
کتاب سیندخت
معرفی کتاب سیندخت
«سیندخت» رمانی از علیمحمد افغانی ( -۱۳۰۳ )، نویسنده ایرانی است.
درباره علیمحمد افغانی
علی محمد افغانی از نویسندگان نامدار ایرانی است که در سال ۱۳۰۳ در کرمانشاه متولد شده است. پدر و مادر علی محمد اصالتا اهل اصفهان بودند اما در بحبوبه انقلاب مشروطه از اصفهان به کرمانشاه کوچک کرده و در آنجا ماندگار شدند. علی محمد افغانی درابتدای دهه ۱۳۴۰ با انتشار رمان شوهر آهو خانم به جرگه داستاننویسان ایرانی پیوست. افغانی عضو سازمان نظامی حزب توده ایران بود، در سال ۱۳۳۳ دستگیر و به اعدام محکوم شد اما پس از پنج سال آزاد شد و رمان شوهر آهو خانم را نیز در طول دوران زندان نوشت.
در بخشی از کتاب میخوانیم:
«سیندخت، به تو حق میدم که نخوای تو کوچه بازار واسی و با من حرف بزنی. این بیدقتی و بیحواسی مرا ببخش ولی سرزنشم نکن. اگر فرنگیس خانم مث اون وقتها خوب و خوش سر خانه و زندگی خودش بود و اوضاع اینطور بهم نخورده بود، همان روز اولی که به اهواز وارد شدم و به این محله آمدم، اولین کارم این بود که به خانه شما بیایم، زیرا حامل سلام مادرم برای مادرت بودم. بیچاره بلی خبر ندارد که دوست نازنینش الآن هفت سال است از شوهر و بچهاش جدا شده و به سوی سرنوشت و نوش و نیش دیگری رفته است. یادت هست که آن دو چقدر با هم دوست بودند؟ یادت هست که بلی همیشه میآمد توی پنجره مینشست، کار کاموابافیاش را دست میگرفت و با مادر تو که توی حیاط بود حرف میزد؟ حتی برای هم خوردنی یا آب یخ پاس میدادند. آن وقت من زیر تأثیر عوالم کودکی به شور و شوق میآمدم و برای آنکه کاری کرده یا خودی نموده باشم از دیوار به حیاط شما میپریدم و از در بیرون میرفتم. کوچه و خیابان را دور میزدم و در چند دقیقه دوباره توی پنجره ظاهر میشدم. پدرت میگفت، برای آنکه دو خانواده بتوانند راحتتر با هم رفت و آمد داشته باشند بهتر است که دیوار بین دو حیاط را برداشت. در این صورت خطر اینکه روزی کیوان خدای نکرده بیفتد و آسیب ببیند وجود نخواهد داشت. سیندخت، من وقتی به اهواز آمدم و فهمیدم مادرت طلاق گرفته و رفته به قدری ناراحت شدم که حال خودم را نفهمیدم. تعجب میکنم که این ناراحتی بزرگ را در این مدت تو چطور تحمل کردهای و قلب کوچکت زیر فشار این اندوه چطور این همه مقاومت کرده است».
حجم
۳۶۱٫۲ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۸۸
تعداد صفحهها
۳۸۴ صفحه
حجم
۳۶۱٫۲ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۸۸
تعداد صفحهها
۳۸۴ صفحه
نظرات کاربران
یعنی افتضاح ترین کتابیه که خوندم و متاسفانه نسخه چاپیش رو هم خریدم چون فکر میکردم نویسنده شوهر آهو خانوم حتما تمام رمان هاش به همون زیبایی هست از ایرادات ساختاریش که بگذریم کلی مسائل شرعی رو هم توش به
نه داستان جالبی داره، نه نکته ی آموزشی داره، نه جمله های قشنگی داره. اصلا نمیدونم هدف از نوشتنش چی بوده
یه موضوع بسیار کلیشه ای و سیندرلایی که شاید مورد پسند نوجوان های سطحی نگر و درگیر عشق های توسعه نیافته و خام باشه .....کتاب سرشار از گزافه گویی و توصیفات خسته کننده است که اگه همه اونا رو حذف
این داستان نسخه ایرانیزه شده سیندرلاست ، برای تین ایجرها و عاشق پیشه ها جذاب خواهد بود فکر میکنم:)
یه رمان معمولی ایرانی برای وقت پر کردن خوبه
خیلی عالی
با سلام این کتاب اینهمه مطالب زیبا داره بنظرم در انتخاب مطلب برای معرفی بی سلیقگی کردید