با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتیات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.

کتاب خلوتکده
نویسنده:ژان پل سارتر
مترجم:قاسم صنعوی
انتشارات:بنگاه ترجمه و نشر کتاب پارسه
دستهبندی:
امتیاز:
از ۱۱ رأیخواندن نظرات
۳٫۶
(۱۱)
خواندن نظراتمعرفی کتاب خلوتکده
«خلوتکده» نمایشنامهای از ژان پل سارتر(۱۹۸۰-۱۹۰۵)، نویسنده و نمایشنامهنویس برجسته فرانسوی است. نمایش خلوتکده، نخستین بار در مه ۱۹۴۴ به نمایش درآمد.
در بریدهای از این نمایشنامه میخوانیم:
«اینس: شما خیلی زیبایید. دلم میخواست گل داشتم تا به شما خیرمقدم بگویم.
استل: گل؟ بلی. گلها را خیلی دوست داشتم. اینجا پژمرده میشوند: خیلی گرم است. به! مگر اصل این نیست که خوشخلقیمان را حفظ کنیم. شما...
اینس: بلی، هفتۀ گذشته. و شما؟
استل: من؟ دیروز. مراسم هنوز تمام نشده.[ خیلی طبیعی حرف میزند، ولی مثل این است که چیزهایی را که توصیف میکند میبیند ]باد، تور خواهرم را به هم میزند. برای اینکه گریه کند به هر کاری که بتواند دست میزند. خب! خب! یک تلاش دیگر. درست شد! دو قطره اشک، دو قطره اشک که زیر پارچۀ سیاه میدرخشند. اولگا ژرده۶ در این بامداد خیلی زشت است. زیر بازوی خواهرم را میگیرد. او بهخاطر ریملش گریه نمیکند و باید بگویم که اگر جای او بودم... او بهترین دوست من است.
اینس: خیلی رنج بردهاید؟
استل: نه. بیشتر منگ بودم.
اینس: چه بود...؟
استل: ذاتالریه.[ همان وضع قبلی ]خب، تمام شد، میروند. سلام! سلام! چه دست دادنهایی. شوهرم بیمار غم است، در خانه مانده.[ به اینس ]و شما؟
اینس: گاز.
استل: و شما، آقا؟
گارسَن: دوازده گلوله در بدن.[ حرکت استل ]من را ببخشید، من مردۀ خوشمحضری نیستم.
استل: آه! آقای عزیز، کاش فقط لطف میکردید و از این کلمههای زننده به کار نمیبردید. اینها... اینها آزاردهندهاند. و درنهایت، میخواهند چه بگویند؟ شاید هرگز اینقدر زنده نبودهایم. اگر مطلقاً لازم باشد که برای... این حالت اسمی در نظر گرفت، پیشنهاد میکنم که غایبها نامیده شویم، اینطور بهقاعدهتر خواهد بود. شما خیلی وقت است که غایب هستید؟
گارسَن: تقریباً یک ماه است.»
ایوانف![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
آنتوان چخوف
دایی وانیا: صحنههایی از زندگی روستاییآنتوان چخوف
غرب غمزدهمارتین مکدونا
وقتی ما مردگان سر برداریمهنریک ایبسن
جمجمهای در کانهمارامارتین مکدونا
مرگ/ خداوودی آلن
نه من و آمد و رفتساموئل بکت
مرغابی وحشیهنریک ایبسن
خدای دوزخ (نمایشنامه در سه پرده)سام شپرد
الکترااوریپید
جن زدگانهنریک ایبسن
زنان ترواژان پل سارتر
اولئانادیوید ممت
اثباتدیوید اوبرن
وحشی؛ کمدی در چهار پردهآنتوان چخوف
دفترچههاآلبر کامو
کلاته گل: نمایشنامه در سه پردهغلامحسین ساعدی
همهی پسران منآرتور میلر
تیپ های شخصیت![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
کارل گوستاو یونگ
النگوی یاقوتآلکساندر کوپرین
دماغمجموعه نويسندگان
دانشنامه اساطیری جانوران و اصطلاحات وابستهخسرو قلی زاده
معامله زندگیفردریک بکمن
پهلوی اولرضا مختاری اصفهانی
تاریخ ایران در عهد خوارزمشاهیاناسماعیل حسن زاده
انسان در جستجوی معنای غاییویکتور امیل فرانکل
ذن هنر شادمانیکریس پرنتیس
زندگی دومت زمانی آغاز می شود که می فهمی یک زندگی بیشتر نداریرافائل ژیوردانو
حجم
۴۳٫۸ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۰
تعداد صفحهها
۷۹ صفحه
حجم
۴۳٫۸ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۰
تعداد صفحهها
۷۹ صفحه
قیمت:
۴۲,۰۰۰
تومان
نظرات کاربران
یه نمایشنامه ی فوق العاده از سارتر در وصف جهنم! توی این نمایشنامه سه فردی به تصویر کشیده میشن که تصورشون از جهنم سیخ داغ و عذاب های دیگست ولی در نهایت اون چیزی که میبینن با تصوراتشون بسیار متفاوته.
تجربه مطالعه اثری مهم و تاثیرگذار در تاریخ ادبیات نمایشی، متاسفانه می تواند سرشار از افسوس و آزاردهنده باشد. مساله از آنجا آغاز شد که در میانه نمایش، وقتی توالی اتفاقات با انتظار خواننده سازگار نباشد، کم کم احساس سردرگمی
خیلی گنگ و نامفهوم است برزخ را به صورت اتاقی دربسته و نامفهوم به تصویر میکشد ،،، خسته کننده و کسل آور