
کتاب بگذارید میترا بخوابد
۳٫۱
(۱۵)
خواندن نظراتمعرفی کتاب بگذارید میترا بخوابد
«بگذارید میترا بخوابد» رمانی نوشته کامران محمدی، نویسنده معاصر ایرانی است. این رمان ادامه رمان «آنجا که برفها آب نمیشوند» است. آخرین کتاب این سهگانه هم «اینجا باران صدا ندارد» نام دارد.
«بگذارید میترا یخوابد» یک رمان روانشناختی است و نویسنده بیش از هرکاری میخواهد شخصیتهایش را روانکاوی کند. شخصیتهایی که وجه مشترک زندگیهایشان، خیانت، عشق و فراموشی است.
این اثر سه خط داستانی داستانی دارد. یکی در گذشته که زندگی خواهر و برادری به اسم ایوب و ماریا را روایت میکند، دیگری ماجرای عاشقانه میان ماریا و هیوا و سومی ماجرای رابطه همزمان ایوب با سه زن به اسمهای ستاره، شهرزاد و میترا.
کامران محمدی این سه داستان را جداگانه تعریف نمیکند، بلکه آنها درهم پیچیده هستند و همزمان روایت میشوند و شما احساس میکنید در شبکهای از روابط گیرافتادهاید.
«بگذارید میترا بخوابد»، در واقع سه روز از زندگی ایوب و ماریا است. همانطور که قصهی رمان اول نویسنده، «آنجا که برفها آب نمیشوند» هم سه روز از زندگی روژیار و ریبوار را روایت میکرد. اما محمدی در این رمان هم با استفاده از فلشبک، گسترهی زمانی داستانش را افزایش داده، گذشته را هم وارد ماجرا کرده است. گذشتهای تلخ از دوران کودکی این خواهر و برادر که به روزهای آغاز جنگ مربوط میشود:
«مردی که سرش به زنی گرم است به درد نمیخورد، نباید سراغ ایوب میرفت. ولی چه کسی فکر میکرد اینطوری شود، او که از میترا خبر نداشت. ایوب چنان ماهرانه پنهانش کرده بود که در خواب هم نمیدید. نه، ستاره که بود؛ مردی که میتواند به زنش خیانت کند، به هر زن دیگری هم خیانت میکند. نباید سراغ ایوب میرفت. هیوا باید جواب او را بدهد؛ ایوب بههرحال شاهکار اوست، شاید هم شاهکار ماریا. حالا که فکر میکرد، همه مقصر بودند. ستاره که نتوانسته بود زن خوبی برای ایوب باشد ــ زن خوب، مرد را نگه میدارد ــ ماریا که رسماً مرد معیوبش را به او حواله کرده و خودش معلوم نیست سرش در کدام آخور است، هیوا که هیچ شباهتی به مردها ندارد و بااینحال به خودش اجازه داده وارد بازییی شود که اصلاً قواعدش را بلد نیست...»
اینجا باران صدا ندارد![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
کامران محمدی
جلبککتایون سنگستانی
میم عزیزمحمدحسن شهسواری
طلابازیامیرحسین شربیانی
شب ممکنمحمدحسن شهسواری
انجمن نکبت زده هاسلمان امین
نهنگی که یونس را خورد، هنوز زنده استسعید محسنی
آن جا که برف ها آب نمی شوندکامران محمدی
تخت بخوابحسین یعقوبی
شهر شرنگسیدامین حسینیون
تهران در بعد از ظهرمصطفی مستور
از پنج شنبه ها متنفرممهران نجفی
ما این جا داریم می میریممریم حسینیان
خدایان شهری و اشباح پرسهزنندهمحمد زارعی
کتاب ویرانابوتراب خسروی
دیدار در کوالالامپورناصر قلمکاری
دستگاه گوارشآیین نوروزی
متغیر منصور (مجموعه داستان)یعقوب یاد علی
تلخ کاماسماعیل فصیح
بی باد، بی پارو (مجموعه داستان)فریبا وفی
حجم
۹۰٫۱ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۸۸
تعداد صفحهها
۱۳۰ صفحه
حجم
۹۰٫۱ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۸۸
تعداد صفحهها
۱۳۰ صفحه
قیمت:
۸۷,۰۰۰
۴۳,۵۰۰۵۰%
تومان
نظرات کاربران
کتابِ ۲۶ امِ سالِ ۱۴۰۵ "بگذارید میترا بخوابد" از "کامران محمدی" داستانی هولناک با شرح خیانت، عشق و پلیدیهای زندگی. "ایوب" مردی متاهل که با دو زن دیگر همزمان در رابطهست، "میترا" و "شهرزاد" . اسم خانومش هم "ستاره"ست. یه مرد زنباز
کتابی در مورد خیانت و وفاداری نمی دونم چی بگم کتابی که حس خاصی ازش نگرفتم فقط اینکه خیانت همیشه و در هر شرایطی کار ناپسند و زشتی هست
قسمتهایی از داستان نفس گیر و دردآور بود ولی دوست داشتم
پنجمین کتاب از طاقچه بینهایت یه کتاب روانشناختی و بسیار خوب از محمدی و دومین کتاب از سه گانه فراموشی. خوب بود و لذت بردم از خوندنش اما کتاب قبلی رو بیشتر دوست داشتم.
متن کتاب مشکل ویرایشی داشت، در هم پیچیده و گنگ هست، موضوع تکراری خیانت و طرد شدن، به شخصه خوشم نیومد