با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
کتاب عروسک‌خانه اثر هنریک ایبسن

دانلود و خرید کتاب عروسک‌خانه

۴٫۶ از ۵ نظر
۴٫۶ از ۵ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب عروسک‌خانه  نوشته  هنریک ایبسن  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب عروسک‌خانه

کتاب عروسک ‌خانه نوشته هنریک ایبسن است، این کتاب با ترجمه بهزاد قادری است. این کتاب یکی از تاثیرگذارترین و مشهورترین نمایشنامه‌های مدرن است. 

درباره کتاب عروسک‌خانه

زن جوان و زیبا با دست‌های پر از خرید شب کریسمس به خانه برمی‌گردد. او که شاد است و آواز‌خوان، با شیوه‌های خود شوهر را از اتاق کارش بیرون می‌کشد. این‌جا گپ و گفتگویی پیش می‌آید سرشار از خوش‌بینی به آینده و زندگی. زن ناز می‌فروشد و شوهر ناز می‌خرد. در این دم، همه چیز می‌درخشد و نوید می‌دهد، ولی زندگی آبستن رویدادهاست و به‌زودی چهره‌ی دیگری به خود می‌گیرد.

عروسک خانه، داستان زن خامی است که ناگهان چشم به چندوچون زناشویی و دروغی که زندگی‌اش را بر آن بنیاد نهاده باز می‌کند. می‌بیند شوهرش، پدر سه فرزندش، بیگانه‌ای بیش نیست که همواره با او چون بچه و دارایی خود رفتار کرده است. درمی‌یابد که خوشبختی‌اش دروغین بوده و خودش، نه آدمی آزاد و برابر، که عروسکی و خانه‌اش نه خانه، که عروسک‌خانه‌ای بوده است. این چشم‌گشایی، او را بر آن می‌دارد که همه چیز خود را رها کند و در جست‌و‌جوی حقیقت، خود و ارزش‌های خود، پا به دنیای واقعی بگذارد.

خواندن کتاب عروسک‌خانه را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به تمام علاقه‌مندان به ادبیات نمایشی جهان پیشنهاد می‌کنیم.

بخشی از کتاب عروسک‌خانه

خانم لینده: نوراجون، خب همین الان همهٔ مشکلاتت رو تعریف کردی برام.

نورا: پوه‌ه‌ه... همین چیزای جزئی! (آهسته) اصل‌کاریش مونده هنوز.

خانم لینده: اصل کاری؟ منظورت چیه.

نورا: تو خیلی از بالا بهم نگاه می‌کنی، کریستینا، ولی نباید همچین کاری بکنی. به خودت می‌نازی که یه عمر برای مادرت حسابی جون کندهٔ.

خانم لینده: از بالا که مطمئنم به کسی نگاه نمی‌کنم. ولی درسته؛ وقتی می‌بینم تونستم کاری کنم مادرم روزای آخر عمرش دغدغه‌ای نداشته باشه، خوشحالم و افتخار می‌کنم.

نورا: وقتی هم به زحمتایی که برای برادرات کشیدهٔ فکر می‌کنی، افتخار می‌کنی.

خانم لینده: گمونم حق داشته باشم.

نورا: آره حتماً. ولی بذار برات یه چیزی رو تعریف کنم، کریستینا. منم چیزی دارم که بابتش خوشحال باشم و بهش افتخار کنم.

خانم لینده: خب، حتماً. ولی منظورت چه کاریه؟

نورا: هیس! بلند حرف نزن. فکر کن، توروالد بشنوه اینا رو! اون اصلاً نباید بفهمه... هیشکی نباید از ماجرا بویی ببره، کریستینا. هیشکی جز تو.

خانم لینده: خب، چی هست این حالا؟

نظری برای کتاب ثبت نشده است
بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۲)
مقدس‌ترین پیمان یک زن وظیفه‌ش نسبت به شوهرش و بچه‌هاش نیست؟ نورا: من وظایف دیگه‌ای هم دارم که به همون اندازه مقدسن. هلمر: نه وظیفهٔ دیگه‌ای نداری. منظورت کدوم وظایفن؟ نورا: وظایفم نسبت به خودم. هلمر: تو قبل از هر چیزی یه زنِ شوهردار و یه مادری. نورا: دیگه به همچین چیزایی اعتقاد ندارم. من فکر می‌کنم قبل از هر چیزی یه آدمم، همون‌قدر که تو آدمی... یا درهرحال، باید سعی کنم آدم بشم.
Nostalgia
هلمر: من حاضر بودم شب و روز با روی باز برات کار کنم، نورا... غم و محرومیت رو به‌خاطر تو تحمل کنم. ولی هیچ مردی شرفش رو فدای کسی که دوستش داره نمی‌کنه. نورا: هزارها زن این‌کارو کرده‌ن.
Nostalgia

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۱۴۴ صفحه
قیمت نسخه چاپی۲۲,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۷/۰۸/۲۸
شابک۹۷۸-۶۰۰-۷۸۰۶-۸۲-۱
دسته بندی
تعداد صفحات۱۴۴صفحه
قیمت نسخه چاپی۲۲,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۷/۰۸/۲۸
شابک۹۷۸-۶۰۰-۷۸۰۶-۸۲-۱