معرفی و دانلود کتاب فانفارلو + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب فانفارلوsubscriptionAvailable

کتاب فانفارلو

نوع کتاب
۱.۰ امتیاز(از ۱ رأی)

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب فانفارلو

«فانفارلو» اثر شارل بودلر نویسنده و شاعر فرانسوی است. او در نهم آوریل سال ۱۸۲۱ در پاریس متولد شد. پدر بودلر، ژوزف-فرانسوا در سال ۱۸۲۷ درگذشت، یعنی زمانی که شارل بیش از شش سال نداشت. مرگ پدر در کودکی بودلر ، تأثیرِ زیادی بر روحیه‌ی او گذاشت و موجب وابستگی و رابطه‌ی عاطفی عمیق او با مادرش شد. احساسی که ردپای آن در آثارش و شخصیت‌های زنی که خلق کرد نیز آشکار است و منتقدان و زندگی‌نامه‌نویسانِ بودلر به تأثیر این عواطف در احوالات و اشعار و نوشته‌های منثور او اشاره کرده‌اند. بودلر از مهم‌ترین ادیبان مکتب سمبولیسم بود و اولین کسی بود که واژه مدرنیته را در مقالات خود به‌کار برد.

بودلر را بیشتر با شعرهایش می‌شناسند اما از وی چند داستان هم برجای مانده که کتاب حاضر یکی از آنها است. داستان «فانفارلو» اولین بار در سال ۱۸۴۷ در نشریه «انجمن اهل ادب» به چاپ رسید.

این رمان کوتاه، با جملاتی اعتراضی آغاز می‌شود که شاید به‌خاطر روحیۀ مبارزه‌طلب بودلر و متأثر از شور و هیجان او باشند. شور و هیجانی که شارل جوان را وامی‌داشت تا در فعالیت‌های سیاسی شرکت کند. «فانفارلو» درواقع در همان زمانی نگاشته شده که او فعالیت‌های سیاسی خود را نیز آغاز کرده بود.

بریده‌ای از داستان:

چقدر اختلاف نظر، و چه یادگار کمی از هر انسان به جا می‌ماند، به‌جز در خاطرات! اما خاطرات هم به نوبه‌ی خود چیزی جز مایه‌ی عذاب نیستند. دوران خوشِ جوانی، وقتی که صبح هرگز نمی‌توانست زانوهای بی‌حس یا کوفته از خستگیِ خواب‌مان را بیدار کند؛ وقتی چشمان‌مان بر زیبایی‌های طبیعت می‌خندید؛ وقتی روح‌مان چون‌وچرا نمی‌کرد اما می‌زیست و شاد بود؛ وقتی نفس‌های‌مان به‌آرامی و بی‌سروصدا و بی‌غرور جریان داشت! یک‌بار به هنگام سرگرم‌کردنِ خودم با تخیل، یکی از آن بعدازظهرهای زیبای پاییزی را دیدم که در آن‌ها روح‌های جوان قد می‌کشند، همچون این درخت‌ها که بر اثر اتفاق‌های ناگهانی در مسیر رشدشان دچار پیچ‌وخم‌های فراوان می‌شوند. پس می‌بینم، احساس می‌کنم، می‌شنوم؛ مهتاب پروانه‌های بزرگ را بیدار می‌کند، بادِ گرم دروازه‌های شب را باز می‌کند؛ آبِ چشمه‌های بزرگ بی‌حرکت است... بشنوید در روح‌تان نغمه‌های ناگهانیِ این پیانوی مرموز را.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب فانفارلو و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابفانفارلو
عنوان در زبان مبدأLa Fanfarlo
موضوعداستان خارجی
نویسندهشارل پیر بودلر
مترجمسوفیا مسافر
انتشاراتانتشارات به‌نگار
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۲/۰۱/۰۱
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۰.۹ مگابایت
شابک۹۷۸۶۰۰۶۸۳۵۳۱۰
تعداد صفحه‌ها۷۶ صفحه
قیمت کتاب۱۷۰۰۰ تومان
برچسبداستان فرانسوی، بهترین‌های ادبیات داستانی

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵
نظری برای کتاب ثبت نشده است.

بریده‌هایی از کتاب

mazkamand
۱
ما آن‌قدر در پیچیده‌کردن احساسات‌مان پشتکار داریم و آن‌قدر در زیر ذره‌بین گذاشتنِ همه‌چیز برای مطالعه‌ی غده‌های نفرت‌انگیز و زگیل‌های شرم‌آور که در حالت عادی پوشیده‌اند، زیاده‌روی می‌کنیم و برای سرگرمی بزرگ‌شان می‌کنیم که دیگر قادر به حرف‌زدن به زبانِ دیگر انسان‌ها نیستیم.
mazkamand
۱
هرچه آدمی پذیرنده‌تر و گشوده‌تر نسبت به امید الهی باشد، بیش‌تر در دیگران ـ هر چقدر هم که آلوده باشند ـ نشانه‌های عشق را می‌یابد.
mazkamand
۱
ما مصلوب‌شدگان تیره‌بختِ عشقی یگانه
mazkamand
۱
کشیش می‌گوید که هر کسی باید صلیب خودش را با رضایت حمل کند؛ اما عشقِ در حال زوال و ایمان تزلزل یافته نمی‌توانند خود را راضی کنند.
کاربر حسن ملائی شاعر
۰
هیچ رؤیایی در دنیا نیست، هرچند هم بی‌نقص، که سرانجام کارش به کودک حریصی آویزان از سینه نرسد. هیچ پناه‌گاهی، هیچ کلبه‌ی کوچکِ دلپذیر و فراموش‌شده‌ای نیست که کلنگ‌ها برای نابودکردن به سراغش نیایند.
mazkamand
۰
او هم‌زمان تنبلی بزرگ، رؤیابینی غمگین و چهره‌یی مشهور و بدبخت است؛ آخر به‌زحمت نیمی از ایده‌آل‌های بزرگش را در زندگی پیاده کرده.
mazkamand
۰
آفتاب تن‌پروری که بدون شک در درونش می‌درخشد، روح او را تبخیر کرده و این نیمه‌ی نبوغ و استعدادِ خدادادی را می‌بلعد.
mazkamand
۰
و تخیلش همان‌قدر گسترده است که تنهایی و بی‌عملی مطلقش؟
mazkamand
۰
او از درکِ احساساتِ واقعی ناتوان بود، و عواطف فقط تماسی با سطحی‌ترین لایه‌ی پوستش برقرار می‌کردند.
mazkamand
۰
عاشق یک دوست می‌شد همچون یک زن، زنی را همچون رفیقی دوست می‌داشت. منطق بروز همه‌ی احساسات خوب و روشِ دست‌زدن به تمام زرنگی‌ها را می‌دانست، و بااین‌حال هرگز در هیچ کاری موفق نمی‌شد، چون بیش از حد به ناممکن باور داشت. چه جای تعجب؟ همیشه در حال تلاش برای فهمیدن بود.