معرفی و دانلود کتاب سیدارتها + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب سیدارتها
off
٪۳۰

کتاب سیدارتها

یک شعر هندی

نوع کتاب
۳.۹ امتیاز(از ۷۸ رأی)
پدیدآورندگان: 
هرمان هسه، سروش حبیبی
انتشارات: 
نشر ماهی
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب سیدارتها

کتاب سیدارتها (یک شعر هندی)، نوشته هرمان هسه، روایتی از جست‌وجوی فردی برای شناخت خویشتن و رهایی در دل جهان اسطوره‌ای هند است. سروش حبیبی این اثر را به فارسی برگردانده و نشر ماهی در سال ۱۳۹۷ آن را منتشر کرده است. داستان با کودکی سیدارتها، پسر برهمن، آغاز می‌شود و از ریاضت شمنان تا دیدار با بودا و ورود به جهان لذت و ثروت را در بر می‌گیرد. این کتاب در مرز میان داستان و تأمل فلسفی حرکت می‌کند و با زبانی موجز، مسیر دگرگونی درونی یک انسان را دنبال می‌کند. نسخه‌ی الکترونیکی این اثر را می‌توانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.

درباره کتاب سیدارتها اثر هرمان هسه

کتاب سیدارتها (Siddhartha) داستان سلوک جوانی برهمن‌زاده است که در هند اسطوره‌ای، میان آیین‌ها و مکاتب گوناگون، راهی شخصی برای رهایی می‌جوید. هرمان هسه در این کتاب، زندگی قهرمانی را روایت کرده است که از خانه‌ی پدر، مناسک برهمنان و سپس ریاضت شمنان دل می‌کند، به دیدار گوتاما بودا می‌رود و حتی از تعالیم او عبور می‌کند تا به تجربه‌ای مستقیم از خویشتن برسد. کتاب سیدارتها در دو بخش اصلی و چند فصل پی‌درپی، مراحل این سفر درونی را نشان می‌دهد؛ از «پسر برهمن» و «در سلک شمنان» تا «گوتاما»، «بیداری» و فصل‌هایی مانند «کمالا» که ورود قهرمان به جهان عشق، ثروت و لذت را تصویر می‌کنند.

کتاب سیدارتها در عین روایت خطی، لایه‌های متعددی از اندیشه را در خود جای داده است: نقد اقتدار دینی و آموزشی، تردید به امکان «آموختن» رهایی از راه تعلیم و تأکید بر اینکه هر انسان باید راه خود را بیابد. هرمان هسه در این کتاب، با نثری ساده و آهنگین، از مفاهیمی چون آتمان، مایا، نیروانا و مراقبه سخن گفته است و آن‌ها را در قالب تجربه‌های زیسته‌ی سیدارتها نشان داده است. این اثر هم تصویری از هندِ برهمنان، مرتاضان، بازرگانان و روسپیان ارائه کرده است هم کشمکش درونی انسانی که میان ریاضت و لذت و تعالیم بودا و صدای درون خود سرگردان است.

خلاصه داستان سیدارتها

هشدار: این پاراگراف بخش‌هایی از داستان را فاش می‌کند!

کتاب سیدارتها مسیر دگرگونی جوانی جست‌وجوگر را دنبال می‌کند که از کودکی در خانه‌ی برهمنی فرزانه، در میان وداها، اوپانیشادها و مناسک قربانی رشد کرده است، اما در دلش تشنگی‌ای خاموش‌نشدنی احساس می‌کند. او به سلک شمنان می‌پیوندد، سال‌ها ریاضت، روزه، حبس نفس و مراقبه را می‌آزماید و می‌آموزد چگونه از «من» خویش بگریزد، اما درمی‌یابد که این گریزها فقط تخدیری موقت است. دیدار با گوتاما بودا یک نقطه‌ی عطف است: سیدارتها به کمال بودا ایمان دارد، اما باور نمی‌کند که رهایی را بتوان «آموخت».

او راه خود را جدا می‌کند، تصمیم می‌گیرد تنها شاگرد خویش باشد و جهان را نه به‌عنوان «فریب مایا» که به‌عنوان کتابی زنده بخواند. کتاب در ادامه، گذر او از ریاضت به عشق، ثروت، لذت و سپس بازگشت به سادگی و تأمل را پی می‌گیرد و نشان می‌دهد که چگونه شناخت خویشتن در همین فرازونشیب‌ها شکل می‌گیرد.

