با کد تخفیف Salam اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
کتاب عشق سال‌های وبا اثر گابریل گارسیا مارکزoff

کتاب عشق سال‌های وبا

انتشاراتنشر روزگار

سال انتشار۱۳۸۳

تعداد صفحه‌ها۵۲۵ صفحه

دسته‌بندی
رمانبرنده نوبل۵ مورد دیگر
معرفی نویسنده
عکس گابریل گارسیا مارکز
گابریل گارسیا مارکز
کلمبیایی | تولد ۱۹۲۷ - درگذشت ۲۰۱۴

گابریل گارسیا مارکز در شهر آراکاتاکا در کلمبیا به دنیا آمد و هشت سال نخست زندگی‌اش را با پدربزرگ و مادربزرگ مادری‌اش گذراند. پدربزرگ و مادربزرگ مارکز، هر دو داستان‌سرایان فوق‌العاده‌ای بودند، اما رویکرد ...

معرفی کتاب عشق سال‌های وبا

عشق سال‌های وبا، نام رمان عاشقانه‌ی جذابی از گابریل گارسیا مارکز، نویسنده‌ی مشهور کلمبیایی است. داستان کتاب عشق سال‌های وبا، داستان مثلث عشقی است که بین فرمینا و فلورنتینو و حضور غیر منتظره‌ی دکتر اوربینو شکل می‌گیرد.

عشق سال‌های وبا را با ترجمه‌ی روان و زیبای اسماعیل قهرمانی‌پور می‌خوانید.

درباره‌ی کتاب عشق سال‌های وبا

کتاب عشق سال‌های وبا، داستانی عاشقانه از سال‌های آخر سده‌ی نوزده و سال‌های ابتدایی سده‌ی بیستم است. فرمینا و فلورنتینو دو عاشق دلداده‌ای هستند که دور از چشمان دیگران با نامه‌نگاری با یکدیگر در ارتباطند. مشکل اما زمانی به وجود می‌آید که پدر فرمینا از ماجرا بو می‌برد. او از فرمینا می‌خواهد که ارتباطش را با فلورنتینو قطع کند. اما با مخالفت دخترش روبه‌رو می‌شود. پس تصمیم می‌گیرد برای محافظت از دخترش خانواده‌اش را به شهری دیگر منتقل می‌کند. ارتباط فرمینا و فلورنتینو از طریق تلگرام هنوز برقرار است. اما باگذشت زمان فرمینا ادامه دادن به این رابطه را دور از عقل می‌داند. همان زمان است که دکتر اوربینو، متخصص بیماری وبا از راه می‌رسد...

کتاب عشق سال‌های وبا را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

خواندن کتاب عشق سال‌های وبا برای دوست‌داران داستان‌های عاشقانه جذاب است. اگر دلتان می‌خواهد که آثار نویسندگان بزرگ دنیا را بخوانید، عشق سال‌های وبا را انتخاب کنید.

درباره‌ی گابریل گارسیا مارکز

گابریل خوزه گارسیا مارکِز در ۶ مارس ۱۹۲۷ در دهکدهٔ آرکاتاکا درمنطقهٔ سانتامارا در کلمبیا متولد شده است. او رمان‌نویس، نویسنده، روزنامه‌نگار، ناشر و فعال سیاسی کلمبیایی بود. او بین مردم کشورهای آمریکای لاتین با نام گابو یا گابیتو (برای تحبیب) مشهور بود.او پس از درگیری با رئیس دولت کلمبیا و تحت تعقیب قرار گرفتنش در مکزیک زندگی می‌کرد. گابریل گارسیا مارکز برنده جایزه نوبل ادبیات در سال ۱۹۸۲ را بیش از سایر آثارش به خاطر رمان صد سال تنهایی چاپ ۱۹۶۷ می‌شناسند که یکی از پرفروش‌ترین کتاب‌های جهان است.

آثار مارکز در سراسر دنیا به زبان‌های زیادی از جمله فارسی ترجمه شده‌اند. صد سال تنهایی، پاییز پدرسالار، عشق سال‌های وبا و ساعت شوم از آن جمله‌اند.

گابریل گارسیا مارکز در ۱۷ آوریل ۲۰۱۴ و بر اثر ابتلا به بیماری فراموشی، درگذشت.

