کورمک مککارتی (۱۹۳۳-)، نویسنده امریکایی «همهی اسبهای زیبا» اولین رمانش «پالیزبان» را در ۱۹۶۵ منتشر کرد. دومین اثرش «تاریکی بیرونی» در سال ۱۹۶۸ به چاپ رسید. پس از آن رمانهای «بچه خدا» و فیلمنامه «پسر باغبان» را نوشت که در ۱۹۷۷ اکران شد. «نصف النهار خون» پنجمین اثر مککارتی او را به شهرت رساند و «همه اسبهای زیبا» که جلد اول «تریلوژی مرزی» مککارتی است، جایزهی ملی ادبیات و جایزهی انجمن ملی منتقدان کتاب را برد و بسیار مورد توجه مخاطبان قرار گرفت.
«گذرگاه» و «شهرهای دشت»، جلد دوم و سوم این تریلوژیاند. او برای آخرین رمانش «جاده» نیز برنده پولیتزر ۲۰۰۶ شد و تا کنون جوایز متعدد دیگری نیز برای آثارش بدست آورده است.
جان و لیسی که نمیتوانند رویاهای ماجراجویانهشان را در آمریکای پس از جنگ جهانی دوم واقعیت ببخشند، تگزاس را ترک میکنند و به سمت مکزیک میروند. این دو نوجوان در آرزوی یک خوشی پایدار، به دل طبیعتی دستنخورده میروند اما این سفر پر از امید که باید به آنان درس زندگی بیاموزد به کابوسی جهنمی تبدیل میشود.
«تریلوژی مرزی» یک وسترن مدرن است که وقایعش در دههی ۱۹۴۰ و اوایل دههی ۱۹۵۰ در جنوب غربی ایالات متحده و مکزیک میگذرد. اما برخلاف قهرمانان رایج رمانهای وسترن که، بنا بر سنت این ژانر، مردانی بالغ هستند که گذشتهای مملو از تجربه و ماجرا دارند، قهرمانان مککارتی نوجوانانی لبریز از نیرو و معصومیتاند که در جستوجوی آرمانهایی که زمانشان سر آمده، از مزرهای آمریکا میگذرند. مرزهایی که میتوانند نماد معصومیت و تجربه، خیر و شر یا امید و درماندگی باشند.
نثر مککارتی کوبنده است و صلابتی خاص دارد که گاهی جنبه تغزلی پیدا میکند. تشبیههای نامأنوس، غیرمتعارف و گاه دور از ذهن از دیگر ویژگیهای شیوهی نگارش مک کارتی است. برای ایجاد نوعی شیوایی خاص در کلام اغلب از تکرارهای غیرضروری و قابل اجتناب هم بهره میگیرد.
سبک مک کارتی از تلفیق تضادها شکل گرفته و آمیزهای است از فقر و غنای واژگان و سادگی توأم با پیچیدگی.
هارولد بلوم، منتقد برجسته، او را ـ در کنار دان دلیلو، توماس پینچون و فیلیپ راث ـ یکی از چهار رماننویس شاخص ادبیات معاصر امریکا میداند.
از رمان «همه اسبهای زیبا» اقتباسی سینمایی نیز به کارگردانی بیلی باب تورنتون ساخته شده است.
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب همهی اسبهای زیبا و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
به این میگن فقر فرهنگی .یعنی بدبختی بر سر ما نزول کرده ، کار مک کارت ریز تا درشتش ترجمه میشه ، هری پاتر ترجمه میشه ، پرتقال کوکی ترجمه میشه ، کمونیست ها همه ترجمه میشه ، آشغال ها...بیشتر
اونجا یاد گرفتم که دانشمندها برای انجام آزمایشها یک گروه ـ باکتری، موش، آدم ـ را تحت شرایط خاصی قرار میدهند. نتایج را با گروه دومی مقایسه میکنند که در اون شرایط نبودهاند. به این گروه دوم میگویند گروه تطبیق. این گروه دومه که به دانشمندها امکان میده تأثیر آزمایش را بسنجند. اهمیت عملی را که انجام شده است ارزیابی کنند. متأسفانه تاریخ، گروه تطبیق نداره. هیچ کس نیست به ما بگه چی ممکن بود بشه. اما در حسرت چیزی که ممکن بود بشه اشک میریزیم، اما ممکن بود بشهای در کار نیست. هیچ وقت نبوده. فرض بر اینه که کسانی که از تاریخ چیزی نفهمیدهاند محکوماند تکرارش کنند. باورم نمیشه فهمیدنِ تاریخ بتونه نجاتمون بده. چیزی که توی تاریخ همیشگیه زیادهخواهی و دیوانگی و عشق به خونریزیه
شیما.بیات
۳
آنچه بر قلبش سنگینی میکرد کمکم رهایش کرد و آنچه را پدرش یکبار گفته بود در دل تکرار کرد، اینکه قماربازی که از باخت بترسد نمیتواند برنده بشود و مردِ نگران نمیتواند عاشق باشد.
nmroshan
۲
عاقبت بیماریهای عاطفی همهمون معالجه میشه. اگه زندگی درمانش نکنه مرگ میکنه. دنیا موقع انتخاب بین رؤیا و واقعیت خیلی بیترحمه، حتی اگه خودمون مایل به انتخاب نباشیم. بین تمنا و چیزی که واقعیه یک دنیا فاصله به انتظار نشسته.
