معرفی و دانلود کتاب افسانه ۱۹۰۰ + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب افسانه ۱۹۰۰subscriptionAvailable

کتاب افسانه ۱۹۰۰

نوع کتاب
۴.۳ امتیاز(از ۱۰ رأی)

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب افسانه ۱۹۰۰

رمان افسانه ۱۹۰۰ نوشته آلساندرو باریکو داستانی درباره مردی است که تمام زندگی‌اش روی دریا سپری می‌شود بی‌آنکه لحظه‌ای پا به خشکی بگذارد.

خلاصه کتاب افسانه ۱۹۰۰

یکی از خدمه کشتی در سال ۱۹۰۰ کودکی را در کشتی پیدا می‌کند. اسم کودک را ۱۹۰۰ می‌گذارند. کودک بزرگ می‌شود و یک شب که همه در کشتی خوابند پشت پیانو می‌نشیند و شروع به نواختن می‌کند. او استعدادی ذاتی در نواختن پیانو دارد. چندی بعد ۱۹۰۰ به یک نوازنده چیره‌دست پیانو بدل می شود و کارهایش را مردم در بیرون از کشتی هم می‌شنوند اما ۱۹۰۰ یک نقطه ضعف دارد. او با این که دوست دارد به خشکی برود، نمی‌تواند پایش را از کشتی، جایی که در آن زاده و بزرگ شده بیرون بگذارد و ارتباط با دنیای خارج برایش غیرممکن است. او از جهانی که آدم‌ها در آن توسط اتفاقات انتخاب می‌شوند، می‌ترسد، از جهانی که انتخاب و ترجیح در آن ممکن نیست. از جهان پر سر و صدا و بدون موسیقی، از جهانی پر از تصویرهای شلوغ و عاری از زیبایی. جهانی که مستعد بی‌نهایت نیست.

آلساندرو باریکو در این داستان سمبلیک به زیبایی تنهایی انسان را به تصویر کشیده و در کنار آن مفهوم خانه و وطن را منتقل کرده است. 

جوزپه تورناتوره کارگردان معروف ایتالیایی در سال ۱۹۹۸ فیلم این کتاب را ساخت که با آهنگسازی انیو موریکونه جاودانه شد. 

خواندن کتاب افسانه ۱۹۰۰ را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

علاقه‌مندان به رمان و ادبیات داستانی غرب از خواندن این اثر لذت خواهند برد.

جملاتی از کتاب افسانه ۱۹۰۰

بیشتر از هزار نفر در آن کشتی مسافربری بودیم، و در میان ما همه‌رقم آدمی وجود داشت؛ از خرپول‌های در حال سفر تا مهاجران و مردم عجیب، و ما... و همیشه یک نفر، تنها یک نفر بود که برای اولین بار آن را می‌دید. مثلاً زمانی که در حال غذا خوردن یا قدم زدن روی عرشه بود، یا اینکه تنها در حال بالا کشیدن و سفت کردن کمر شلوارش... و لحظه‌ای که سرش را بلند می‌کرد و نگاهش را به افق دریا می‌دوخت... و در همان حال سر جایش میخکوب می‌شد؛ قلبش از شدت هیجان به طرز وحشتناکی می‌تپید، و همیشه، حاضرم قسم بخورم، هر بار او، لعنتی به طرف ما برمی‌گشت، به طرف کشتی، به سمت همه و به کندی فریاد می‌کشید: امریکا. سپس همان جا می‌ماند، بی‌حرکت، درست مثل اینکه بخواهد در عکس ثبت شود؛ انگار او بود که امریکا را ساخته بود؛ مثلاً می‌توان فرض کرد که او غروب، پس از پایان کار روزانه و یا یکی از روزهای تعطیل هفته، با کمک فرضا باجناق بنّایش که مرد خوبی هم بوده... اول به سرش افتاده که با تخته‌چوب‌های ارزان‌قیمتی، چیزی بسازد، امّا اندک اندک ایده‌های تازه‌ای به فکرش رسیده و امریکا را ساخته!



برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب افسانه ۱۹۰۰ و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابافسانه ۱۹۰۰
موضوعرمان، داستان خارجی
نویسندهآلساندرو باریکو
مترجمآرزو اقتداری
انتشاراتانتشارات کتاب خورشید
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۸۹/۰۸/۱۵
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۳.۷۸ مگابایت
شابک۹۷۸۹۶۵۰۰۰۰۰۰۰
تعداد صفحه‌ها۷۲ صفحه
قیمت کتاب۳۰۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

یوکی
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۶/۲۵

اگر فیلم رو دیده باشین خوندن کتاب خالی از لطف نیست. برای من تجدید قسمت های دوست داشتنی فیلم بود و برداشت فیلمساز از این داستان کوتاه تحسینم رو برانگیخت.