جملاتی از کتاب عشق سال‌های وبا

بوی بادام تلخ همیشه، بی‌آن که بخواهد، او را به یاد عشق نافرجام می‌انداخت. دکتر جوونال اوربینو۱ به محض پا نهادن به درون آن خانه‌ی تاریک با هوایی مانده و سنگین به این موضوع پی برد. او را با عجله به آن‌جا خواسته بودند تا به موضوع قتلی رسیدگی کند که برای خود او حالت اورژانسی‌اش را سال‌ها قبل از دست داده بود. جرمیا دو سنت آمور که از مهاجرین منطقه‌ی آند بود، جزو مجروحین جنگی به حساب می‌آمد. او عکاس ویژه‌ی کودکان بود و از رقبای پروپا قرص بازی شطرنج دکتر محسوب می‌شد. کسی که در اثر استنشاق بخار سمی سیانید طلا، مرده و از زجر یادآوری خاطرات گذشته خلاص شده بود.

دکتر جسد جرمیا را بر یک تختخواب سفری که همیشه روی آن می‌خوابید و حالا یک پتو رویش کشیده بودند، دید. در کنار او بر چهارپایه‌ای یک سینی آزمایشگاهی قرار داشت که او از آن برای تبخیر سموم استفاده می‌کرد. روی زمین هم لاشه‌ی سگی سیاه و پشمالو با سینه‌ای به سفیدی برف افتاده بود که به پایه‌ی تختخواب بسته شده بود. در کنار آن نیز چوب زیربغل مقتول به چشم می‌خورد. از یکی از پنجره‌ها شفق سپیده‌دم تازه شروع به سوار شدن بر تاریکی حاکم بر آن‌جا کرده بود. آن اتاق شلوغ و به هم ریخته، هم به عنوان اتاق خواب مورد استفاده قرار می‌گرفت و هم به عنوان آزمایشگاه. اما نور چنان به اندازه بود که دکتر توانست جای پنجه‌های مرگ را تشخیص بدهد. سایر پنجره‌ها و درزهای موجود در دیوارها با پرده‌های کهنه‌ی ضخیم و تکه‌های کارتن پوشیده و مسدود شده و همین امر بر سنگینی هوای داخل آن‌جا افزوده بود. قفسه‌ای در کناری قرار داشت که طبقات آن پر از انواع شیشه‌های دهان گشاد و بطری‌های مختلف بدون برچسب بود. یک سینی برنجی قُر شده نیز در زیر یک لامپ معمولی قرار داشت که با کاغذ قرمزرنگی پوشیده شده بود. سینی سوم همانی که برای داروی ظهور عکس به کار می‌رفت در کنار جسد قرار داشت. مجله‌های قدیمی و روزنامه‌ی های کهنه در همه جا پراکنده بود. انبوهی از شیشه‌های عکاسی و صندلی‌های زهوار در رفته در این‌جا و آن‌جا به چشم می‌خورد. اما تمام چیزهایی که در آن‌جا وجود داشت با دست‌های آدمی مرتب، گردگیری شده و عاری از گردوخاک بود. با وجود این‌که هوای آن‌جا با کوران هوای تازه‌ای که از آن پنجره می‌آمد، تصفیه شده بود اما برای یک شخص تیزبین آن‌قدر مدرک باقی مانده بود که به خاکستر شدن آتش یک عشق نافرجام در بخار بادام تلخ پی ببرد. دکتر جوونال اوربینو چند بار اندیشید که این‌جا جای مناسبی برای مردن در حالت عشق و شوریدگی نیست. اما بعدها تصور کرد که شاید به هم ریختگی آن‌جا خواست الهی بوده است.

یک کارآگاه پلیس به همراه یک دانشجوی پزشکی خیلی جوان به آن‌جا آمده بود که داشت دوره‌ی انترنی خود را سپری می‌کرد و همین دو نفر بودند که آن پنجره را برای تصفیه‌ی هوای آن‌جا باز کرده، روی جسد را پوشانده و منتظر رسیدن دکتر اوربینو مانده بودند. آن دو با وقار و احترام خاصی به دکتر سلام کردند. سلامی که در این شرایط، بیش‌تر گویای همدردی و عرض تسلیت بود تا تعظیم و تکریم؛ زیرا هیچ‌کس از عمق رفاقت دکتر با جرمیا دو سینت‌آمور بی‌خبر نبود.

