کتاب صوتی باد ویرانگر + دانلود نمونه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب صوتی باد ویرانگر

دانلود و خرید کتاب صوتی باد ویرانگر

نویسنده:سلوا آلمادا
انتشارات:رادیو گوشه
امتیازبدون نظر

معرفی کتاب صوتی باد ویرانگر

کتاب صوتی باد ویرانگر نوشته‌ی سلوا آلمادا روایتی از سفری جاده‌ای، ایمان مذهبی، تنهایی و خشونت پنهان در دل سرزمینی خشک و داغ است. مهدی غبرائی آن کتاب را به فارسی ترجمه کرده و نشر چشمه نسخه‌ی مکتوبش را در مجموعه‌ی برج بابل (بخش رمدیوس، ادبیات امریکای لاتین) منتشر کرده است. نسخه‌ی صوتی این کتاب صوتی را رادیو گوشه تهیه کرده و کتاب با گویندگی اشکان عقیلی‌پور منتشر شده است. در این اثر، فضای اقلیم چاکو، جاده‌های خلوت، تعمیرگاهی دورافتاده و چند شخصیت محدود، بستری برای شکل‌گیری تنش‌های درونی و بیرونی می‌شود.

درباره کتاب باد ویرانگر

کتاب باد ویرانگر کتابی است از سلوا آلمادا که در قالب یک نوولا، داستانی فشرده اما پُرکشش را در دل اقلیم گرم و خشن آرژانتین روایت کرده است. آن کتاب در مجموعه‌ی برج بابلِ نشر چشمه و در شاخه‌ی رمدیوس، ویژه‌ی ادبیات امریکای لاتین، قرار گرفته و از همان ابتدا با متنی درباره‌ی مفهوم ترجمه و هم‌زبانی، شنونده را وارد جهان این مجموعه می‌کند. در ادامه، زندگی و مسیر حرفه‌ای آلمادا معرفی شده و جایگاه باد ویرانگر در کارنامه‌ی او توضیح داده شده است؛ از آغاز کارش با شعر و داستان‌کوتاه تا گرایشش به رمان کوتاه و اشاره به دیگر آثارش. کتاب صوتی باد ویرانگر با تمرکز بر چند شخصیت محدود، فضایی بسته و جاده‌ای طولانی، جهانی می‌سازد که در آن مذهب، خشونت، فقر، تنهایی و رؤیای رستگاری درهم تنیده شده است. کشیش پیرسون، دختر نوجوانش لنی، تعمیرکار دورافتاده‌ای به نام گرینگو براوئر و پسرک وردستش تاپیوکا، در مرکز این روایت قرار دارند. کتاب در فصل‌های پیوسته، اما نه‌چندان بلند، پیش می‌رود و مدام بین گذشته و حال شخصیت‌ها رفت‌وبرگشت دارد؛ از خاطره‌ی غسل تعمید کشیش در کودکی تا لحظه‌ی رهاشدن تاپیوکا توسط مادرش و نیز صحنه‌ی ترک‌کردن مادر لنی. در هر بخش، آلمادا با جزئیات دقیق از جاده، گرما، ماشین‌های اوراق، سگ‌ها، مزرعه‌ی پنبه و کلیسا، فضایی می‌سازد که هم بومی و محلی است و هم برای شنونده‌ی امروز آشنا و قابل لمس.

خلاصه داستان باد ویرانگر

کتاب صوتی باد ویرانگر داستان توقف اجباری یک کشیش پروتستان به نام پیرسون و دختر نوجوانش لنی در تعمیرگاهی دورافتاده در منطقه‌ی چاکو است؛ جایی که گرینگو براوئر و پسرک وردستش تاپیوکا زندگی می‌کنند. خرابی ماشین، آن‌ها را ناچار می‌کند ساعاتی طولانی در این نقطه‌ی فراموش‌شده بمانند و همین مکث، بهانه‌ای می‌شود برای روبه‌رو شدن چهار شخصیت با گذشته، ایمان، ترس‌ها و میل‌های پنهان‌شان. کشیش در تلاش است تا روح تاپیوکا را به مسیح بسپارد و در عین‌حال با خاطرات کودکی، مادر، غسل تعمید و مسیر تبدیل‌شدنش به واعظی پرنفوذ دست‌وپنجه نرم می‌کند. لنی میان تحسین و نفرت از پدر، به گذشته‌ی مبهم مادر و کودکیِ آواره‌اش فکر می‌کند. در پسِ این روابط، خشونت نهادینه، فقر، جاده‌های بی‌انتها و بادِ داغی که همه‌چیز را تهدید می‌کند، مدام حضور دارد.

