با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
دوستش داشتم

دانلود و خرید کتاب دوستش داشتم

۳٫۷ از ۲۸ نظر
۳٫۷ از ۲۸ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب دوستش داشتم  نوشته  ناهید فروغان  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

معرفی کتاب دوستش داشتم

کتاب «من او را دوست داشتم» نوشته آنا گاوالدا، نویسنده معاصر فرانسوی است. این رمان داستان خانواده‌ای است که پدر خانواده به‌طور ناگهانی همسر و دو دخترش را ترک می‌کند و ماجراهایی را رقم می‌زند که موجب واکاوی و شناسایی شخصیت واقعی پدر، مادر و روابط آن‌ها در طول زندگی مشترکشان می‌شود. گفت وگویی طولانی میان زنی جوان و پدرشوهرش جریان دارد. پدرشوهر به او می‌گوید چگونه عشق بزرگش را به دلیل اشتباهاتش از دست داده است. گاوالدا با توانایی‌اش در درک احساسات دیگران، اشتیاق مرد متاهل را به یک زن جوان، مشاجرات روحی و انصرافش را به زیبایی به تصویر می‌کشد؛ کندوکاوی تکان دهنده در زندگی شخصی و کمکی پر از همدردی.

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۱۷)
FaTiMa
۱۳۹۸/۰۸/۲۸

دوس داشتم کتاب رو😍👍 اگه کسی رو دوست دارید اما نداریدش، خیلی خوب میتونید همذات پنداری کنید باداستان و لذت ببرید...

Dentist
۱۳۹۸/۰۳/۱۷

زنی که بهش خیانت شده و همسرش اون و دو فرزندش رو ترک کرده، چند روزی رو با پدر همسرش میگذرونه. مردی که تلاش میکنه اون زن رو تسکین بده، اونم با تعریف کردن ماجرای عاشقانه‌ی زندگی خودش. کتاب پر از

- بیشتر
kimia
۱۳۹۹/۰۵/۱۰

کتاب فوق العاده ای .... میگن آنچه از دل برآید لاجرم بر دل نشیند... دقیقا همینه ... این کتاب ارزش چند بار خواندن رو داره و هر دفعه وجودتون رو‌ سرشار از عشق ،تنفر ،ترس ....میکنه و تبدیل میشید یه علامت سوال ،شاید

- بیشتر
Mr.Cooper
۱۳۹۹/۰۹/۰۹

نگاه و بعد جدیدی از خیانت رو معرفی میکنه... به شخصه یاد گرفتم این قضیه اصلا سیاه و سفید نیست و چقدر روابط انسانی پیچیده و منحصر به فرده.... فضاپردازی گاوالدا هم بی نظیر بود

هانی
۱۳۹۸/۰۳/۲۱

من این کتاب رو خیلی خیلی دوست داشتم. البتهدبه اسم من او را دوست داشتم ترجمه شده بود که به نظرم این اسم شکیل تره. ولی خیلی لطیف و آرومه. هرچند من با نظر نویسنده برای زندگی موافق نیستم. ولی

- بیشتر
موش سر آشپز
۱۳۹۸/۰۲/۲۲

اصلا، اصلا دوستش نداشتم (کتاب رو عرض میکنم ).

آذر
۱۳۹۹/۰۲/۰۶

خواندنی و پند آموز بود.قصه زندگی خیلی از ماها...

حدیث📖
۱۳۹۹/۰۵/۱۰

نویسنده این اثر احوال یک زن تنها که همسرش رهایش کرده رو بسیار عالی و دقیق بیان کردن واقعا کتاب فوق العاده ای هستن و دیالوگ های بسیار زیبایی دارن

fari69
۱۳۹۸/۰۸/۲۸

بسیارعالی بود👌

ریحانه جلالی
۱۴۰۰/۰۱/۱۲

این کتاب رو به خانمهای جوان توصیه میکنم چون زندگی یک زنو به تصویر کشیده که همسرش بهش خیانت کرده و اونو ترک کرده...احساساتش کاملا قابل درک و ملموسه.در کل کتاب خوبیه.خوندنش میتونه ذهن آدمو باز کنه .