چرا باید کتاب سیدارتها را بخوانیم؟

کتاب سیدارتها بر این پرسش متمرکز است که رهایی و آرامش را باید در کجا جست: در ریاضت، در تعالیم استادان، در لذت و ثروت یا در مواجهه‌ی صادقانه با خویشتن. این کتاب برای خواننده امکان همراهی با سیر تردید، سرکشی، سقوط و بیداری یک انسان را فراهم می‌کند و مفاهیم شرقی مانند آتمان، نیروانا و مایا را در قالب تجربه‌های ملموس و روزمره نشان می‌دهد.

خواندن کتاب سیدارتها را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

خواندن این کتاب به کسانی پیشنهاد می‌شود که درگیر پرسش‌هایی درباره‌ی معنای زندگی، ایمان، رهایی و شناخت خویشتن‌اند. همچنین به دوستداران ادبیات اندیشه‌محور، متون الهام‌گرفته از سنت‌های هندی و کسانی که به آثار هرمان هسه علاقه دارند، توصیه می‌شود. اگر این کتاب را دوست داشتید یا به‌دنبال کتاب‌هایی با حال‌وهوای مشابه می‌گردید، از مطالعه این عناوین نیز لذت خواهید برد: کیمیاگر اثر پائولو کوئیلو، زندگی پی اثر یان مارتل، جاناتان مرغ دریایی اثر ریچارد باخ، پیامبر اثر جبران خلیل جبران و راهبی که فراری‌اش را فروخت اثر رابین شارما.

درباره هرمان هسه

هرمان هسه (۱۸۷۷‌ـ‌۱۹۶۲) نویسنده، شاعر و نقاش آلمانی‌ـ‌سوئیسی و برنده‌ی جایزه‌ی نوبل ادبیات در سال ۱۹۴۶ بود. او از مهم‌ترین نویسندگان سده‌ی بیستم به شمار می‌رود و آثاری چون دمیان، گرگ بیابان و سیدارتها از او جایگاهی ماندگار در ادبیات جهان یافته‌اند. هسه در آثار خود با زبانی روان و تأمل‌برانگیز به جست‌وجوی هویت فردی، معنای زندگی، خودشناسی و کشمکش‌های درونی انسان می‌پردازد و از اندیشه‌های فلسفی و عرفانی شرق، به‌ویژه فلسفه‌ی هند، تأثیر فراوان پذیرفته است.

آثار اولیه‌ی او رنگ‌وبویی رمانتیک و طبیعت‌گرایانه دارند؛ ویژگی‌هایی که در رمان پیتر کامنزیند، یکی از نخستین و موفق‌ترین آثارش، به‌خوبی دیده می‌شود. هسه در بسیاری از نوشته‌هایش به رابطه‌ی فرد با جامعه، تنهایی هنرمند و چالش‌های روحی انسان مدرن توجه کرده است؛ مضامینی که در آثاری چون گرترود و رسهالده نمود برجسته‌ای دارند.

آشنایی او با نظریات زیگموند فروید و کارل گوستاو یونگ تأثیر عمیقی بر نگرش و نویسندگی‌اش گذاشت. هسه بعدها دریافت که بسیاری از بحران‌ها و گریزهای زندگی‌اش در واقع تلاشی برای رویارویی با خویشتن بوده و همین تجربه‌های درونی به یکی از مهم‌ترین سرچشمه‌های الهام در آثار ادبی او تبدیل شدند.

درباره سروش حبیبی

سروش حبیبی، متولد ۷ خرداد ۱۳۱۲ در تهران، از برجسته‌ترین مترجمان معاصر ایران است که طی بیش از چهار دهه فعالیت ادبی، آثار مهمی را از زبان‌های فرانسه، روسی، آلمانی و انگلیسی به فارسی ترجمه کرده است. او تحصیلات متوسطه‌ی خود را در دبیرستان فیروز بهرام به پایان رساند و سپس در مدرسه‌ی عالی پست و تلگراف ادامه‌ی تحصیل داد. حبیبی پس از ورود به وزارت پست، تلگراف و تلفن، برای تکمیل دانش خود در رشته‌ی الکترونیک راهی آلمان شد و چند سال در دانشکده‌ی فنی دارمشتات به تحصیل و فراگیری زبان آلمانی پرداخت. او پس از بازگشت، در توسعه و نوسازی آموزش‌های مخابراتی و نیز شکل‌گیری مرکز تحقیقات مخابرات نقش مؤثری ایفا کرد.