چرا باید کتاب باد ویرانگر را بشنویم؟

شنیدن باد ویرانگر فرصتی است برای ورود به جهانی کوچک اما پُرتنش که در آن ایمان مذهبی، قدرت کلام، خشونت روزمره و تنهایی آدم‌ها در هم تنیده شده است. این کتاب صوتی با تمرکز بر چند شخصیت محدود و فضایی بسته، نشان می‌دهد چگونه گذشته، خاطره و باور می‌توانند سرنوشت اکنون را شکل بدهند و چه‌طور در دل جاده‌ای خلوت، پرسش‌های بزرگ درباره‌ی خدا، گناه و رستگاری سر برمی‌آورند.

شنیدن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

شنیدن این کتاب صوتی به علاقه‌مندان ادبیات امریکای لاتین، دوست‌داران رمان‌های جاده‌ای و کسانی پیشنهاد می‌شود که به موضوعاتی مثل ایمان مذهبی، خشونت پنهان، روابط پدر و فرزند و تنهایی نوجوانان علاقه دارند. همچنین به شنوندگانی پیشنهاد می‌شود که از فضاهای محدود و شخصیت‌محور لذت می‌برند.

بخشی از کتاب باد ویرانگر

«کشیش رفت طرف صندلی عقب ماشین. دخترش، لنی، آن‌جا در فضای تنگِ میان جعبه‌های پُر از کتاب مقدس و مجله‌های کُپه‌شده روی صندلی و کف ماشین عنق نشسته بود. کشیش به شیشه زد و دختر از پشت شیشهٔ گردوخاک‌گرفته نگاهش کرد. پدر خواست در را باز کند اما لنی در را قفل کرده بود. اشاره کرد شیشه را بدهد پایین و دختر هفت هشت سانتی پایین کشیدش. «تعمیرش کمی طول می‌کشد. بیا بیرون یک چیز خنکی بنوشیم، لنی.» «این‌جا راحت‌ترم.» «هوا خیلی گرم است، جانم. گرمازده می‌شوی.» لنی شیشه را بالا داد. پدر درِ کمک‌راننده را باز کرد، دست عقب برد تا قفل و درِ پشتی را باز کرد. «اِلِنا، بیا بیرون.» در را آن‌قدر باز نگه داشت تا بالاخره حرفش را گوش بدهد. به محض این‌که لنی پیاده شد در را بست. دامن دختر از عرق به تنش چسبیده بود، صافش کرد و نگاهی به تعمیرکار انداخت و او هم سری در جواب نگاهش جنباند. پسری که لابد هم‌سن او بود، شانزده‌ساله، با چشم‌های گشادشده‌اش نگاه‌شان می‌کرد. کشیش مرد مسن را به دخترش معرفی کرد، آقای براوئر. مردی دیلاق با سبیل قرمزِ نعل اسب‌شکلی که کم‌وبیش تا چانه‌اش می‌رسید؛ شلوار جین چرب و روغنی پوشیده بود و پیرهنی با دکمه‌های باز تا سینه‌اش که لبه‌هایش هم به تو برگشته بود. به نظر بیش‌تر از پنجاه‌ساله می‌آمد، اما حال‌وهوای جوانانه‌ای داشت؛ شاید به دلیل سبیل و موی بلندش بود که تا روی یقه‌اش می‌رسید. پسر هم جین کهنهٔ وصله‌خورده اما تمیزی پوشیده بود و تی‌شرت رنگ‌ورورفته‌ای به تن داشت و صندلی به پا. موی لَخت شبق‌گونش را قشنگ اصلاح کرده بود و انگار تابه‌حال ریشش را نتراشیده بود. هر دو لاغر بودند اما عضلات نیرومند کسانی را داشتند که به سخت‌کوشی عادت کرده‌اند.»

نظری برای کتاب ثبت نشده است

زمان

۴ ساعت و ۶ دقیقه

حجم

۵۶۳٫۱ مگابایت

قابلیت انتقال

ندارد

زمان

۴ ساعت و ۶ دقیقه

حجم

۵۶۳٫۱ مگابایت

قابلیت انتقال

ندارد

قیمت:
۱۱۵,۰۰۰
تومان