادت باشد وقتی به ضریح چسبیده بودی طرفِ حسابت کی بود. همیشه همینطور بوده... شاه بخشیده، شاهقلی نبخشیده.»