
کتاب در ممنوعه
معرفی کتاب در ممنوعه
کتاب در ممنوعه نوشتهی فریدا مک فادن با ترجمهی یاسمن ثانوی، اثری است که نشر نون آن را منتشر کرده است. این رمان با روایتی پرکشش و فضایی رازآلود، به سراغ زندگی زنی میرود که سایهی سنگین گذشتهی پدرش، یک قاتل سریالی، هنوز بر زندگیاش سنگینی میکند. داستان با دستگیری آرون نیرلینگ، مردی که سالها به عنوان شهروندی نمونه شناخته میشد اما ناگهان به عنوان قاتلی بیرحم افشا شد، آغاز میشود و به زندگی دختر او، نورا، میپردازد؛ زنی که تلاش میکند هویت و آرامش خود را در دنیایی پر از سوءظن و خاطرات تلخ باز یابد. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب در ممنوعه
کتاب در ممنوعه با قلم فریدا مک فادن، داستانی معمایی و روانشناختی را روایت میکند که در مرز میان گذشتهی تاریک و اکنون پرتنش شخصیت اصلی، نورا دیویس، حرکت میکند. این رمان با ساختاری دوگانه، بخشی از روایت را به دوران کودکی نورا و بخشی دیگر را به زندگی بزرگسالی او اختصاص داده است. در گذشته، نورا دختری منزوی و ساکت است که در خانهای با پدری به ظاهر مهربان اما در واقع قاتلی سریالی، بزرگ میشود. در زمان حال، او جراحی موفق است که تلاش میکند گذشتهی خانوادگیاش را پنهان نگه دارد و زندگی عادی بسازد، اما سایهی پدرش و خاطرات تلخ کودکی، همواره او را دنبال میکند. مک فادن با استفاده از زاویه دید اولشخص و روایتهای موازی، فضای پرتعلیق و اضطرابآوری خلق کرده است که خواننده را به درون ذهن و احساسات نورا میبرد. این کتاب، علاوهبر پرداختن به معمای قتلها، به موضوعاتی چون هویت، اعتماد، ترس و تلاش برای رهایی از گذشته نیز میپردازد.
خلاصه داستان در ممنوعه
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند! در ممنوعه داستان نورا دیویس را دنبال میکند؛ زنی که گذشتهای پر از راز و وحشت دارد. پدر او، آرون نیرلینگ، سالها به عنوان یک شهروند نمونه شناخته میشد اما ناگهان به عنوان قاتلی سریالی دستگیر شد. نورا که حالا جراح عمومی است، تلاش میکند زندگی عادی داشته باشد و هویت واقعی خود را از دیگران پنهان کند. اما خاطرات کودکی، نامههای هفتگی پدرش از زندان و نگاههای مشکوک اطرافیان، همواره او را به گذشته بازمیگرداند. روایت کتاب میان زمان حال و گذشته جابهجا میشود؛ از روزهای کودکی نورا و رابطهاش با پدر و مادرش تا زندگی بزرگسالی و چالشهای حرفهای و شخصی او. در زمان حال، نورا با تهدیدهایی روبهرو میشود که او را وادار میکند با ترسها و رازهای خانوادگیاش روبهرو شود. حضور مردی مرموز که او را تعقیب میکند، بازگشت یک دوست قدیمی و مواجهه با بیماران و همکارانش، همگی به تدریج پرده از لایههای پنهان شخصیت نورا و تأثیرات عمیق گذشته بر زندگی اکنون او برمیدارند. داستان با ریتمی تند، فضای پرتعلیق و جزئیات روانشناختی، خواننده را تا انتها درگیر میکند.
چرا باید کتاب در ممنوعه را بخوانیم؟
در ممنوعه با روایتی پرتعلیق و شخصیتپردازی دقیق، به لایههای پنهان روان انسان و تأثیرات گذشته بر زندگی اکنون پرداخته شده است. این کتاب نهتنها یک معمای جنایی را دنبال میکند، بلکه به دغدغههایی چون هویت، ترس، اعتماد و تلاش برای رهایی از سایهی خانواده میپردازد. روایت موازی گذشته و حال، امکان همذاتپنداری عمیق با شخصیت اصلی را فراهم میکند و خواننده را به سفری درونی و پرتنش میبرد. همچنین، پرداختن به موضوعات اجتماعی مانند خشونت خانگی، قضاوتهای اجتماعی و تلاش برای بازسازی زندگی پس از یک فاجعه خانوادگی، این اثر را از یک داستان صرفاً جنایی فراتر میبرد.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن این کتاب به علاقهمندان داستانهای معمایی و روانشناختی، کسانی که به روایتهای پرتعلیق و شخصیتمحور علاقه دارند و افرادی که دغدغههایی درباره هویت، گذشتهی خانوادگی و تأثیرات آن بر زندگی فردی دارند، پیشنهاد میشود. همچنین به کسانی که به دنبال داستانهایی با لایههای روانی و اجتماعی هستند، توصیه میشود.
بخشی از کتاب در ممنوعه
«امروز بیستوشش سال از آن روز میگذرد که مردی به نام آرون نیرلینگ در خانهاش در اُرِگان دستگیر شد. برای اکثر مردم، نیرلینگ شهروندی معتبر و قابل اعتماد بود؛ شغلی باثبات داشت، شوهری وفادار و پدری مهربان بود. او یک انسان خانوادهدوست بود. تا آن روز، حتی یک جریمه پارکینگ هم در پروندهاش ثبت نشده بود. هرگز حتی سایهای از مشکل با قانون را تجربه نکرده بود. اما پس از یک گزارش ناشناس، پلیس جسد مندی یوهانسون، زنی بیستوپنجساله را پشت در قفلشده کارگاه زیرزمینی آرون نیرلینگ پیدا کرد. استخوانهای حفظشده هفده قربانی دیگر ـ کسانی که طی ده سال گذشته گمشده اعلام شده بودند ـ نیز در یک صندوق چوبی در همان زیرزمین کشف شد. در طول تحقیقات، نیرلینگ به ده قتل دیگر ـ که به بیست سال گذشته برمیگشتند ـ متهم شد، اما طبق نظر پزشکی قانونی هیچ مدرک معتبری برای اثبات این اتهامات یافت نشد. نیرلینگ برای فرار از مجازات اعدام، با اعتراف به جرم موافقت کرد و اکنون در یک زندان با امنیت حداکثری، محکوم به هجده حبس مادامالعمر متوالی است. همسرش نیز بهعنوان شریک جنایت دستگیر شد، اما پیش از محاکمه، در زندان خودکشی کرد. روزنامهها آرون نیرلینگ را نابغهای خواندند که بیش از دو دهه، هم از چنگ پلیس و هم افبیآی با موفقیت فرار کرده بود، تا اینکه سرانجام دستگیر شد. او فردی بسیار جذاب و دارای جذبه اجتماعی است؛ البته، اگر خودش بخواهد که باشد. نیرلینگ یک خودشیفته و روانپریش است؛ کسی که احتمالاً حداقل سی زن را بدون کوچکترین اثری از پشیمانی کشته. دیوانه است. هیولاست. و او... پدر من است.»
حجم
۲۴۶٫۸ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۲۶۱ صفحه
حجم
۲۴۶٫۸ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۲۶۱ صفحه