
کتاب خطای گالیله
معرفی کتاب خطای گالیله
کتاب خطای گالیله، با عنوان انگلیسی Galileo's error: foundations for a new science of consciousness، نوشته فیلیپ گاف و ترجمه احمد تابنده، تلاشی گسترده برای بازاندیشی در مسئلهی آگاهی و نسبت آن با علم معاصر است. نویسنده که فیلسوف آگاهی است، از دل تاریخ علم، فیزیک، فلسفهی ذهن و علوم اعصاب، این پرسش قدیمی را طرح کرده است که آگاهی چیست و علم چگونه میتواند آن را توضیح دهد. این کتاب با مثالهای روزمره، بحثهای فلسفی کلاسیک و ارجاع به نظریههای علمی جدید پیش میرود و خواننده را قدمبهقدم با دشواریهای تبیین آگاهی همراه میکند. بنگاه ترجمه و نشر کتاب پارسه در سال ۱۴۰۴ این کتاب را منتشر کرده است. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب خطای گالیله اثر فیلیپ گاف
کتاب خطای گالیله (بنیانهای یک علم نوین آگاهی) با طرح این ادعا شروع میشود که بنبست امروز علم در تبیین آگاهی در تصمیم فلسفی گالیله در آغاز انقلاب علمی ریشه دارد؛ جایی که او برای ریاضیپذیرکردن طبیعت، کیفیتهای حسی مثل رنگ، بو، مزه و صدا را از جهان فیزیکی بیرون گذاشت و آنها را به روح یا ذهن آگاه منتقل کرد. فیلیپ گاف در این کتاب نشان میدهد که همین جداییْ آگاهی را به امری بیرون از قلمرو علم تبدیل کرد. کتاب خطای گالیله در پنج فصل، از توصیف تجربهی آگاهانهی روزمره شروع میکند، به دکارت، نیوتن، اینشتین و تاریخ فیزیک سر میزند و سپس بهسراغ بحثهای معاصر دربارهی مسئلهی سخت آگاهی نزد دیوید چامرز، رفتارگرایی، علوم اعصاب و نظریهی اطلاعات یکپارچه میرود.
فیلیپ گاف در هر بخش، هم استدلالهای مادهگرایان را بازسازی میکند هم موضع دوگانهانگاران و مدافعان رویکردهای بدیل را به تصویر میکشد. کتاب خطای گالیله علاوهبر مرور تاریخی، سه مسیر اصلی را برای اصلاح خطای گالیله بررسی کرده است: دوگانهانگاری طبیعتگرایانه، مادهگرایی و همهرواندارگرایی. گاف با مثالهایی از آزمایشهای فیزیک، بحثهای مربوط به مکانیک کوانتومی، نقش مشاهدهگر و ایدهی قوانین روانیـفیزیکی، نشان میدهد که چرا مسئلهی آگاهی فقط با افزودن دادههای علوم اعصاب حل نمیشود و به بازنگری در خود مفهوم علم نیاز دارد.
خلاصه کتاب خطای گالیله
کتاب خطای گالیله با این پرسش آغاز میکند که چگونه از دل فرایندهای الکتروشیمیایی مغز، جهان درونی احساسها، رنگها، صداها و عواطف پدید میآید. فیلیپ گاف استدلال میکند که علم فیزیک از ابتدا بر پایهی حذف کیفیتهای حسی از تصویر جهان بنا شده و به همین دلیل در تبیین آگاهی ناتوان مانده است. او با مرور تاریخ علم، از گالیله تا اینشتین، نشان میدهد که موفقیت فیزیک دقیقاً در حوزهای بوده که آگاهی از آن کنار گذاشته شده است.
کتاب خطای گالیله، در ادامه، سه پاسخ اصلی به مسئلهی آگاهی را بررسی میکند: دوگانهانگاری که ذهن را غیرمادی میداند، مادهگرایی که میخواهد آگاهی را به مغز فروبکاهد و همهرواندارگرایی که آگاهی را ویژگی بنیادین جهان میگیرد. فیلیپ گاف ضمن تحلیل نظریههایی مانند دوگانهانگاری طبیعتگرایانه و تفسیرهای کوانتومی، نشان میدهد هر رویکرد چه چیزی را توضیح میدهد و در کجا با دشواری روبهرو میشود.
