
کتاب مستاجر
معرفی کتاب مستاجر
کتاب مستأجر نوشتهی فریدا مکفادن با ترجمهی معصومه مظاهری، اثری در ژانر تریلر و معمایی است که نشر گویا آن را منتشر کرده است. این کتاب با محوریت زندگی یک زوج جوان در نیویورک، داستانی پرکشش و پر از تعلیق را روایت میکند که با ورود یک مستأجر جدید به خانهشان، همهچیز دستخوش تغییر میشود. نویسنده با نگاهی دقیق به روابط انسانی، فشارهای اقتصادی و روانی، و همچنین رازهای پنهان شخصیتها، فضایی پرتنش و در عین حال ملموس خلق کرده است. روایت داستان از زاویهی دید شخصیت اصلی، بلیک، شکل میگیرد و خواننده را به دل دغدغهها، تردیدها و بحرانهای او میبرد. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب مستاجر
کتاب مستأجر اثر فریدا مکفادن، داستانی معمایی و روانشناختی را در بستر زندگی شهری معاصر روایت میکند. داستان حول محور بلیک، مردی جوان و جاهطلب، و نامزدش کریستا میچرخد که پس از اخراج ناگهانی بلیک از شغلش، با بحران مالی و تهدید از دست دادن خانهشان روبهرو میشوند. تصمیم آنها برای اجاره دادن یکی از اتاقهای خانه به یک مستأجر جدید، نقطهی آغاز رخدادهای غیرمنتظره و پرتنش است. ورود شخصیتهایی عجیب و غریب برای بازدید اتاق، و در نهایت انتخاب ویتنی کراس به عنوان مستأجر، فضای داستان را به سمت رازآلودگی و تردید سوق میدهد. مکفادن با استفاده از دیالوگهای زنده و توصیفهای دقیق، فضای خانه و روابط میان شخصیتها را بهخوبی ترسیم کرده است. در این کتاب، علاوهبر تعلیق و رمز و راز، به موضوعاتی چون اعتماد، فشارهای اقتصادی، و شکنندگی روابط انسانی نیز پرداخته شده است. مستأجر با ریتمی تند و فضایی پرابهام، خواننده را تا انتهای داستان با خود همراه میکند.
خلاصه داستان مستاجر
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند! داستان مستأجر با روایت بلیک، مردی جوان و موفق در حوزهی بازاریابی آغاز میشود که پس از اخراج ناگهانی و غیرمنتظره از شغلش، زندگیاش دچار بحران میشود. او و نامزدش کریستا، که در خانهای سنگی و قهوهایرنگ در آپر وست ساید نیویورک زندگی میکنند، بهدلیل مشکلات مالی تصمیم میگیرند یکی از اتاقهای خانه را به فردی غریبه اجاره دهند. این تصمیم، پای شخصیتهای متفاوتی را به خانهشان باز میکند؛ از جمله زنی با رفتارهای عجیب و پیشگوییهای ترسناک تا ویتنی کراس، زنی جوان و به ظاهر بیآزار که در نهایت بهعنوان مستأجر انتخاب میشود. با ورود ویتنی، فضای خانه تغییر میکند و روابط میان بلیک و کریستا تحت تأثیر قرار میگیرد. در پس ظاهر آرام و دوستانهی ویتنی، نشانههایی از رازها و گذشتهای مبهم دیده میشود که به تدریج تنش و بیاعتمادی را در خانه افزایش میدهد. داستان با تمرکز بر جزئیات زندگی روزمره، دغدغههای مالی، و تردیدهای روانی شخصیتها، فضایی پرتعلیق و رازآلود خلق میکند که خواننده را به دنبال کشف حقیقت وادار میسازد.
چرا باید کتاب مستاجر را بخوانیم؟
مستأجر با ترکیب تعلیق روانشناختی و روایت زندگی روزمره، تجربهای متفاوت از یک رمان معمایی ارائه میدهد. این کتاب نهتنها به رمز و رازهای پنهان در روابط انسانی میپردازد، بلکه فشارهای اقتصادی، دغدغههای شغلی و شکنندگی اعتماد را نیز به تصویر میکشد. شخصیتپردازی دقیق و فضاسازی ملموس، باعث میشود خواننده بهراحتی با موقعیتها و احساسات شخصیتها همذاتپنداری کند. همچنین، ورود تدریجی عناصر رازآلود و پیشبینیناپذیر، داستان را از یک روایت ساده خانوادگی به اثری پرتنش و پر از غافلگیری تبدیل میکند. اگر به دنبال داستانی هستید که همزمان شما را سرگرم کند و به فکر فرو ببرد، مستأجر انتخاب مناسبی است.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن این کتاب به علاقهمندان رمانهای معمایی و تریلر روانشناختی پیشنهاد میشود. همچنین به کسانی که دغدغهی روابط انسانی، اعتماد، و چالشهای زندگی شهری را دارند، این اثر توصیه میشود. برای کسانی که به دنبال داستانهایی با فضای پرتعلیق و شخصیتهای چندلایه هستند، مستأجر میتواند جذاب باشد.
بخشی از کتاب مستاجر
«شش ماه پیش، درست همینجا در طبقهٔ بیستوپنجم برج بلند شرکت بازاریابی کوبل اند روی در منهتن، جایی که من کار میکنم، مردی ایستاده بود و قصد داشت خودش را به پایین پرت کند. متأسفانه (یا شاید هم خوشبختانه)، پنجرهها فقط حدود هفت یا هشت سانت باز میشوند که برای عبور یک مرد بالغ کافی نیست. او تلاش کرد پنجره را آنقدر باز کند که بتواند از آن شکاف بیرون برود، اما موفق نشد. نیروهای امنیتی قبل از اینکه مرد از بیستوپنج طبقه سقوط کند و جانش را از دست بدهد او را گرفتند. حالا او در یکی از مراکز توانبخشی در شمال نیویورک بستری است؛ احتمالاً مشغول گل چیدن، آواز خواندن، شوکدرمانی یا هر کار عجیب دیگری است که در این مراکز انجام میدهند. و حالا من جای او را گرفتهام. از همان روز اول که وارد این شرکت شدم، آرزویم داشتن این شغل بود. موقعیت بسیار ارزشمندی است. پس از آنکه کوئگلی آن تصمیم ناگهانی را گرفت و خواست خودش را از پنجره به پایین بیندازد، همه برای گرفتن این سمت به تکاپو افتادند. و حالا به من تعلق دارد. دفتر جدیدم؟ بینظیر است. صندلی چرمی پشت میزم کاملاً قالب ستون فقراتم است و قیمت آن از اولین خودرویی که خریده بودم بیشتر است. کاناپهٔ چرمی قهوهای اتاق با کتابخانهای از چوب گردوی وارداتی پرویی ست شده و این کتابخانه همرنگ میز وسط اتاق است، انگار همه از چوب یک درخت ساخته شدهاند. اما بهترین قسمت ماجرا پلاک روی میز است که نامم با حروف طلایی بر آن حک شده: بلیک پورتر؛ معاون رییس.»
حجم
۲۷۶٫۸ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۳۳۵ صفحه
حجم
۲۷۶٫۸ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۳۳۵ صفحه