شیما.بیات
۱
توی دانشگاه زیستشناسی میخوندم. اونجا یاد گرفتم که دانشمندها برای انجام آزمایشها یک گروه ـ باکتری، موش، آدم ـ را تحت شرایط خاصی قرار میدهند. نتایج را با گروه دومی مقایسه میکنند که در اون شرایط نبودهاند. به این گروه دوم میگویند گروه تطبیق. این گروه دومه که به دانشمندها امکان میده تأثیر آزمایش را بسنجند. اهمیت عملی را که انجام شده است ارزیابی کنند. متأسفانه تاریخ، گروه تطبیق نداره. هیچ کس نیست به ما بگه چی ممکن بود بشه. اما در حسرت چیزی که ممکن بود بشه اشک میریزیم، اما ممکن بود بشهای در کار نیست. هیچ وقت نبوده. فرض بر اینه که کسانی که از تاریخ چیزی نفهمیدهاند محکوماند تکرارش کنند. باورم نمیشه فهمیدنِ تاریخ بتونه نجاتمون بده. چیزی که توی تاریخ همیشگیه زیادهخواهی و دیوانگی و عشق به خونریزیه و این چیزیه که حتی خدا هم ـ که هرچی را بشه دونست میدونه ـ ظاهراً قدرت تغییرش را نداره.
maryam sarir
۱
رائولینز گفت، هیچ وقت پیش مییاد معذب بشی؟
از چی؟
نمیدونم. از هرچی. همینطوری معذب بشی.
بعضی وقتا. مثلاً اگه آدم جایی باشه که نباید باشه خب گمونم معذب میشه. به هر حال باید بشه.
خب فرض کن معذب باشی و ندونی چرا. معنیاش اینه که یک جایی هستی که نباید باشی و خودت خبر نداری؟
maryam sarir
۱
هیچ وقت به مرگ فکر میکنی؟
آره. گاهی. تو چی؟
من هم. گاهی. به بهشت اعتقاد داری؟
آره. تو نداری؟
نمیدونم. آره، شاید. فکر میکنی آدم اگه جهنم را قبول نداشته باشه میتونه به بهشت اعتقاد داشته باشه.
گمونم آدم میتونه به هرچی که بخواد اعتقاد داشته باشه.
شیما.بیات
۰
عذاب عالم را چون انگلی بیشکل مجسم میکرد که گرمای روح بشری را میجست تا در آن تخم بگذارد
nmroshan
۰
گفت، تو ایستگاه رادیوِ ’دل ریو‘ را میشناسی؟
آره، میشناسم.
شنیدم میگفت که شب کافیه یک تیکه سیم خاردار را بذاری بین دندونات تا برنامهشون را بشنوی. حتی دستگاه رادیو هم لازم نداری.
تو باورت میشه؟
nmroshan
۰
دانشمندها برای انجام آزمایشها یک گروه ـ باکتری، موش، آدم ـ را تحت شرایط خاصی قرار میدهند. نتایج را با گروه دومی مقایسه میکنند که در اون شرایط نبودهاند. به این گروه دوم میگویند گروه تطبیق. این گروه دومه که به دانشمندها امکان میده تأثیر آزمایش را بسنجند. اهمیت عملی را که انجام شده است ارزیابی کنند. متأسفانه تاریخ، گروه تطبیق نداره. هیچ کس نیست به ما بگه چی ممکن بود بشه. اما در حسرت چیزی که ممکن بود بشه اشک میریزیم، اما ممکن بود بشهای در کار نیست. هیچ وقت نبوده. فرض بر اینه که کسانی که از تاریخ چیزی نفهمیدهاند محکوماند تکرارش کنند
maryam sarir
۰
رائولینز چاقو را توی جیبش گذاشت و کلاهش را وارسی کرد که مبادا از انجیر تیغی چسبناک شده باشد. گفت، اسبِ خوشگل مثه زنِ خوشگل میمونه. همیشه بیشتر از اون که میارزه اسبابِ دردسر میشه. چیزی که آدم لازم داره اینه که کارش راه بیفته، همین و بس.
نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
به این میگن فقر فرهنگی .یعنی بدبختی بر سر ما نزول کرده ، کار مک کارت ریز تا درشتش ترجمه میشه ، هری پاتر ترجمه میشه ، پرتقال کوکی ترجمه میشه ، کمونیست ها همه ترجمه میشه ، آشغال ها...بیشتر