فعالیت حرفه‌ای حبیبی در عرصه‌ی ترجمه با همکاری با مجله‌ی سخن آغاز شد و به‌تدریج او را به یکی از معتبرترین مترجمان ادبیات جهان در ایران تبدیل کرد. بسیاری از خوانندگان فارسی‌زبان از طریق ترجمه‌های او با نویسندگانی چون رومن گاری، آلخو کارپانتیه، الیاس کانتی، هرمان هسه، واسیلی گروسمان، فئودور داستایفسکی، لئو تولستوی و جان اشتاین‌بک آشنا شدند. آثاری چون زندگی و سرنوشت، جنگ و صلح، آنا کارنینا، ابله، شیاطین، طبل حلبی، بیابان تاتارها و نارتسیس و گلدموند از مهم‌ترین ترجمه‌های او به شمار می‌روند.

دقت، روانی و وفاداری به متن اصلی از ویژگی‌های برجسته‌ی ترجمه‌های حبیبی است؛ چنان‌که انتشار ترجمه‌های تازه‌ی او از آثار کلاسیک، حتی در مواردی که پیش‌تر به فارسی برگردانده شده بودند، همواره با استقبال گسترده‌ی مخاطبان روبه‌رو شده است. او در سال ۱۳۵۶ به آمریکا رفت و از سال ۱۳۵۸ تاکنون در فرانسه زندگی می‌کند.

چه نسخه‌های دیگری از این کتاب در ایران منتشر شده است؟

نشر ققنوس با ترجمه‌ی سروش حبیبی، نشر تهران با ترجمه‌ی محمد بقایی (ماکان)، نشر جامی و نشر فردوس با ترجمه‌ی امیرفریدون گرگانی، نشر پنگوئن با ترجمه‌ی شهناز مجیدی، نشر ناهید با ترجمه‌ی محمدرضا ایزدی، نشر اساطیر با ترجمه‌ی پرویز داریوش و... در سال‌های مختلف و با عناوین متفاوت این کتاب را منتشر کرده‌اند.

بخشی از کتاب سیدارتها

«اما این وجدان کجا بود؟ این درونی‌ترین کنج، این نقطهٔ واپسین، کجاست؟ داننده‌ترین فرزانگان تعلیم می‌دادند که از گوشت و استخوان نیست. اندیشه و آگاهی نیست. کجا؟ پس آخر کجا بود؟ باید به آن سوی گرایید، به سوی خویش، به سوی من، به جانب آتمان. آیا راه دیگری بود که به آزمون بیرزد؟ وای که هیچ‌کس این راه را نمی‌نمود و هیچ‌کس نبود که آن را بداند. نه پدر از این راز آگاه بود نه آموزگاران و فرزانگان. سرودهای قربانی نیز راهی به آن نمی‌نمودند. برهمنان همه‌چیز می‌دانستند و تمام رازها در کتاب‌های مقدسشان نهفته بود. به سوی همه‌چیز راه جسته بودند، بیش از همه راز آفرینش و پدیدآمدن کلام و خوراک و دم و بازدم و نظام حواس و اعمال ایزدان. عرصهٔ دانش اینان بی‌پایان بود. اما وقتی آدمی یک چیز را، یگانه چیز و مهم‌ترین چیز دانستنی را، نمی‌دانست، دانستن این‌ها چه ارزشی می‌داشت؟»

معرفی این کتاب در تاریخ ۲۷ مرداد ۱۴۰۵ به‌روزرسانی شده است.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب سیدارتها و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابسیدارتها
عنوان دیگریک شعر هندی
موضوعرمان، داستان خارجی
نویسندههرمان هسه
مترجمسروش حبیبی
انتشاراتنشر ماهی
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۴/۰۴/۱۰
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۱.۲ مگابایت
شابک۹۷۸۹۶۴۲۰۹۲۳۳۸
تعداد صفحه‌ها۱۷۴ صفحه
قیمت کتاب۵۶۰۰۰ تومان
برچسبادبیات آلمان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