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۲۳)
آفرین به ما، چون همه‌چیز را خاک کرده‌ایم، دوستانمان را، رؤیاهایمان را، عشق‌هایمان را، و حالا نوبت خودمان رسیده! دست مریزاد رفقا
مهسا
به خودم گفتم: «بجنب، یک بار برای همیشه از ته دل گریه کن. بعد اشک‌هایت را خشک کن، دستمالت را کنار بگذار، هیکل بزرگ ماتم‌زده‌ات را تکانی بده و تمامش کن. به چیز دیگری فکر کن. راه بیفت و همه‌چیز را از نو شروع کن.» بارهاوبارها این را به من گفته‌اند: به چیز دیگری فکر کن. زندگی ادامه دارد. به دخترهایت فکر کن. نباید خودت را بسپاری به دست غم. تکان بخور. بله، می‌دانم، خوب هم می‌دانم، اما سعی کنید من را بفهمید: نمی‌توانم.
Kosar
چقدر زمان لازم است تا بوی کسی را که دوست داریم، از یاد ببریم؟ چقدر باید بگذرد تا دیگر دوستش نداشته باشیم؟
Kosar
«واقعآ دوستش دارم. زیاد به یادش می‌افتم... عجیب است، با این‌که درست نمی‌شناسمش، یکی از بهترین دوست‌هایم است...»
Kosar
عاشق مردی هستی و از او دو بچه داری و باز یک صبح زمستانی می‌فهمی که راهش را کشیده و رفته، چون به زن دیگری علاقه‌مند شده. تازه خجالت هم نمی‌کشد و می‌گوید متأسف است، قبلا اشتباه کرده. درست مثل موقعی که شماره‌ای را اشتباه می‌گیریم: «ببخشید، شماره را عوضی گرفتم.» خواهش می‌کنم، اشکالی ندارد... همه‌چیز مثل حباب صابون است.
Kosar
جالب است، اصطلاح‌ها فقط اصطلاح نیستند؛ مثلا باید ترس واقعی را تجربه کرده باشیم تا معنی اصطلاح «عرق سرد» را بفهمیم، یا خیلی دلهره داشته باشیم تا اصطلاح «دلشوره» برایمان واقعآ معنا پیدا کند، نه؟ «ول‌کردن» هم همین‌طور است. نقص ندارد. کی آن را ساخته؟ طناب را ول می‌کنند. همسر را ول می‌کنند. بعد راه دریا را در پیش می‌گیرند، بال‌های پهنِ مثل مرغ دریایی را باز می‌کنند و به آسمان‌های دیگر پر می‌کشند.
Kosar
«آره. شوهرش ترکش کرده بود... زیرورو شده بود. فرانسواز، این زن سرزنده و مقتدر، این زن دوست‌داشتنی که با اعتمادبه‌نفسش دنیا را سر انگشتانش می‌چرخاند، جلو چشمم مثل شمع آب می‌شد. گریه می‌کرد، تحلیل می‌رفت، مثل خواب‌زده‌ها شده بود و رنج می‌کشید، رنجی عظیم. دارو می‌خورد، اما لاغرتر می‌شد. برای اولین بار مرخصی استعلاجی گرفت. اشک می‌ریخت و اشک می‌ریخت، حتی جلو من.
Kosar
افسوس‌ها، پشیمانی‌ها، جدایی‌ها و سازش‌هایی هست که زخمشان هیچ‌وقت التیام نمی‌یابد، هیچ‌وقت درست نمی‌شود، هیچ‌وقت، می‌فهمی، حتی آن دنیا.
Kosar
آخرین باری که همدیگر را در آغوش گرفتیم خوب به یاد دارم. در آسانسوری در خیابان فلاندر بود. گذاشت ببوسمش. چرا این کار را کرد؟ او که دیگر دوستم نداشت. هیچ نمی‌فهمم.
Kosar
«یعنی می‌شود یک روز تو و بابا دوباره عاشق هم بشوید؟» «نه.» «مطمئنی؟» «آره.» «باشد، خودم هم می‌دانستم...»
Kosar

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۱۷۴ صفحه
قیمت نسخه چاپی۲۰,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۸۸/۰۲/۰۹
تعداد صفحات۱۷۴صفحه
قیمت نسخه چاپی۲۰,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۸۸/۰۲/۰۹