دانلود و خرید کتاب جانشین اثر غلامحسین ساعدی | انتشارات نگاه | طاقچه
با کد تخفیف Salam اولین کتاب الکترونیکی‌ات را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
کتاب جانشین اثر غلامحسین ساعدی

کتاب جانشین

نویسنده:غلامحسین ساعدیانتشارات:انتشارات نگاهدسته‌بندی:امتیاز:
۳.۸از ۹ رأیخواندن نظرات

دسته‌بندی

معرفی کتاب جانشین

کتاب حاضر، نمایشنامه‌ای فارسی است که در آن نویسنده با قریحه‌ای طبیعی به تصویر کردن فضاهای شگفت و جنبه‌های سیاه و هول‌آور زندگی روستاییان و زاغه‌نشینان و نشان دادن فقر و اضطراب و خرافات مردمان اعماق و توده‌های دست‌نخورده می‌پردازد. در بخشی از نمایشنامه می‌خوانیم: «مرد اول، مرد دوم و مرد سوم جلوی در نیمه‌باز تاریک‌خانه ایستاده‌اند و به‌شدت می‌خندند، در خود می‌پیچند و دور خود می‌چرخند. از شدت خنده نفسشان بند می‌آید، آرام می‌گیرند، نفس تازه می‌کنند. شلیک خنده دیگری راه می‌افتد. به شانه همدیگر می‌زنند، همدیگر را هل می‌دهند، می‌خندند و دوباره می‌خندند. مرد اول خنده‌های عصبی دارد، روی زمین می‌غلتد». غلام‌حسین ساعدی در (۱۳۱۴) در تبریز دیده به جهان گشود ، او با نام مستعار گوهر مراد بیشتر آثار نمایشی خود را به چاپ سپرد. در دانشگاه ‌های تبریز و تهران پزشکی و روان‌پزشکی خواند. با درک خاصی از شخصیت‌های روان‌پریش و آشفته ذهن و کشف دردها و آسیب‌های روانی آنان، توانست به خوبی از این کارکترها در داستانهای خود بهره‌گیرد. فضای داستانها و نمایشنامه‌هایش آکنده از درهم آمیختگی کابوس و واقعیت است که فضایی وهمناک به آثارش می‌دهد. اولین مجموعه داستانش در (۱۳۲۹) به نام شب نشینی باشکوه منتشر شد. در مجموعه داستان به هم پیوسته عزاداران بیل (۱۳۴۲)، توپ و ترس و لرز (۱۳۴۶) از بدویت جغرافیایی برای ترسیم فضایی شگفتی آفرین و ترسناک به خوبی بهره می‌جوید. ساعدی در ۱۳۶۴ در فرانسه در گذشت و در جوار صادق هدایت به خاک سپرده شد.
معرفی نویسنده
عکس غلامحسین ساعدی
غلامحسین ساعدی
ایرانی | تولد ۱۳۱۴ - درگذشت ۱۳۶۴

غلامحسین ساعدی (۱۳۱۴ - ۱۳۶۴ )، معروف به گوهر مراد، از نویسندگان معاصر ایرانی است. او در نوجوانی به سازمان جوانان فرقه دموکرات آذربایجان پیوست و در هفده سالگی مسئولیت انتشار روزنامه‌های «فریاد»، «صعود» و «جوانان آذربایجان» را بر عهده گرفت.

همهٔ کتاب‌های چاپی

مشاهده همه

دیگران دریافت کرده‌اند

سایر کتاب‌های غلامحسین ساعدی

مشاهده همه

نظرات کاربران

koohsar
۱۳۹۹/۱۰/۲۰

قهقهه،قهقه هایی که در گوش تک تک ذرات فضای سیاه مرده و دون روح و جان پوسان،همچو گردابی که گیتی را به بحر تیران و تاران و حزن اندود،چون آیینه ای که روزگاران تمامی اندوه و ملالت ها و کالبدی

- بیشتر
راقم این سطور
۱۳۹۴/۰۵/۰۶

عالی

kaveh
۱۴۰۱/۰۸/۰۴

باسلام. این کتاب خریداری شده را چگونه میتوانیم ذخیره نماییم؟

pockethead
۱۳۹۵/۰۴/۲۴

نه به خوبی آی بی کلاه و آی با کلاه ولی باز هم زیبا و تفکر برانگیز

Nafiseh R
۱۴۰۰/۰۱/۲۹

داستان عجیبی بود

توحيد
۱۳۹۹/۰۶/۰۷

اگر به شکل یه داستان نوشته می شد، بهتر بود. ایده ی نمایشنامه قابا تأمل بود

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه (۱)
: شعور که نداری این چیزارو بفهمی. مرد سوم: بی‌شعوری بهتر از نداشتن جهان‌بینیه. مرد دوم: داشتن جهان‌بینی شعور لازم داره.
سپیده اسکندری