
کتاب حافظ خوانی خصوصی
معرفی کتاب حافظ خوانی خصوصی
کتاب الکترونیکی «حافظخوانی خصوصی» نوشتهٔ علیرضا محمودی ایرانمهر را نشر چشمه منتشر کرده است. این اثر در قالبی روایی و نامهنگارانه، به تجربههای عاطفی، خاطرات و مواجههٔ شخصیت اصلی با فقدان و عشق میپردازد و در بستر آن، اشعار حافظ بهعنوان پناهگاهی معنوی و راهی برای مواجهه با رنج و تنهایی نقشآفرینی میکنند. «حافظخوانی خصوصی» اثری است که در مرز میان داستان و ناداستان حرکت میکند و با بهرهگیری از زبان معاصر، دغدغههای فلسفی و زیستی را در دل روایتهای عاشقانه و روزمره جای میدهد. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب حافظ خوانی خصوصی
«حافظخوانی خصوصی» اثری است که در قالب نامهها، پیامها و یادداشتهای پراکنده، روایت زندگی و ذهنیت شخصیت اصلی را بازتاب میدهد. این کتاب را میتوان در دستهٔ ناداستانهای ادبی و روایی قرار داد که مرز میان خاطره، داستان و تأملات فلسفی را درهم میشکند. نویسنده، با تکیهبر تجربههای شخصی و زیسته، به بازخوانی رابطهای عاشقانه و از دسترفته میپردازد و در این مسیر، اشعار حافظ را همچون کلیدهایی برای فهم و عبور از بحرانهای وجودی بهکار میگیرد. ساختار کتاب مبتنی بر مونولوگهای درونی، پیامهای متنی و نامههایی است که میان شخصیت اصلی و معشوق از دسترفتهاش ردوبدل میشود. فضای کتاب، آمیخته با حسرت، جستوجوی معنا، و تلاش برای بازسازی هویت فردی در مواجهه با فقدان است. «حافظخوانی خصوصی» با بهرهگیری از عناصر داستانی و ناداستانی، تجربهٔ زیستن در جهان معاصر را با ارجاع به سنت ادبی فارسی و بهویژه حافظ، به تصویر میکشد.
خلاصه داستان حافظ خوانی خصوصی
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند! داستان «حافظخوانی خصوصی» با روایت مردی آغاز میشود که پس از مرگ همسرش، پریسا، در خلأیی از اندوه و حیرت فرو رفته است. او در تلاش برای کنارآمدن با فقدان، به گوشی موبایل همسرش زنگ میزند و با شگفتی درمییابد که گوشی هنوز روشن است و پیامهایش خوانده میشوند. این راز کوچک، او را به سفری درونی و بیرونی میکشاند؛ سفری که از تهران تا شیراز و آرامگاه حافظ امتداد مییابد. در طول روایت، مرد با مرور پیامها و خاطرات مشترک، به بازسازی رابطهٔ خود با پریسا میپردازد و در دل این بازخوانی، اشعار حافظ را همچون راهنمایی برای عبور از رنج و تنهایی بهکار میگیرد. روایت، میان گذشته و حال، واقعیت و خیال، و مرزهای زندگی و مرگ در نوسان است. شخصیت اصلی، با تکیهبر حافظ و حافظه، تلاش میکند معنای عشق، فقدان، و هویت را در جهانی پر از ابهام و اندوه بازتعریف کند. داستان، در لایههای مختلف، به جستوجوی معنای حضور، خاطره و رهایی از پردههای پندار میپردازد، بیآنکه پایانی قطعی یا پاسخی روشن ارائه دهد.
چرا باید کتاب حافظ خوانی خصوصی را بخوانیم؟
این کتاب با تلفیق روایت عاشقانه، تأملات فلسفی و ارجاع به اشعار حافظ، تجربهای متفاوت از مواجهه با فقدان و جستوجوی معنا در زندگی معاصر ارائه میدهد. «حافظخوانی خصوصی» نهتنها به رابطهٔ عاشقانه و سوگواری میپردازد، بلکه با بازخوانی سنت ادبی فارسی، راهی برای مواجهه با بحرانهای درونی و عبور از تاریکیهای ذهنی پیشروی میگذارد. خواندن این اثر، فرصتی است برای تأمل در باب عشق، مرگ، خاطره و نقش ادبیات در زندگی روزمره؛ بهویژه برای کسانی که به پیوند میان ادبیات کلاسیک و تجربههای زیسته علاقهمندند.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
مطالعهٔ این کتاب به علاقهمندان ادبیات معاصر، دوستداران روایتهای عاشقانه و فلسفی، و کسانی که با سوگ، فقدان یا جستوجوی هویت دستوپنجه نرم میکنند پیشنهاد میشود. همچنین برای کسانی که به پیوند میان شعر کلاسیک فارسی و زندگی امروز علاقه دارند، «حافظخوانی خصوصی» اثری قابلتوجه است.
بخشی از کتاب حافظ خوانی خصوصی
«حافظ خوانی خصوصی عزیزم، حرف زدن با زنی که شش ماه پیش مرده مثل حرف زدن با خداست. نه میتونی سکوتش رو تحمل کنی و نه انتظار شنیدن صداش رو داری. مثل زنگ زدن به شمارهٔ تو. این از اون حماقتهاییه که کسی بهش نمیخنده. وقتی از اغما بیرون اومدم اولین چیزی که یادم اومد شمارهٔ تو بود؟ آدم بعد از یه بیهوشی طولانی میفهمه حافظه چه نیروی مهارناپذیری داره. همهٔ زندگیت مرور میشه. خاطرات تغییر میکنن. انگار درون خودت غریبهای. بعد از مرگ تو مطمئن شدم جهنم واقعی جایی جز حافظهٔ انسان نیست. اما امشب واقعاً نمیفهمم چه اتفاقی داره میافته. چهطوری بعد از اینهمه وقت گوشی تو هنوز روشنه؟ * پریسای عزیزم، من بهت زنگ زدم چون توی این جهنم چارهای جز این نداشتم. چون توی نهصد روز زندگی مشترکمون هر وقت دلم صدای تو رو میخواست همین شماره رو میگرفتم. شاید چون در آخرین لحظهٔ زندگیت هم داشتیم تلفنی حرف میزدیم و من هنوز حرفم تموم نشده بود که تو مردی. میدونی عزیزم، من هیچوقت نتونستم باور کنم اون لحظه که تو جیغ کشیدی و بعد ساکت شدی همهچی تموم شده و دیگه قرار نیست جواب هیچ تماسی رو بدی. میدونستم اون طرف خط اتفاق بدی افتاده. یهسره شمارهت رو میگرفتم و منتظر بودم گوشی رو برداری و بگی «اتفاق بدی نیفتاده علیرضا.» بدترین اتفاق افتاده بود. تو مرده بودی. برای همین الآن واقعاً نمیدونم چرا بعد از شش ماه هنوز موبایلت روشنه. احتمالاً گوشیت الآن باید مثل یه یادگاری بیمصرف توی کمد لباسهای خونهٔ مامان باشه. چرا توی این شش ماه شارژ باتریش تموم نشده؟ مطمئنم مامان نمیتونه گوشی تو رو شارژ کنه. اصلاً فکر کنم شارژرت هنوز پیش خودمه.»
حجم
۷۷۷٫۷ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۷۸۶ صفحه
حجم
۷۷۷٫۷ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۷۸۶ صفحه