با کد تخفیف Salam اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
کتاب پر اثر میمنت داناoff

کتاب پر

نویسنده:شارلوت مری ماتیسنمترجم:میمنت داناانتشارات:انتشارات جامیسال انتشار:۱۳۸۸تعداد صفحه‌ها:۲۷۰ صفحهدسته‌بندی:امتیاز:
۴.۰از ۴۷ رأیخواندن نظرات

سال انتشار۱۳۸۸

تعداد صفحه‌ها۲۷۰ صفحه

دسته‌بندی

معرفی کتاب پر

شارلوت مری ماتیسن (۱۹۳۷-۱۸۸۸)، نویسنده معاصر انگلیسی است. متاسفانه به عللی از جمله گوشه‌گیری وی از اجتماع، خصوصیات کامل زندگی ماتیسن را نمی‌دانیم. به علت علاقه زیادش به کشاورزی در کالج اسپارت شولتِ شهر وینچستر به فرا گرفتن این فن مشغول شد. در جنگ جهانی اول به عضویت سازمان زنان مخصوص کمک به کشاورزان درآمد و یکی از اعضای فعال این دسته شد. در ۱۹۱۸ ولیعهد کشور، سمت میرآخوری خود را در شهرستان کورنوال به وی تفویض کرد اما پس از مدت کوتاهی دست از این کار کشید و به پرنس تاون رفت و تا آخر عمر گوشه انزوا اختیار کرد. از این پس زندگی او در پرده‌ای از ابهام فرو رفت و با مردم تماس چندانی نداشت. مردم نیز استقبال چندانی از آثار او نمی‌کردند و شاید همین بی‌اعتنایی باعث گوشه‌گیری او از اجتماع شده بود. سبک ماتیسن در نویسندگی، آن‌چنان که به خوبی از رمان «پر» هویداست، رمانتیسم است. از جمله کتاب‌های مشهور وی «پر» و «مورونای سبزپوش» است. در بخشی از کتاب می‌خوانیم: «زندگی قمار است، ماجراست، انسان یا می‌برد یا می‌بازد، زندگی مثل معرکه‌ایست که پایان ندارد، وقتی که صدای یک نفر کم‌کم ضعیف و خاموش شد، صدایی جوان‌تر و نیرومندتر رشته بقیه داستان را می‌گیرد و ادامه می‌دهد».

نظرات کاربران

ناهید
۱۳۹۹/۰۱/۲۰

نمیدونم چرا تو این کتاب دزدی و خیانت به بهونه ی عشق ، تقدیس شده ، من لذتی از کتاب نبردم ، بیشتر از نظرم مردی راوی داستان بود ک هیچ اختیاری از خودش نداشت ، و نمیتونست خوب فکر کنه

- بیشتر
نسیم رحیمی
۱۳۹۹/۰۴/۲۴

این کتاب رو دو سال و نیم پیش در دوران بارداری خوندم،نمیدونم به خاطر روحیه حساس خودم در اون دوران بود یا لطافت بیش از حد کتاب بود که گریه کردم موقع خوندنش،من که دوستش داشتم و از این کتاب

- بیشتر
sayna
۱۳۹۷/۰۱/۱۲

کتاب فوووووق العاده ای بود به نظر من ترجمش هم بسیار خوب وقدیمیه فقط اخرش خیلی غم انگیز بود که من همینشو دوست داشتم

mohsen jalili
۱۳۹۶/۱۱/۲۷

5:30صبح الان تمومش کردم درمورد کتاب هرچیزی که بگم حق مطلب ادا نشده.ی عاشقانه ب معنی واقعیه کلمه .ب نظرم کتابیه ک باید هرکسی بخوندش و اصلا لازمه ک خونده بشه هرچند این کتاب واقعا ب جایگاهش نرسید. بخونید و لذت

- بیشتر
Ms A.Y
۱۴۰۱/۰۳/۰۱

با اینکه با اون موضوع خیانتش به شدت مشکل داشتم که نویسنده سعی در توجیهش داشت ولی خب به نظرم در کل کتاب قشنگیه که ارزش یکبار خوندن رو داره.