چرا باید کتاب خطای گالیله را بخوانیم؟
این کتاب تصویری روشن از این امر ارائه میکند که چرا مسئلهی آگاهی هنوز برای علم حل نشده است و ریشهی این بنبست کجاست. خواننده با تاریخچهی فلسفی و علمی آگاهی، استدلالهای موافق و مخالف مادهگرایی و ایدههای بدیل مثل دوگانهانگاری طبیعتگرایانه و همهرواندارگرایی آشنا میشود و میتواند جایگاه دیدگاه خود را دقیقتر بفهمد.
خواندن کتاب خطای گالیله را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
مطالعهی این کتاب به دوستداران فلسفهی ذهن، دانشجویان فلسفه، علوم شناختی و روانشناسی و کسانی که درگیر پرسشهایی دربارهی آگاهی، ذهن، ارادهی آزاد و نسبت علم و دین یا علم و متافیزیک هستند، پیشنهاد میشود؛ بهویژه به کسانی که از پاسخهای سادهانگارانه در این حوزه راضی نیستند.
درباره فیلیپ گاف
فیلیپ گاف فیلسوف و نویسندهی بریتانیایی و استاد فلسفه در دانشگاه دورام است که در حوزهی فلسفهی ذهن و مسئلهی آگاهی کار میکند. دغدغهی اصلی او این است که چگونه آگاهی میتواند در چهارچوب علمی توضیح داده شود. او مادهگرایی را ناسازگار و دوگانهانگاری را بیشازحد پیچیده میداند و بهجای آن از یک راه سوم دفاع میکند.
گاف در دوران دانشجویی در دانشگاه لیدز مادهگرا بود، اما بهتدریج به ناتوانی این دیدگاه در توضیح تجربههای ذهنی پی برد. آشنایی با ایدههای تامس نیگل او را بهسمت همهجانانگاری سوق داد. گاف دکترای خود را در دانشگاه ریدینگ گرفت و بعدها در دانشگاههای مختلف تدریس کرد.
از نظر فلسفی، او معتقد است علوم فیزیکی با زبان کمّی خود نمیتوانند ویژگیهای کیفی تجربه را توضیح دهند و به همین دلیل، دیدگاهش را ادامهای از ایدههای برتراند راسل و آرتور ادینگتون میداند. آثار او در سالهای اخیر توجه زیادی جلب کرده و بحثهای گستردهای را دربارهی همهجانانگاری برانگیخته است.
بخشی از کتاب خطای گالیله
«هنگامی که دانشجویان دورۀ لیسانس فلسفۀ دوگانهانگاری دکارت را یاد میگیرند، این را هم میآموزند که برخی از جدیترین چالشها در برابر دوگانهانگاری، از مشکل فهم چگونگی «تعامل» ذهن و بدن، ناشی میشود. دوگانهانگاران نمیخواهند انکار کنند که ذهن میتواند بر بدن تأثیر بگذارد. برای مثال، هنگامی که ذهن آگاه، درد را حس میکند، باعث میشود بدن به فریاد بیاید. آنان همچنین نمیخواهند انکار کنند که بدن بر ذهن تأثیر میگذارد. برای مثال، تصاویری که به قرنیۀ چشم برخورد میکنند، باعث میشوند ذهن آگاه، تجربیات مشاهدهای داشته باشد. اما این چگونه ممکن است؟ در بالا، رابطۀ میان ذهن سوسن با بدنش (برطبق دوگانهانگاری) را با رابطۀ میان خلبان پهپاد با پهپاد مقایسه کردیم. اما بسیاری استدلال خواهند کرد که عدم شباهتی مهم میان دو مورد مزبور وجود دارد: ما شناخت خوبی از چگونگی ارتباط خلبان با پهپاد از طریق امواج رادیویی داریم، اما شناختمان از اینکه چگونه یک ذهن غیرفیزیکی میتواند با یک مغز فیزیکی تعامل و برهمکنش کند، صفر است. این چالش را شاهزاده الیزابت اهل بوهیمیا در یک نامهنگاری مفصل و جالب برای دکارت مطرح کرد.»
حجم
۳۱۴٫۷ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۲۷۲ صفحه
حجم
۳۱۴٫۷ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۲۷۲ صفحه