با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
روزنامه مرد عزلت گزین

دانلود و خرید کتاب روزنامه مرد عزلت گزین

مجموعه شعر

۴٫۵ از ۲ نظر
۴٫۵ از ۲ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب روزنامه مرد عزلت گزین  نوشته  جواد مجابی  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب روزنامه مرد عزلت گزین

کتاب روزنامه مرد عزلت گزین مجموعه اشعار جواد مجابی است که در قالب شعر نو و سپید سروده شده است. 

این کتاب مجموعه جدید‌ترین اشعار جواد مجابی است که اولین بار در سال ۱۳۹۹ در نشر چشمه منتشر شده است. شاعر با نگاهی عمیق و کلماتی ساده به دل مسائل و مشکلاتی سرک می‌کشد که در جوامع امروزی دیده می‌شوند. 

کتاب روزنامه مرد عزلت گزین را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم 

روزنامه مرد عزلت گزین برای طرفداران شعر نو فارسی و دوست‌داران شعر معاصر جذاب است. 

درباره جواد مجابی

جواد مجابی شاعر، نویسنده، طنزپرداز و نقاش و منتقد ادبی معاصر، در مهرماه سال ۱۳۱۸ به دنیا آمد. او  تحصیلاتش را در رشته‌های حقوق و اقتصاد تا مقطع لیسانس و دکترا ادامه داد و از دانشگاه تهران فارغ‌التحصیل شد. او تا به حال ده‌ها کتاب تأثیرگذار و پرطرفدار داستانی و شعر منتشر کرده ‌است. از میان آثار او می‌توان به کتاب‌های وطن روی کاغذ، به قول مردم گفتنی، روزنامه مرد عزلت گزین و در این اتاق‌ها اشاره کرد.

جواد مجابی بارها از سوی مجامع اروپایی و آمریکایی برای سخنرانی درباره هنر و ادبیات ایران دعوت شده‌ و یکی از نمایندگان شاخص ادبیات معاصر ایران محسوب می‌شود. 

بخشی از کتاب روزنامه مرد عزلت گزین

اشاره به گردبادی در آفاق

که با خود خواهد برد هر چه را.

نیاکان غبارین می‌‌‌‌‌آمدند هیاهو کنان.

کتیبه‌‌‌‌‌ای پیش رو از نقوش سنگی

صحیفه‌‌‌‌‌ای پشت‌‌‌‌‌سر از خون دل

جهانده شدیم از حصار الفبای ناخوانامان.

بردندمان در منازل نامعلوم هوا

گفتیم این‌‌‌‌‌جاست پایان و

جایی و مجالی نه برای فرود آمدن.

***

در باغ اندوهم قدم می زنم

غروب پشت سرم هستی یا پیش رو؟ 

نمی‌دانم اما حس می کنم که هستی! 

سکوت ناگزیر، به یادمان می‌آرد گرازها که باغ را شخم زدند

از هجوم وحشت زا بر این درخت

رد خنجر دندان‌ها، بر عصب من بر این گلخانه

شلاق دم‌هاشان و پرز خیس از خون گل‌هامان

علف به علف بی‌خوابی کشیده‌ایم و تحقیر بیدار بودن مان.

گفتنی نیست این ها، همه می‌دانند حالا.

می آیی نزدیک‌تر

می‌خواهی چیزی به من بگویی که تا حالا نگفته‌ای 

مگو! 

