با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
یک شب پاییزی: داستان‌های کوتاه از نویسندگان بزرگ روس

دانلود و خرید کتاب یک شب پاییزی: داستان‌های کوتاه از نویسندگان بزرگ روس

۴٫۹ از ۹ نظر
۴٫۹ از ۹ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب یک شب پاییزی: داستان‌های کوتاه از نویسندگان بزرگ روس  نوشته  آنتوان چخوف  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب یک شب پاییزی: داستان‌های کوتاه از نویسندگان بزرگ روس

«یک شب پاییزی» مجموعه‌ای از داستان‌های کوتاه از نویسندگان بزرگ روس است. این کتاب ۱۶ داستان کوتاه از نویسندگان نامدار روس، همچون آنتوان چخوف، ماکسیم گورکی، داستایوفسکی، تورگنیف، ولادیمیر کورولنکو و ... را در خود دارد. در یکی از داستان‌های کوتاه این کتاب می‌خوانیم: «معلم مدرسه، گابریل اندرسون، تا انتهای باغ مدرسه قدم زد و چون نمی‌دانست چه کار کند، در آن جا مکثی کرد. در دوردست، در مسافتی حدود سه کیلومتر دورتر از باغ، جنگل مانند توری آبی رنگ، زمین‌های برفی را پوشانده بود. روز درخشانی بود. روی زمین سفیدپوش و نرده‌های آهنی حصار باغ، صدها رنگ می‌درخشیدند. مانند روزهای بهاری روشنایی و شفافیت خاصی در هوا موج می‌زد. گابریل اندرسون قدم‌هایش را به سمت حاشیه‌ی تور آبی رنگ جنگل کج کرد تا در آن جا قدمی بزند. با خودش گفت: «بهاری دیگر در زندگی‌ام جاری شد» و سپس نفس عمیقی کشید و از پشت عینکش به آسمان نگاه کرد. اندرسون معمولاً شعرهای احساسی می‌سرود. در حالی که دست‌هایش را پشتش قلاب کرده بود، عصایش را تکان می‌داد و راه می‌رفت. چند قدمی نرفته بود که متوجه گروهی از سربازان و اسب‌هایشان در جاده‌ی پشت نرده‌های باغ شد. اونیفرم‌های خاکستریشان در برابر سفیدی برف چندان واضح نبود اما شمشیرها و پوشش‌های اسب‌هایشان نور را منعکس می‌کردند. پاهای خمیده سواره نظامشان به طور عجیبی روی برف‌ها حرکت می‌کرد. اندرسون در تعجب بود که آنها آن جا چه کار می‌کنند که ناگهان متوجه نیّتشان شد. حسی به او گفت که سربازان در حال انجام مأموریتی کثیف هستند. اتفاقی عجیب و وحشتناک در شرف وقوع بود. همان حس به او گفت که باید از دیدرس سربازان پنهان شود. فوراً به سمت چپ چرخید و روی زمین زانو زد و روی برف‌های نرم و مذاب و صدادار سینه خیز رفت تا به کاه انباشتی رسید و از پشت آن گردنش را کشید تا ببیند که سربازان چه کار می‌کنند.»

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۱)
:/
۱۳۹۹/۱۰/۱۷

پاییز و کتابای که در مورد پاییز هستو دوس دارم🖇🥀

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۳)
دوست دارم بدانم که اصلاً معنی این عبارت چیست و این طبقات پایین چه کسانی هستند؟ اول از همه این که آنها انسانهایی هستند مثل ما با همان استخوان و گوشت و رگ و ریشه اند.
Arezuwishi
چه اشخاص پستی پیدا می‌شوند و چه اخلاق و عادات وحشیانه‌ ای دارند! چه شبهای بی‌معنی و چه روزهای بی‌حاصل و کسالت‌باری را می‌گذرانیم! قماربازی دیوانه‌وار و پرخوری و مستی و وراجی دایمی و مکرر، کارهای بیهوده و صحبت‌های هرزه بهترین زمان و بهترین نیروی آدم را تلف می‌کنند و دست آخر زندگی بی‌سر و ته و دست و بال شکسته و مزخرفی را باید گذراند و فرار از آن هم دیگر ممکن نیست و درست مثل این است که باید در تیمارستان و یا زندان به سر برد.
کیمیا
«این تقدیر و شانس نیست که در زندگی به سراغمان می‌آید بلکه آدمهای دیگر هستند که بر سرمان نازل می‌شوند. هیچ موجودی بی‌رحم‌تر از انسان روی کره زمین وجود ندارد. گرگها همدیگر را نمی‌درند اما آدمها با کمال میل همدیگر را می‌بلعند. »
کیمیا

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۲۹۴ صفحه
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۳/۰۵/۰۱
شابک۹۷۸-۶۰۰-۶۶۸۷-۸۲-۷
تعداد صفحات۲۹۴صفحه
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۳/۰۵/۰۱
شابک۹۷۸-۶۰۰-۶۶۸۷-۸۲-۷