«شیر سیاه» نوشته الیف شافاک نویسنده پرآوازه، پیشگام و سرشناس این روزهای دنیای ادبیات است. «شیر سیاه» به گفته خود الیف شافاک، داستان رویارویی او با تضادهای درونیاش است و این که چگونه آموخته که یک نفر باشد.
الیف در این کتاب از علاقهاش به نویسندگی و حس ماجراجوییاش و همزمان شدن آنها با وظیفه بزرگ مادربودن و مادری کردن میگوید. از این که چگونه این حساسیت چندگانه باعث شد او دچار افسردگی شدید بعد از زایمان شود و دوباره به تدریج خودش را بازیابد.
در این کتاب، الیف شافاک شما را به دو سفر متفاوت میبرد. یکی سفر به زنانگی و مادر بودن و دیگری سفر به احوال و آثار زنان نویسنده در گذشته و حال در شرق و غرب دنیا برای نشان دادن چگونگی برخورد آنها با موضوعات مشابه و موفق یا ناموفق بودنشان.
مخاطب این کتاب فقط زنانی نیستند که شاید دچار افسردگی مشابهی بودهاند یا در آینده خواهند شد؛ بلکه این کتاب برای همهٔ افراد، مرد و زن، مجرد و متأهل، والد و بدون فرزند، نویسنده و خواننده، نوشته شده است؛ برای کسانی که برقراری تعادل بین نقشها و مسئولیتهای مختلف در زندگی در زمان واحد برایشان دشوار است.
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب شیر سیاه و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
«تنها مانند یک ماشین ظرفشویی بیچارهام که بر حسب تصادف، یک بلیط بختآزمایی در پیادهرو پیدا کرده و میفهمد برنده جکپات شده»
از پاراگراف آغازین کتاب.
نام فصل یکم: ماشین ظرفشویی خوشبخت!!!
+++++
چه باید بگویم دربارهٔ مترجمی که در کتابی دیگر در همین...بیشتر
۷
z.saba
توصیه میکنم.
۱۴۰۴/۰۷/۲۳
فقط بدین جهت پیشنهاد خواندنش را میدهم که نمونهی دیگری از آشفتگی زن است که بین سنت و مدرن گرفتار آمده و از فطرت، زنانگی و هویت انسانی خود فاصله گرفته است. وگرنه آشوبها و سرانجام به نظرم تکراری بود.
«اوه، نه عزیزم من به هیچرو سعی نمیکنم پشتیبان باشم. تنها مانند یک ماشین ظرفشویی بیچارهام که بر حسب تصادف یک بلیط بخت آزمایی در پیادهرو پیدا کرده و میفهمد برنده جکپات شده.»
کاربر ۲۴۷۸۰۴۴
۰
نهایی بخش جداییناپذیری از موجود دوپاست.
تنهایی را دوست و گرامی میداشتم. کسانی را میشناختم که اگر ساعتهای زیادی تنها میماندند، خُل میشدند. من وارونهٔ آنها بودم. اگر ناگزیر میشدم تمام مدت در کنار دیگران باشم، خُل میشدم. دلم برای خلوت خودم تنگ میشد.
z.saba
۰
همانطور که در خاستگاه آمده «برای گفتن من عاشق تو هستم، نخست باید دانست چگونه «من» گفت.»
کتابخور
۰
پیشهام به عنوان رماننویس زنده به خلوت و تنهایی است. در کمابیش تمامی رشتههای هنر ناگزیر باید در فرآیند آفرینندگی با دیگران کار کرد. حتی پرمنیّتترین کارگردانان سینما باید در هماهنگکردن انرژیهایش با دیگران کاردان باشند، یاد بگیرند با گروه کار کنند. همینطور طراحان مُد، بازیگران، رقاصان، نمایشنامهنویسان، آوازخوانان و موسیقیدانان.
اما نه داستاننویسان. ما هفتهها، ماهها و گاه سالها در رمانهایی که مینویسیم گوشهگیری میکنیم، در آن پیله خیالی میمانیم، در میان شخصیتهای خیالی، سرنوشتها را رقم میزنیم و خیال میکنیم خدا هستیم.
کتابخور
۰
مانند همیشه که در کنار زنانی با زنانگی تابناک قرار میگیرم، احساس کلاهبردار بودن، تقلیدی بیمایه از جنسیتام میکنم. زنانگی به شکلی طبیعی مانند یک عطسه یا خمیازه از آنها بیرون میریزد، بدون هیچ تلاشی. برای من زنانگی چیزی است که باید آنرا مشاهده و مطالعه کنم، انرا فرابگیرم، از آن تقلید کنم و بازهم هرگز نمیتوانم آنرا به طور کامل بفهمم.
نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
«تنها مانند یک ماشین ظرفشویی بیچارهام که بر حسب تصادف، یک بلیط بختآزمایی در پیادهرو پیدا کرده و میفهمد برنده جکپات شده» از پاراگراف آغازین کتاب. نام فصل یکم: ماشین ظرفشویی خوشبخت!!! +++++ چه باید بگویم دربارهٔ مترجمی که در کتابی دیگر در همین...بیشتر
فقط بدین جهت پیشنهاد خواندنش را میدهم که نمونهی دیگری از آشفتگی زن است که بین سنت و مدرن گرفتار آمده و از فطرت، زنانگی و هویت انسانی خود فاصله گرفته است. وگرنه آشوبها و سرانجام به نظرم تکراری بود.