با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
فریادها

دانلود و خرید کتاب فریادها

۳٫۵ از ۴ نظر
۳٫۵ از ۴ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب فریادها  نوشته  حسین سلیمانی‌نژاد  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب فریادها

رمان «فریادها» نوشته لوران گوده، نویسنده فرانسوی برنده‌ی جایزه گنکور درباره جنگ است. درباره سربازانی که تمام جسم و جان خود را برای دفاع از وطن گذاشته‌اند و همراه با هراس و مسخ‌شدگی در فضای غیر انسانی و بی‌رحم جنگ با خود و فلسفه جنگیدنشان درگیرند. «ژول» سربازی است که مرخصی گرفته و در حال رفتن به خانه است اما نگرانی درباره همرزمانش او را رها نمی‌کند. در جای دیگری سربازی شیمیایی درون حفره‌ای در قلب خاک اسیر شده و دست و پا می‌زند. دو سرباز دیگر به نام‌های «ماریوس» و «بوریس» از دست فریادهای عجیب سرباز دیگری موسوم به «مرد خوکی» ترسیده و عاصی شده‌اند و در صدد کشتن اویند، همه سربازان این کتاب به نوعی در هراس مرگ‌اند و اتفاقات گوناگون و عجیبی اطرافشان رخ می‌دهد. داستان از زبان چند روای روایت می‌شود. «ماریوس»، «ریپول»، «رنیه»، «شیمیایی»، «ژول» و... هر راوی بخشی از ماجرا را کامل می‌کند. بخش زیادی از داستان در زمان حال می‌گذرد و بخش‌هایی در زمان‌های گذشته و نویسنده با بهره‌گیری از این تکنیک خواننده را در تمامی لحظه‌​های دلهره و هراس، همراه شخصیت​‌های داستان می‌کند تا مانند آنها وحشت لحظات داستانی را از نزدیک لمس کند. «برگشتن به جبهه و مردن در آن‌جا. چاره‌ای جز این نمی‌بینم. بله. راهِ آمده را برگشتن. انجام دادن دوبارهٔ همهٔ کارها. با همان عجله. تند راه رفتن. گذشتن از همان مزرعه‌ها، توقف در همان جاهای قبلی. از روستا به سنگر. آن‌جا، توی سوراخم می‌خزم و مثل بقیه، دعایم را نثار زمین می‌کنم. شاید کس دیگری غیر از من آن را به مردم روستا برساند. کس دیگری غیر از من. کسی که شیواتر حرف بزند. کسی که از روستایی‌ها سنگ نخورد. من ناکام ماندم. بله. چاره‌ای ندارم جز این‌که راهِ آمده را برگردم. دوباره دوستانم را ببینم و دیگر ترک‌شان نکنم.» «لوران گوده» با سادگی تحسین‌برانگیزی فضای جنگ را توصیف کرده است. فضایی که اگرچه غیرانسانی است اما پر از برادری و هم‌دلی هم هست. «فریادها» نمایش بزرگ هراس انسان‌ها است. گوده با این اثر می خواهد نشان دهد وقتی انسانیت با هراس از مرگ و جنگ نابود می‌شود همه‌چیز را با خودش نابود می‌کند.
نظری برای کتاب ثبت نشده است
بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۳)
صداها را دیگر نمی‌شنوم. از خودم می‌پرسم خدای آن بالا چه شکلی است و در هر دستش چند انگشت برای شمردن این‌همه مرده دارد.
mahyart256
به خودم گفتم دوست دارم بی‌آن‌که بترسم بمیرم. بمیرم، بی‌آن‌که دلم بلرزد. به‌نظرم مردن به این شکل، مخفی در سوراخ موش، همراه با لرزیدن، یک‌جور دزدی است.
شلاله
حالا توی سنگر تگرگ راه می‌روم. چند نفر، این‌جا و آن‌جا، تلاش می‌کنند سنگر را مرتب کنند. مثل ماشین کلنگ‌ها را برداشته‌اند و راه را کمی باز می‌کنند. اما بیشترشان کار نمی‌کنند. حق دارند. وظیفهٔ گروهِ تعویضی است. ما امروز به اندازهٔ کافی کار کرده‌ایم. از معبری به معبر دیگر می‌روم. بیشتر افراد مرا می‌بینند و سلام نمی‌دهند. نا ندارند. گاهی غرغر می‌کنند. که بگویند مرا می‌شناسند. خسته و کوفته‌اند. کمتر از یک ساعت دیگر این تل‌های خاک را ترک می‌کنم، این سرمایی که انگشت‌ها را سرخ می‌کند، و این بدن‌های بی‌ریختی را که توی حفره‌ها چمباتمه زده و در انتظار تعویض، خودشان را لای پتوهای بزرگ و کثیف گرم می‌کنند. کمتر از یک ساعت دیگر در راهِ برگشتم.
msadeq

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۱۰۹ صفحه
قیمت نسخه چاپی۸,۵۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۸۸/۰۵/۱۷
تعداد صفحات۱۰۹صفحه
قیمت نسخه چاپی۸,۵۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۸۸/۰۵/۱۷