نظرات کاربران

زهرا۵۸
۱۳۹۸/۰۸/۰۱

عده ای کتاب رو زیبا ، تعریف و تصور می کنند و عده ای حوصله سر بر . و اینکه ارزش خوندن هم نداره من هم بخاطر تعاریف زیادی که از این کتاب شنیدم خوندمش یاد نقاشی هایی افتادم که یه ادم

- بیشتر
sᴍMahdi Ziaei
۱۳۹۸/۰۱/۰۹

• امتیاز: ۲.۵ • ژانر: رمانس/کلاسیک/رئالیسم جادویی/ادبی • این اثر برای من بیشتر شهوانی بود تا عاشقانه. • عشق؛ مفهومی که داستان حولش میچرخه. مشکل برای من از جایی شروع شد که هرچقدر که داستان جلوتر میره عشق از یک «پیوند خالص روحی»

- بیشتر
𝑬𝒍𝒏𝒂𝒛
۱۳۹۸/۰۶/۰۵

با توجه به موضوع کتاب، کتاب خیییلی طولانی بود و به جزئیات و توضیحات بی مورد زیاد پرداخته بود که باعث کسل کننده شدن کتاب شده، حوصله میخواد تا بشینی اون توضیحات الکی رو بخونی تو نصف این کتاب میشد همین

- بیشتر
phateme
۱۳۹۸/۰۹/۰۳

چه خوشست در فراقی همه عمر صبر کردن به امید آنکه روزی به کف افتد وصالی

amirkabir79
۱۳۹۸/۰۱/۱۰

خیلی عالی بود شاید بعضی اتفاقات داستان با فرهنگ ما جور در نمیومد ولی من از داستان خیلی لذت بردم ‌درمورد مقایسه این کتاب با صد سال تنهایی باید بگم من هم اول با این کتاب خیلی راحت تر ارتباط

- بیشتر
He~ro
۱۴۰۱/۰۵/۱۰

بی نهایت حوصله سر بر :| اصلا نمیتونم درک کنم واسه چی اینقدر معروف شده بقول یکی از دوستان این حجم از کتاب رو میشه تو یک سوم جمع کرد

YasmineGh
۱۳۹۷/۰۶/۱۵

طولانی اما بسیار زیبا تا اواسط کتاب از خودم میپرسیدم ایا واقعا عشق ارزش اینو داره که ادم سال های سال زندگیشو وقفش بکنه یا نه در اخر کتاب به این نتیجه رسیدم اگه این قدر خوش شانس بودی که عشق

- بیشتر
Niloofar
۱۳۹۷/۰۲/۱۳

این کتاب فقط با ترجمه استاد بزرگ بهمن فرزانه تونسته شاهکار بودنش رو در زبان فارسی هم نشون بده . هرکس تا زنده است باید این کتاب رو بخونه . چقدر مارکز در توصیف عشق در زمان پیری قدرتمنده

narsis
۱۳۹۹/۰۶/۲۲

اینقد دوسش داشتم که به محض تموم شدن کتاب فیلمشم دیدم بی نظیره این رمان

جرج
۱۳۹۶/۱۲/۰۷

همه می گند بهترین کتاب مارکز صد سال تنهایی هستش اما به نظرم بهترین کتابش همینه. من که خیلی بیشتر از صد سال تنهایی ازش لذت بردم و کیف کردم. البته به قول دوستی که میگفت صد سال تنهایی باید آخرین کتابی

- بیشتر
بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه (۱۹۸)
فکر می‌کنید ما تا کی می‌توانیم به این آمدن و رفتن ادامه بدهیم؟ فلورنتینو آریزا پاسخ این سؤال را از پنجاه و سه سال و نه ماه و چهارده شب و روز قبل، آماده داشت و گفت: برای همیشه.
شبــــ🍃ــنــم
نه، من ثروتمند نیستم؛ بلکه فقیری پول‌دار هستم. این دو تا با هم فرق دارند.
𝑬𝒍𝒏𝒂𝒛
تنها چیزی که در زندگی‌ام، به آن نیازمندم، این است که کسی مرا بفهمد.
BehRad
«فقط یک فرد بی‌ریشه می‌تواند عاری از درد و اندوه باشد»
زهرا۵۸
«تنها دردی که ممکن است، در زمان مردنم داشته باشم، این است که مرگ من از درد عشق نباشد.»
شبــــ🍃ــنــم
من تقریبآ همیشه تنها هستم.
BehRad
عقل موقعی به سراغ آدمی می‌آید که دیگر هیچ کار مفیدی نمی‌تواند انجام بدهد.
𝑬𝒍𝒏𝒂𝒛
فلورنتینو آریزا آینه را برد و در اتاق خود به دیوار آویخت؛ نه به خاطر قاب نفیس آن، بلکه به خاطر آن که به مدت بیش از یک ساعت، نمایی از دل‌بند او را در خود بازتاب داده بود.
شبــــ🍃ــنــم
فقط یک فرد بی‌ریشه می‌تواند عاری از درد و اندوه باشد» .
mashkook
در دنیا هیچ چیز دشوارتر از عشق نیست.
BehRad