معرفی و دانلود کتاب سیندخت + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب سیندختsubscriptionAvailable

کتاب سیندخت

نوع کتاب
۲.۵(از ۱۳ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
علی‌محمد افغانی
انتشارات: 
انتشارات نگاه

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب سیندخت

«سیندخت» رمانی از علی‌محمد افغانی ( -۱۳۰۳ )، نویسنده ایرانی است.

درباره علی‌محمد افغانی

علی محمد افغانی از نویسندگان نامدار ایرانی است که در سال ۱۳۰۳ در کرمانشاه متولد شده است. پدر و مادر علی محمد اصالتا اهل اصفهان بودند اما در بحبوبه انقلاب مشروطه از اصفهان به کرمانشاه کوچک کرده و در آنجا ماندگار شدند. علی محمد افغانی درابتدای دهه ۱۳۴۰ با انتشار رمان شوهر آهو خانم به جرگه داستان‌نویسان ایرانی پیوست. افغانی عضو سازمان نظامی حزب توده ایران بود، در سال ۱۳۳۳ دستگیر و به اعدام محکوم شد اما پس از پنج سال آزاد شد و رمان شوهر آهو خانم را نیز در طول دوران زندان نوشت.

در بخشی از کتاب می‌خوانیم:

«سیندخت، به تو حق می‌‌دم که نخوای تو کوچه بازار واسی و با من حرف بزنی. این بی‌‌دقتی و بی‌‌حواسی مرا ببخش ولی سرزنشم نکن. اگر فرنگیس خانم مث اون وقت‌ها خوب و خوش سر خانه و زندگی خودش بود و اوضاع این‌طور بهم نخورده بود، همان روز اولی که به اهواز وارد شدم و به این محله آمدم، اولین کارم این بود که به خانه شما بیایم، زیرا حامل سلام مادرم برای مادرت بودم. بیچاره بلی خبر ندارد که دوست نازنینش الآن هفت سال است از شوهر و بچه‌‌اش جدا شده و به سوی سرنوشت و نوش و نیش دیگری رفته است. یادت هست که آن دو چقدر با هم دوست بودند؟ یادت هست که بلی همیشه می‌‌آمد توی پنجره می‌‌نشست، کار کاموابافی‌‌اش را دست می‌‌گرفت و با مادر تو که توی حیاط بود حرف می‌‌زد؟ حتی برای هم خوردنی یا آب یخ پاس می‌‌دادند. آن وقت من زیر تأثیر عوالم کودکی به شور و شوق می‌‌آمدم و برای آن‌که کاری کرده یا خودی نموده باشم از دیوار به حیاط شما می‌‌پریدم و از در بیرون می‌‌رفتم. کوچه و خیابان را دور می‌‌زدم و در چند دقیقه دوباره توی پنجره ظاهر می‌‌شدم. پدرت می‌‌گفت، برای آن‌که دو خانواده بتوانند راحت‌‌تر با هم رفت و آمد داشته باشند بهتر است که دیوار بین دو حیاط را برداشت. در این صورت خطر این‌که روزی کیوان خدای نکرده بیفتد و آسیب ببیند وجود نخواهد داشت. سیندخت، من وقتی به اهواز آمدم و فهمیدم مادرت طلاق گرفته و رفته به قدری ناراحت شدم که حال خودم را نفهمیدم. تعجب می‌کنم که این ناراحتی بزرگ را در این مدت تو چطور تحمل کرده‌‌ای و قلب کوچکت زیر فشار این اندوه چطور این همه مقاومت کرده است».

معرفی این کتاب در تاریخ ۱۶ فروردین ۱۴۰۵ به‌روزرسانی شده است.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب سیندخت و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:سیندخت
موضوع:داستان کوتاه، داستان ایرانی
نویسنده:علی‌محمد افغانی
انتشارات:انتشارات نگاه
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۳۸۸/۰۱/۰۱
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۰.۴۷ مگابایت
شابک:۹۷۸-۹۶۴-۳۵۱-۵۷۳-۷
تعداد صفحه‌ها:۳۸۴ صفحه
قیمت کتاب:۷۷۰۰۰ تومان
برچسب:بهترین‌های ادبیات داستانی

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

cima
۱۳۹۵/۰۷/۱۸

یعنی افتضاح ترین کتابیه که خوندم و متاسفانه نسخه چاپیش رو هم خریدم چون فکر میکردم نویسنده شوهر آهو خانوم حتما تمام رمان هاش به همون زیبایی هست از ایرادات ساختاریش که بگذریم کلی مسائل شرعی رو هم توش به...بیشتر

۱
شادی
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۲/۰۸/۰۱

یه موضوع بسیار کلیشه ای و سیندرلایی که شاید مورد پسند نوجوان های سطحی نگر و درگیر عشق های توسعه نیافته و خام باشه .....کتاب سرشار از گزافه گویی و توصیفات خسته کننده است که اگه همه اونا رو حذف...بیشتر

۰
سروين
۱۳۹۸/۱۰/۱۲

این داستان نسخه ایرانیزه شده سیندرلاست ، برای تین ایجرها و عاشق پیشه ها جذاب خواهد بود فکر میکنم:)

۰
Sepideh
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۴/۱۲/۲۹

نه داستان جالبی داره، نه نکته ی آموزشی داره، نه جمله های قشنگی داره. اصلا نمیدونم هدف از نوشتنش چی بوده

۰
zohre_aflaki
مطمئن نیستم.
۱۴۰۵/۰۱/۰۴

یه رمان معمولی ایرانی برای وقت پر کردن خوبه

۰
مراد
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۱۱/۲۶

خیلی عالی

۰
علیرضا
۱۳۹۵/۰۶/۲۷

با سلام این کتاب اینهمه مطالب زیبا داره بنظرم در انتخاب مطلب برای معرفی بی سلیقگی کردید

۰

بریده‌هایی از کتاب

کاربر mim_ alf
۴
شنیده بودم که عشق هستی می‌بخشد ولی نمی‌دانستم که اول می‌کشد، اول آدم را از هزاران دهلیز شکنجه و عذاب که گویا لازمه ثبوت عشق است می‌گذراند و بعد از آنکه گواهی‌نامه قبولی از آزمایش را به دستش داد به او می‌گوید: منتظر باش، خبرت خواهم کرد! او گویا این نکته را خوب دریافته است که عشق چیزی جز همان انتظار نیست.
کاربر mim_ alf
۲
اگر عواطف کودکی نباشد قلب مثل یک چوب گره‌دار می‌شود که اگر بخواهند خمش بکنند از جای گره می‌شکند. این‌گونه قلب‌ها مثل همان چوب گره‌دار به درد هیچ کاری جز سوزاندن نمی‌خورد
کاربر ۲۷۵۰۱۵۹
۱
ولی آدم پخته، آدمی که غرایز خود را زیر فرمان دارد و نتیجتا کمتر دستخوش تمایلات افزون‌خواهانه می‌شود، خیلی زود خواهش‌هایش را با خواست‌های جمع همآهنگ می‌سازد
Hessam Shahbazi
۰
به یاد سقراط افتادم و یکی از شاگردانش که لذت‌های دنیوی و خور و خواب و شهوت را بر خود حرام کرده و رفته بود تارک دنیا شده بود. این شاگرد نامش آنتیس‌تن بود. یک روز استاد او را در کنار کشکول گدائی‌اش مشاهده کرد و به او گفت: آنتیس‌تن، من خودپسندی و نخوت تو را از لای پارگی‌های لباست می‌خوانم.! و این گفته بعدها مثل شد. یعنی آن‌چه که می‌گوئی و می‌کنی