با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
مردی از ژلاری

دانلود و خرید کتاب مردی از ژلاری

حکایت یک عشق

۵٫۰ از ۲ نظر
۵٫۰ از ۲ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب مردی از ژلاری  نوشته  کویتا لگاتووا  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچه

معرفی کتاب مردی از ژلاری

کتاب مردی از ژلاری حکایت یک عشق است که در زمان جنگ جهانی دوم رخ می‌دهد. کویتا لگاتووا نویسنده اهل چک این حکایت عاشقانه را نوشته و فرناز تیمورازف به فارسی ترجمه کرده است.

این کتاب برنده جایزه ادبی چک است. در سال ۲۰۰۴ فیلمی به نام ژلاری از روی این رمان ساخته شد و به عنوان نامزد جایزه اسکار بهترین فیلم خارجی زبان انتخاب شد. 

درباره کتاب مردی از ژلاری

این داستان عاشقانه در زمان جنگ جهانی دوم می‎گذرد، نازی‎ها کشور چک را اشغال کرده‌اند. زن جوانی که در پراگ پزشکی خوانده و به تازگی مشغول به کار شده است به یکی از استادان میانسالش دل می‌بازد. همین عشق او را عضو گروه پارتیزانی آن‌ها می‌کند. کارش جابه‌جا کردن نامه‌ها و اعلامیه‌ها است. اما همین کار جان او را به خطر می‌اندازد زیرا گشتاپو به دنبال آن‌ها است. او برای فرار از دست گشتاپو به روستای ژلاری می‌رود و ...

کتاب مردی از ژلاری را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم 

علاقه‌مندان به رمان‌های خارجی را به خواندن کتاب مردی از ژلاری دعوت می‌کنیم.

درباره کویتا لگاتووا

کویتا لگاتووا، نویسنده اهل چک، با نام حقیقی وییِرا هوفمانووا ۳ نوامبر ۱۹۱۹ متولد شد. او هرگز وارد حزب کمونیست نشد و به سیاست‎های دولت اعتماد نداشت. او با استفاده از نام‎های مستعاری که از دوستانش وام گرفته بود، نوشته‎هایش را منتشر می‎کرد. او پس از نگارش کتاب تندیس‌ها به مدت بیش از بیست سال دست به قلم نبرد. مردی از ژلاری را در سال ۲۰۰۱ نوشت. کویتا لگاتووا در ۲۲ دسامبر ۲۰۱۲ چشم از دنیا فروبست.

بخشی از کتاب مردی از ژلاری 

اگر آینه‌ای پیش رویم بود، یقیناً خود را لبخند بر لب می‌دیدم. یاد چهره ریخارد افتادم در لحظه‌ای که پاکت را به دستم داد. برای اولین بار ترس در چشمانش خانه کرده بود. گفته بود خدا پشت ‌ و پناهت باشد. ذهنم بیش از این جملهٔ دعایی درگیر مسئله‌ای بود که بین ما دو نفر فاصله می‌انداخت. ریخارد عضو گروه برادران کلیسای پروتستان بود.

من به چیزی اعتقاد نداشتم.

با وجودی که ذاتاً ترسو بودم و زود ترس برم می‌داشت، با آرامش جلو رفتم بی‌آنکه هراسی به دلم راه دهم یا احساس خطر کنم. خوشبختانه این مأموریت‌ها همیشه زود به اتمام می‌رسید. روز امتحانم موانع اولیه، یعنی تپش قلب شدید و دستان خیس از عرق، یقیناً ثابت کردند که به نفع من هستند. ریخارد عکس‌العملی سخاوتمندانه و دلسوزانه نشان داد و به من فرصت داد تا از درون، خودم را بسازم. هرگز با تشویق و ترغیب وادارم نکرد.

شاید دقتم قانعش کرده بود. به هر حال به چیزی که در وجودم نهفته خیلی زود پی برده بود.

در ترم سوم، شغل دستیاری را به من پیشنهاد داد؛ از آن به بعد همدیگر را بیشتر می‌دیدیم. پیش از آنکه متوجه شوم بر باد رفتم.

دخترجان، بیش از حد مجاز از شما خوشم می‌آید.

این حرف مرا برد بر فراز بلندترین قله دنیا، آن‌قدر بالا که با کمبود اکسیژن مواجه شدم و کم مانده بود غش کنم.

او شوهر یک زن دیگر بود و پدر دو پسر. علم به این مطلب باید مرا بازمی‌گرداند به زمین واقعیات، اما بازنگرداند. دریافتم که انسان زیاد نمی‌تواند برای خودش تصمیم بگیرد. چقدر راحت به این نتیجه رسیدم!

نظری برای کتاب ثبت نشده است
بریده‌ای برای کتاب ثبت نشده است

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۱۷۲ صفحه
قیمت نسخه چاپی۲۲,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۷/۰۹/۰۹
شابک۹۷۸-۶۰۰-۸۰۶۶-۹۱-۰
تعداد صفحات۱۷۲صفحه
قیمت نسخه چاپی۲۲,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۷/۰۹/۰۹
شابک۹۷۸-۶۰۰-۸۰۶۶-۹۱-۰