کتاب بی اجازه فریدا مک فادن + دانلود نمونه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب بی اجازه

کتاب بی اجازه

انتشارات:نشر نون
دسته‌بندی:
امتیازبدون نظر

معرفی کتاب بی اجازه

کتاب بی اجازه نوشته‌ی فریدا مک فادن با ترجمه‌ی نشاط رحمانی‌نژاد توسط نشر نون منتشر شده است. این رمان داستانی معاصر و پرتعلیق را روایت می‌کند که در فضایی رازآلود و پرتنش شکل می‌گیرد. محوریت داستان بر زندگی کیسی، زنی تنها در کلبه‌ای دورافتاده، و دختری نوجوان با گذشته‌ای مبهم استوار است. روایت کتاب میان زمان حال و گذشته جابه‌جا می‌شود و با دو زاویه دید متفاوت، لایه‌های پنهان شخصیت‌ها و روابطشان را آشکار می‌کند. بی اجازه با فضاسازی دقیق، شخصیت‌پردازی ملموس و تعلیق روان‌شناختی، تجربه‌ای متفاوت از رمان‌های معمایی و هیجانی ارائه می‌دهد. نسخه‌ی الکترونیکی این اثر را می‌توانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.

درباره کتاب بی اجازه

کتاب بی اجازه اثر فریدا مک فادن، داستانی معاصر با فضایی رازآلود و تعلیق‌آمیز است که در ژانر معمایی و روان‌شناختی جای می‌گیرد. روایت کتاب میان دو شخصیت اصلی، کیسی و الا، در رفت‌وآمد است و هر فصل با زاویه دید یکی از آن‌ها پیش می‌رود. کیسی، زنی که پس از از دست‌دادن شغلش به کلبه‌ای دورافتاده پناه برده، با چالش‌های زندگی در انزوا و مشکلاتی مثل خرابی سقف و تهدید طوفان دست‌وپنجه نرم می‌کند. در سوی دیگر، الا نوجوانی است که با مشکلات خانوادگی، فقر و روابط دشوار در مدرسه روبه‌روست. ساختار کتاب با جابه‌جایی میان گذشته و حال، به‌تدریج پیوندهای پنهان میان این دو شخصیت را آشکار می‌کند و لایه‌های عمیق‌تری از زندگی و رازهای آن‌ها را به نمایش می‌گذارد. مک فادن در این اثر، با استفاده از جزئیات دقیق و فضاسازی ملموس، حس ناامنی، تنهایی و اضطراب را به‌خوبی منتقل کرده است. بی اجازه با تمرکز بر روابط انسانی، آسیب‌های روانی و مرزهای اعتماد، مخاطب را تا انتها درگیر خود نگه می‌دارد.

خلاصه داستان بی اجازه

هشدار: این پاراگراف بخش‌هایی از داستان را فاش می‌کند! داستان بی اجازه با روایت کیسی آغاز می‌شود؛ زنی که پس از تجربه‌ی شکست‌های شخصی و حرفه‌ای، به کلبه‌ای قدیمی و دورافتاده در دل جنگل پناه آورده است. او با مشکلاتی مثل سقف در حال فروپاشی، صاحب‌خانه‌ای بی‌مسئولیت و طوفانی قریب‌الوقوع روبه‌روست. در همین حال، گذشته‌ی کیسی و دلایل انزوای او به‌تدریج آشکار می‌شود. روایت دوم متعلق به الا است؛ دختری نوجوان که با فقر، بی‌توجهی مادر و مشکلات مدرسه دست‌وپنجه نرم می‌کند. الا برای بقا مجبور به دزدی‌های کوچک و تحمل تحقیرهای همکلاسی‌هاست. روایت‌ها به‌صورت موازی پیش می‌روند تا شبی طوفانی، کیسی متوجه حضور دختری غریبه و زخمی در انباری خانه‌اش می‌شود. این دختر، با چاقویی در دست و لباس‌هایی غرق در خون، به‌نظر می‌رسد از چیزی یا کسی فرار کرده است. کیسی با تردید و نگرانی، او را به خانه دعوت می‌کند و تلاش می‌کند به او کمک کند. همزمان، خاطرات الا از گذشته و تلاشش برای بقا، لایه‌های بیشتری از شخصیت و انگیزه‌هایش را روشن می‌کند. با پیشرفت داستان، پیوند میان این دو زن و رازهای پنهان زندگی‌شان به‌تدریج آشکار می‌شود و تعلیق داستان تا لحظات پایانی حفظ می‌گردد.