۰
Ali MH
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۸/۰۴

داستانی شاعرانه که خواننده را قدم به قدم غرق در دنیای خود میکند. ترجمه کتاب به روان بودن و زیبایی آن کمک قابل توجهی نموده است. توصیه: کتابهای معدودی وجود دارند که میتوان آنها را به آسانی به همگان و با...بیشتر

۰
منصوره یوردکان
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۲/۱۷

یک کتاب معرکه

۰
Naeeme
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۱۰/۱۶

این کتاب رو دوست داشتم. جملاتش رو مزه‌مزه کردم. به نظرم یک کتاب کوتاه ولی دوست‌داشتنیه که برای من تصویرسازی‌هایی داشت که احتمالا به این راحتی از خاطر نبرم. شاید اگر کسی دنبال یک داستان هیجان‌انگیز یا چنین چیزی باشه، این...بیشتر

۰

بریده‌هایی از کتاب

یوکی
۴
یک پیانو. شاسی‌ها شروع می‌شوند، شاسی‌ها تمام می‌شوند. تو می‌دانی که هشتادوهشتایند، و در این مورد کسی نمی‌تواند سرت کلاه بگذارد. آنها بی‌نهایت نیستند. تو بی‌نهایتی، و درون آن شاسی‌ها، موسیقی جاودانه‌ای هست که تو می‌توانی آن را بیافرینی. آنها هشتادوهشتایند. امّا تو نامحدودی.
یوکی
۴
زمانی که از جایش بلند شد، او نبود که از زندگی من بیرون می‌رفت، تمام زنان جهان بودند.
starlight
۴
«حقیقتآ تا زمانی که داستان خوبی برای نقل کردن و کسی را برای شنیدن داری، سرت کلاه نرفته.»
starlight
۲
از آن مواردی است که هرچه بیشتر فکرش را بکنی کمتر سر در می‌آوری
melik
۱
سوار کشتی شدم، و از بالا تا پایین را گشتم، به موتورخانه رفتم و روی صندوقی که به نظر می‌رسید داخلش پر از دینامیت باشد نشستم، کلاهم را از سر برداشته و بر زمین نهادم، و در سکوت بی‌آنکه بدانم چه حرفی برای گفتن دارم، آنجا ماندم:
melik
۱
ترومپت من و پیانوی او برای مدت زیادی ما را به حال و هوای خاصی برد، به جایی که خیلی چیزها به هم گفتیم که پیش از آن با کلمات، نگفته بودیم.
melik
۱
و نُووِچنتو که موسیقی عجیبی می‌زد. و من، دست‌هایش، چهره‌اش و اقیانوس اطرافش را مجسم می‌کردم؛ با خاطرات و خیال‌پردازی سر می‌کردم و بیشتر وقت‌ها این تنها کاری است که برای نجاتت می‌توانی انجام دهی. این کار، حربه بیچارگان است، امّا همیشه کارساز است.
haniyeh
۱
در حقیقت نُووِچنتو برای جهان وجود نداشت: هیچ شهر یا کلیسا یا بیمارستان یا زندان یا تیم بیس‌بالی نبود که اسم او را در جایی نوشته باشد. وطن نداشت، تاریخ تولد نداشت، خانواده نداشت. هشت ساله بود ولی قانونآ به دنیا نیامده بود.
haniyeh
۰
نمی‌شد سر در آورد. از آن مواردی است که هرچه بیشتر فکرش را بکنی کمتر سر در می‌آوری: وقتی که تابلویی می‌افتد؛ زمانی که صبحی از جایت بلند می‌شوی و دیگر عاشقش نیستی؛ وقتی که روزنامه را باز می‌کنی و می‌خوانی که جنگ شروع شده است؛ زمانی که با دیدن قطاری به خودت می‌گویی باید از اینجا بروم؛ وقتی که در آینه نگاه می‌کنی و به نظرت می‌رسد که پیر شده‌ای؛ زمانی که در وسط اقیانوس، نُووِچنتو چشمش را از بشقاب بلند کرد و به من گفت: «سه روز دیگر در نیویورک از این کشتی پیاده خواهم شد.»
حسین منجزی
۰
او می‌گفت: «حقیقتآ تا زمانی که داستان خوبی برای نقل کردن و کسی را برای شنیدن داری، سرت کلاه نرفته.»