امید مجیدی پور
مطمئن نیستم.
۱۴۰۰/۰۸/۱۲

سومین کتابی بود که از هسه می‌خوندم. کتاب اول دمیان بود، سخت‌خوان و کمی سرد، دوستش نداشتم در زمان خواندنش. کتاب دوم، داستان دوست من بود، ادبیات به نسبت روانی داشت، ولی مثل دمیان سرد بود! نمیشد خوب ارتباط برقرار...بیشتر

۴
Sajjad
۱۳۹۹/۰۴/۰۹

این یکی از بهترین‌ کتاب‌هایی است که می‌توانید در عمرتان بخوانید و قادر است که نگاه‌ شما را به زندگی عوض کند. از دست ندهید و زودتر بخوانیدش ولی با تامل و تمرکز و حوصله.

۱
ساکورا
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۹/۱۷

خب این کتاب یک سبک خاص داره که همه نمیپسندن از نوع خودشناسی و سیر درون ....سی چهل صفحه اولش خیلی سخت خوان هست ولی بعدش روونتر میشه و با داستان همراه میشید. توصیه من اینه که حتما در خلوت...بیشتر

۰
Don_Etis
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۷/۲۷

خوانندگان این کتاب دو دسته‌اند: یا هستیِ سیدارتها در جانشان می‌نشیند و در سکوت زندگی‌اش می‌کنند، یا عبارات درخشانش در سلول‌های مغزشان حبس می‌شود و با هیاهوی بسیار درباره‌اش حرف می‌زنند. ترجیح می‌دهم از دسته‌ی اول باشم. اما درباب ترجمه‌ی درخشان...بیشتر

۰
پرویز
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۴/۱۵

با اینکه روایت خیلی خطی و ساده است و نثر نویسنده هم معمولی؛ ولی مشخصه یه انسان دنیادیده و با تجربه که خودش هم این مسیر رو طی کرده، داره یافته هاش رو در قالب داستان زندگی یه شمن (سیدارتها)...بیشتر

۲
alireza khosravi
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۱/۱۹

سومین کتابی بود که از هسه میخواندم و در یک کلام بینظیر

۱
کارین
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۱/۱۴

از قشنگ ترین چیز هایی که با خواندن این کتاب فهمیدم این بود که چیزی به اسم خودکشی معنا نداره تا وقتی خویش کُشی هست. چرا آدم باید جسمشو از بین ببره وقتی که میتونه روح غمگین و مغلوبشو از بین ببره...بیشتر

۰
ll
۱۴۰۰/۰۹/۱۴

کتاب‌هایی که ارزش وقت گذاشتن دارند.

۰
حسین فرهمند
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۸/۱۲/۲۸

کتابی معناگرا با محوریت خودشناسی در تلاش برای رسیدن به کمال

۰
شقايق بانو
۱۳۹۹/۰۳/۰۸

والا اگه چیزی فهمیده باشم از این کتاب😐

۱
Octtave
۱۳۹۸/۰۸/۰۴

یکی از بهترین داستانهاس هرمان هسه با بهترین ترجمه 👌🌻

۰
artister
۱۴۰۰/۰۶/۱۱

چقدر خوب و فوق العاده روند همراه شدن آدم ها باهم و بعد از مدتی جدا شدن اونها رو به رشته ی تحریر در آورده بود..بعد از خواندن این کتاب میفهمیم که انسانها نقاط برخوردند و قرار نیست مسیر ما...بیشتر

۰
narges.mahdavi
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۲/۲۸

این کتاب ماجرای فردیت را آنقدر خوب به قلم آورده است و آنقدر مسحور کننده است که خواننده را به اشک می اندازد. از ترجمه بی نهایت عالی سروش حبیبی متشکرم و با خودم میگویم چه گوهر های نابی در...بیشتر

۰
جستجوگر
۱۴۰۱/۱۲/۰۹

این کتاب، تامل هرمان هسه است بر عرفان بودیسم و سلوک. از زیست کسی همنام بودا، سیذارتا نامی که از کودکی دل در گرو معنا دارد و سالها با شمن ها می رود و در پی جستن. تا اینکه بعد از ریاضت...بیشتر

۰
ترانه
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۶/۲۸

در توانمدی هرمان هسه در داستان‌پردازی شکی نیست اغلب نوشته‌هایش جداب و پر از مفهوم و آموزه اند ترجمه حبیبی هم بی‌نظیر است، ادیبانه و در عین حال روان و بدون سکته