نظری برای کتاب ثبت نشده است
بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۶۷)
شبانه، دور از چشم خویش و بیگانه به پروانه‌ای رقصان نگاه کردم شبانه دور از چشم خویش و بیگانه گونهٔ فرزندم را بوسیدم شبانه چنان که کسی نفهمد بر مزار مفقود، پدر را به‌اشک صدا کردم. روزانه پنهان شدم در رخدیس استعاره سخن گفتم با دهان دیگران و رفتم به راه این‌وآن با عقل ابلهان زندگی‌ام را خشت‌به‌خشت ویران کردم شهروندی درنظرنیامدنی با یک زندگی نامریی و قلبی که می‌خواست بترکد. روزانه با تشویش جان ملتهبم محو و گم در آیین مُردگانی. شباروز، وزش دود راه نفس را می‌گشود. گل‌ها نمی‌ترسیدند و پروانه‌ها و کودکان آن‌ها ندیده بودند سرگذشتی که ما را درربود وقتی انتحار جمعی با ما عکس یادگاری می‌گرفت.
آسو:))) سهميه بانوى نويسنده
بیرون می‌جهم به هوای رهایی کاخی بلند و دورش باغ و کوهی پشتش با من بیرون پریده در شب تابستانی سعدآباد. بلبل از فراز، به پهلوی سرودی می‌خواند خوش هزاران دل و دیده، سرود را هم‌صدا به آسمان رسانده جوانان در آمدشدی شگرف و شاداب از خیابان‌های عشق‌ممنوع و گاه میسّر میدان‌های مین و متن خطر، در گذر. از حکایت برگذشته و سیمرغ را از نزدیک دیده‌ایم. نمی‌شناسم دختر و پسر را و می‌شنوم از آنان: «دیدی رسیدی عاقبت به جشن کیانی با ما، مهمان موسیقی جوان و کلام کهن.» من به جای تمام رفیقان مُرده‌ام از آن حکایت اندوه‌بار... به غرش درمی‌آید از سکوت دیرینش فلات ایران: «شما تنها حکایتی که گفته شود نیستید!» روز که آغاز کرده خودش را، با ما هم‌دلانه: «تنهاتان نمی‌گذاریم!»
آسو:))) سهميه بانوى نويسنده
آخر هفته آخر هفته خواستم برگردم به ابتدایش: کودکی‌ام چرا باید از راه رفته برگشت هوای عمر دوباره یا لذتی در گذشته نهفته؟ با آهن‌دلی که یافته‌ام این سال‌ها ایستاندن کودکی ــ شاید ـ آسان‌تر از توقف دیرسالی باشد.
آسو:))) سهميه بانوى نويسنده
از دوشنبه شعری از من می‌خواند مرا نیافته، گم کرده است در شعرم کسی دیگر را یافته با شباهتی عجیب به خودش.
آسو:))) سهميه بانوى نويسنده
اول هفته لذت سفری که می‌خواهم بروم در کافه‌ای مختصر می‌شود در خیابانی شلوغ و آفتابی انبوه آدمیان آزاد و عاشق که می‌رقصند و می‌نوشند و می‌خوانند با هم: به سفر باید رفت به هوای کافه‌ای که در آن...
آسو:))) سهميه بانوى نويسنده
بر دوشنبه هیچ از من نخواهید دانست کتاب‌هایم کور و کرند از آن‌چه بوده‌ام و می‌شد باشم
آسو:))) سهميه بانوى نويسنده
با خود می‌بردیم دربه‌در گور عزیزان‌مان را تنها دارایی که نمی‌بایستی به شیار پوزه و سم یورشگران وامی‌گذاشتیم. ما بی‌کشور مفقود که خاطرهٔ نازنینان بود سیمایی نداشتیم در آب‌های جهان.
نورا
پس از وقت با چرخیدن این سیاره، روزی آمد که ناگزیر پیاده شدیم از آن اما جایی نرفتیم که پیش از این نشانی‌اش را می‌دادند. نسل‌هایی آمدند که حال سیاره را کمی خوب و اندکی بدتر کردند دوباره سیاره رسید بدان‌جا که روزگاری پیاده شدیم بی‌آن‌که از ما بخواهد یا ما خواسته باشیم هوش گم‌شدهٔ ما، جایی در همین حوالی، ما را یافت دوباره سوار سیاره کرد. آخر وقت پس از هفتاد و اند شیداتر از وقتی که اولین کتابم را شیرازه بستم اندوه‌شادی‌ام را در سایهٔ درختان شهریور ردیف کردم کتاب‌ها از باغ بیرون می‌روند بزرگراه شمالی را درمی‌نوردند و میدان‌ها را. دختران شهر سطری از آن را می‌خوانند پسران جوان گاهی بیتی از آن را از بر دارند شعرها، اما نشان کودکان فرداها را می‌جویند
آسو:))) سهميه بانوى نويسنده
اردوی عاجزان رانده از بیداد فقر به دوزخ بی‌پناهی! اندام‌های لاغرتر از ترحم و انصاف انسانی! چشم‌های پُرتضرع به دست یاریگران غایب! منتهای ظلم ناانسان‌شده‌ها به انسان! کودکان! بی‌گناهانی که هر جا قربانی تعصب‌اید! نمی‌توانم نگاه کنم، دیوانه می‌شوم از کابوس زیستن در اردوی مغلوبان فقر و ستم نرستم هرگز طاقت تحمل این مصیبت بی‌پایان، دیگر با من نیست.
آسو:))) سهميه بانوى نويسنده
چهارشنبهی از نهان‌گاه پیچ‌درپیچِ ظلمت به روشنای دور خیره بودم روشنی از کجا می‌آمد از رخنه‌ای، دری شاید که دشمن نیز می‌تواند از آن به پنهان‌ترین واپس نشستنم یورش آرد. لرزان از عمق ترس‌هایم، ربوده می‌شدم تا روشنای کُشنده. چهارشنبهٔ دیر دوست داشتنت، دشنه‌ای بود بر رگم دشمنت نشدم از بس دوست داشتنت. نردبانی‌ست که دیوانگی به پلهٔ اول وامی‌ایستد. اگر تو آن نبودی در خون من شناکرده به ساحلی درمی‌آمدیم از عشرت و تن‌آسانی دوستانه دشمنی کردن دشمنانگیِ عاشقانه را شاید که روزگار ترا آموخت.
آسو:))) سهميه بانوى نويسنده

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۲۳۵ صفحه
قیمت نسخه چاپی۴۲,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۸/۱۱/۱۳
شابک۹۷۸-۶۲۲-۰۱۰۶۱۱-۱
تعداد صفحات۲۳۵صفحه
قیمت نسخه چاپی۴۲,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۸/۱۱/۱۳
شابک۹۷۸-۶۲۲-۰۱۰۶۱۱-۱

تجربه بهتر در اپلیکیشن