Sara Mobini
۱۴۰۰/۱۲/۱۲

من چند سال پیش این کتاب رو خوندم و انتشاراتش یادم نیست همین‌قدر بگم که تا حدود ده روز بعد از تموم کردن کتاب من تو حال و هوای داستان بودم لطفا بخونیدش

ragiking
۱۳۹۹/۱۰/۲۳

به نظر می رسد رمان های عاشقانه قرن ۱۹ و اوایل قرن ۲۰، به سبکی کاملا متفاوت از رمانهای معاصر غربی نوشته شده و برای ما خوانندگان شرقی جذابیت و گیرایی خاصی دارد. من نسخه صوتی این کتاب را با

- بیشتر
زینب
۱۳۹۹/۰۸/۲۶

این کتاب رو چند سال پیش خوندم داستانش غم انگیز بود ولی داستان پردازی قوی داشت. بعضی قسمت هاش اشکمو در می آورد

مجتبی
۱۳۹۴/۰۳/۱۲

خوب بود، ممنون از پیشنهادتون...

ava
۱۴۰۱/۰۸/۰۹

واقعا با خوندن صفحه ی اخر کتاب شوکه شدم و چه قدر این داستان غمگین و عاشقانه بود خودگذشتگی راجر بی حدو مرز بود

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه (۵)
... زندگی قمار است، ماجراست، انسان يا می‌برد يا می‌بازد، زندگی مثل معرکه‌ايست که پايان ندارد، وقتی که صدای يک نفر کم‌کم ضعيف و خاموش شد، صدايی جوان‌تر و نيرومندتر رشته بقيه داستان را می‌گيرد و ادامه می‌دهد...
سپیده
پـَـــر شارلوت مری مـاتيسـن ترجمه: ميمنت دانا ويراستار: همايون جوانمردی
سپیده
من اين داستان را نوشته‌ام و اگر تو اسامی آن را تغيير دهی می‌توانی از آن خوب استفاده کنی، کار تو نويسندگی است، اما بين خودمان باشد هر چند که من برای يک داستان واقعی بسيار جان کندم تا نوشتم.ليکن نمی‌دانم که تو چطور می‌توانی افسانه سرهم کنی و از اين راه نان درآوری، حقيقتاً کار سختی است. احساس می‌کردم که خيلی عصبانی و ناراحت است و برای همين آنقدر حاشيه می‌رود، گفتم: ـ بسيار علاقه‌مندم که اين داستان را بخوانم.
سپیده
راجر بی‌حرکت و ساکت نشسته در رويای عميقی فرو رفته بود، سپس چشمانش را به من دوخت و گفت: ـ من از پذيرايی تو شک نداشتم و برای موضوعی نزد تو آمده‌ام، زيرا که تو تنها فردی هستی که من می‌توانم به او روی آورم، برای اينکه فکر می‌کنم تو می‌توانی قضايا را از دريچه حقيقت ببينی. ـ اميدوارم چنين باشد. ـ البته تو می‌توانی بگويی که ننگ يک دوره سه ساله زندان کافی است که هر دوستی از ديدن من ابا کند، رفتن من به زندان نتيجه عملی بود که از من سر زد و اين طبيعی بود، ولی ويويان بدان که وجدان من آلوده نيست. در اينجا راجر بلند شد و دست‌ها را به آسمان بلند کرد و گفت: ـ به خدايی که در مقابلش ايستاده‌ام قسم می‌خورم که وجدان من از هر خلاف و جنايتی مبرا است.
سپیده
... زندگی قمار است، ماجراست، انسان يا می‌برد يا می‌بازد، زندگی مثل معرکه‌ايست که پايان ندارد، وقتی که صدای يک نفر کم‌کم ضعيف و خاموش شد، صدايی جوان‌تر و نيرومندتر رشته بقيه داستان را می‌گيرد و ادامه می‌دهد...
ت