۰

بریده‌هایی از کتاب

آنه
۳۴
مسافر گفت: «تو زندگی زیبایی برای خود برگزیده‌ای! وه که چه زیباست به‌سربردن در کنار این آب و حرکت‌کردن بر آن!»
پرویز
۲۶
من می‌توانم یک سنگ را دوست بدارم، چنان‌که یک درخت را یا یک تکه پوست ساقهٔ آن را. این‌ها اشیائند و انسان می‌تواند همه‌چیز را دوست بدارد. اما واژه‌ها را دوست ندارم. به همین سبب از هر مکتبی بیزارم. آن‌ها نه سفتند نه نرم، نه رنگ دارند نه لبهٔ تیزی، نه بویی نه طعمی، چیزی نیستند جز حرف.
Don_Etis
۱۸
معلمانِ درسی که به نام بامزهٔ تاریخ نامیده می‌شود به ما می‌آموزند که همواره مردانی بر جهان حکم رانده‌اند و اسباب دگرگونی آن شده‌اند که سرکش بوده و سنت‌ها را زیر پا گذاشته‌اند. این آموزگاران در خاطر ما می‌نشانند که چنین مردانی سزاوار ستایشند.
پرویز
۱۶
نوشتن نیکوست، اما نه به اندازهٔ اندیشیدن؛ خردمندی ارزنده است، اما نه به قدر شکیبایی!
پرویز
۱۳
«این‌که من دربارهٔ خود هیچ نمی‌دانم و سیدارتها برایم چنین بیگانه و ناشناخته مانده است علتی دارد، علتی یگانه، و آن این است که من از خود می‌ترسیدم و از خود می‌گریختم! من آتمان را می‌جستم و در پی وصال برهمن بودم. می‌خواستم "منِ" خویش را پاره‌پاره کنم و بشکافم و پوسته‌های بسیار آن را یک‌یک بگشایم تا در درونی‌ترین کنج ناشناختهٔ آن، مغز همهٔ پوسته‌ها را بیابم که آتمان است و زندگی است و خدای‌گونگی است و بعد از آن هیچ نیست. اما دریغ که خودم را در این سلوک از دست دادم.»
Don_Etis
۱۰
از سیزده سالگی باور داشتم که در آینده یا شاعر خواهم شد یا هیچ! اما کم‌کم به نکتهٔ بسیار ناگوار دیگری نیز پی بردم: آدم می‌تواند کشیش، پزشک، کاسب، کارمند پست و حتی نقاش و معمار شود. برای همهٔ این حرفه‌ها نیز مدارسی هست و روش‌هایی برای آموزش نوآموزان. اما برای شاعرشدن هیچ مدرسه‌ای نیست.
Don_Etis
۶
دانش را می‌توان به دیگران منتقل کرد، اما بصیرت انتقال‌دادنی نیست. انسان می‌تواند به بصیرت دست یابد، می‌تواند آن را زندگی کند، یا با آن هدایت شود، یا به یاری آن کارهای شگرف بکند، اما توضیح یا آموختن آن به دیگران ممکن نیست. این چیزی است که من از نوجوانی گاهی به‌حدس درمی‌یافتم و همین مرا از معلمان دور می‌راند.
Don_Etis
۵
همان‌طور که رطوبت در ساقهٔ درختی بیمار به‌آهستگی در آوندها فرامی‌خیزد و چوب را فرامی‌گیرد و پرآب می‌دارد و می‌پوساند، جلوه‌های عیش و تن‌آسایی نیز در روح سیدارتها فرومی‌خزید و کم‌کم جان او را می‌آکند و او را گرانخیز می‌ساخت و روحش را در خواب رخوت فرومی‌کشید. به‌عکس، تنش بیدار شده بود و بسیار چیزها چشیده و آموخته بود.
a2sa
۴
«نوشتن نیکوست، اما نه به اندازهٔ اندیشیدن؛ خردمندی ارزنده است، اما نه به قدر شکیبایی!»
:: OF ::
۳
اما چه راه غریبی است این راه و چه پیچاپیچ است مسیرش و چه‌بسا که بر دایره‌ای دور بگردد! اما هر طور که می‌خواهد باشد و به هرجا که می‌خواهد برود؛ من گام از آن بیرون نخواهم گذاشت!»