باز کنید! باز کنید! همه چیز را قبول میکنم: پابندها، گازانبرها، سرب مذاب، گیرهها، قیدهای گردن، هرچه که بسوزاند، هرچه که پاره کند، میپذیرم، میخواهم به معنای واقع رنج ببرم. صد بار گزیده شدن بهتر است، شلاق بهتر است، اسید سولفوریک بهتر است از این رنج فکری، از این شبح رنج، که لمس میکند، که نوازش میکند، و هرگز بهقدر کافی عذاب نمیدهد.