«پیدایش یک شعر برای من خوشهای از واژههاست. تنها استعاره خوبی که به فکرم میرسد، استعارهای علمی است: انداختن نخی درون یک مایع اشباعشده تا ریختهای کریستالی شکل گیرد. فکر نمیکنم در اشعارم مشکلی را حل میکنم؛ فکر میکنم مشکلات را آشکار میکنم.»
«صبحانه در خانۀ سوخته» گزیده اشعار مارگارت ِالنور اتوود(-۱۹۳۹) شاعر، رماننویس و منتقد ادبی کانادایی است. او در جوایز ادبی متعددی کاندید شده است و در بسیاری از آنها مانند بوکر، نیز برنده شده است.
اشعار اتوود با زبانی ساده و صمیمی و طنزی هوشیارانه همان دغدغههای همیشگی او را در بر دارد. او به مسئله هویت زنانه در جهان معاصر میپردازد و برای ترسیم این هویت بارها به اساطیر مراجعه میکند. برای اتوود نقشهای جنسیتی هنوز هم بر اساس پیشفرضها و جانبداریهای سنتی شکل گرفتهاند و باید مورد پرسش قرار گیرند. دیگر اینکه در این آثار مسئله نوشتن و خلق ادبی خود موضوع آثار میشوند. او همواره به نسبت میان هنر و زندگی حساس بوده است. در اشعار اتوود محیط زیست نیز نقشی محوری دارد و تصاویر دقیق و شفافی از طبیعت زیبا و چشمانداز وحشی و دستنخوردهی کانادا به گونهای نمادین به کار گرفته شده است. او به ویژه به رابطه مشکلساز و فایدهنگر انسان با محیط زیست میپردازد.
در نهایت، شعر مارگارت اتوود فریادی عمیق بر علیه نابرابریهای اجتماعی و تلاشی برای ارتباط عمیق انسانی است، آرمانی که تحققِ آن هر روز که میگذرد دورتر و دورتر به نظر میرسد و در این جهانِ بیرحم و خشن سرابی بیشتر نمینماید. امیدوارم ترجمه مریم آقاخانی از چند شعر مارگارت اتوود قدمی موثر برای بیان هر چه ضروریتر بودن این فریاد باشد.
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب صبحانه در خانه سوخته و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
(۷-۲۵-[۱۶۸])
مترجم اشعار خوبی رو برای ترجمه انتخاب کرده ولی به نظر من شعرهایی که توسط شهاب مقربین تحت عنوان "این عکس من است" جمع آوری شده خیلی قشنگ تر و پرمحتوا ترن؛ یکی دوتا ازون شعرها در این مجموعه هم...بیشتر
مگر میشود جهانی که تو را در خود دارد
آنقدر بد باشد؟
مگر میشود؟
negar
۱
تکلیف این "من" چیست؟
منی که در آن مرزها
رو به رویت میایستد
در مرزهایی که همیشه میخواهی از آن بگذری
من گاهی کرانهای هستم
که تو به سمتش میتازی
چیزی که
هرگز به دست نمیآوری
من گاهی آن چیزی هستم
که تو را احاطه کرده است
مغز من
با قوطی حلبیهای تو از هم پاشیده است
استخوانها
صدفهای خالی
تخت روان یورشهای تو
من
فضایی هستم
که تو بی حرمت میکنی
به هنگامی که از آن میگذری
نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
(۷-۲۵-[۱۶۸]) مترجم اشعار خوبی رو برای ترجمه انتخاب کرده ولی به نظر من شعرهایی که توسط شهاب مقربین تحت عنوان "این عکس من است" جمع آوری شده خیلی قشنگ تر و پرمحتوا ترن؛ یکی دوتا ازون شعرها در این مجموعه هم...بیشتر
دوست داشتنی🤎