چرا باید کتاب بی اجازه را بخوانیم؟

بی اجازه با فضاسازی دقیق و روایت چندلایه، تجربه‌ای متفاوت از رمان‌های معمایی و روان‌شناختی ارائه می‌دهد. این کتاب با جابه‌جایی میان دو زاویه دید و زمان‌های مختلف، مخاطب را درگیر رمزگشایی از گذشته و انگیزه‌های شخصیت‌ها می‌کند. شخصیت‌پردازی واقع‌گرایانه، پرداختن به موضوعاتی مثل انزوا، آسیب‌های روانی، اعتماد و بقا، و همچنین تعلیق پیوسته، از ویژگی‌های شاخص این اثر است. خواندن این کتاب فرصتی برای مواجهه با ترس‌ها، تردیدها و امیدهای انسان در شرایط بحرانی فراهم می‌کند و مخاطب را تا پایان با خود همراه نگه می‌دارد.

خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

خواندن این کتاب به علاقه‌مندان رمان‌های معمایی، روان‌شناختی و داستان‌هایی با محوریت روابط انسانی و رازهای پنهان پیشنهاد می‌شود. همچنین به کسانی که به روایت‌های چندصدایی و شخصیت‌پردازی عمیق علاقه دارند، توصیه می‌شود.

بخشی از کتاب بی اجازه

«دختر فقط به من خیره می‌شود. می‌پرسم: «اسمت چیه؟» جوابی نمی‌دهد. بخشی از وجودم از خودم می‌پرسد که یعنی باید همین‌جا رهایش کنم یا نه. از این گذشته، از اینکه چاقو بخورم اصلاً هیجان‌زده نمی‌شوم. صبح، وقتی خطوط تلفن دوباره وصل شوند، می‌توانم با پلیس تماس بگیرم و گزارش دهم که دختری را توی ملکم پیدا کرده‌ام. مطمئناً یکی آن بیرون به دنبالش می‌گردد. اما واقعیت این است که فکر نمی‌کنم این دختر به من آسیبی برساند. فقط ترسیده است. و این انباری هم جای امنی نیست. درِ انباری همین حالا هم از جا کنده شده است و حالا این داخل خیلی سرد و مرطوب می‌شود. اگر تمام انباری در طول شب فرو بریزد، هیچ تعجب نمی‌کنم. اگر صبح از خواب بیدار شوم و او را به‌شدت آسیب‌دیده و یا حتی مرده پیدا کنم، چه؟ هرگز خودم را به‌خاطر رفتن از آنجا نمی‌بخشم. پدرم هم همین‌طور بود. هروقت با هم در جاده بودیم، همیشه مسافرهایی را که رایگان سفر می‌کردند، سوار می‌کرد. هرچند، به نظر من کار وحشتناکی بود. چون مادرم فکر می‌کرد که همۀ مسافرهای رایگان قاتل‌اند. به من می‌گفت: «هر کسی که رایگان سفر می‌کنه، یه بدشانسی آورده. ممکنه روزی تو هم توی همون موقعیت قرار بگیری.» پدرم شاید مرده باشد، اما هنوز می‌توانم درس‌های زندگی‌اش را به یاد بیاورم. حتی اگر درمورد نوارچسب روی پنجره‌ها اشتباه کرده باشد.»

نظری برای کتاب ثبت نشده است

حجم

۲۶۳٫۷ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۴

تعداد صفحه‌ها

۲۷۷ صفحه

حجم

۲۶۳٫۷ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۴

تعداد صفحه‌ها

۲۷۷ صفحه

قیمت:
۱۲۰,۰۰۰
۹۰,۰۰۰
۲۵%
تومان