با کد تخفیف Salam اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
کتاب داستان یک روح اثر مری داونینگ هان

دانلود و خرید کتاب داستان یک روح

۴٫۲ از ۱۲ نظر
۴٫۲ از ۱۲ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب داستان یک روح  نوشته  مری داونینگ هان  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب داستان یک روح

کتاب داستان یک روح نوشته مری داونینگ‌هان است. این کتاب روایت خانواده‌‌ی دانیل و اریکا است که بعد از یک ورشکستگی مالی بزرگ، مجبور می‌شوند به ویرجینیای غربی سفر کنند­ و در محله ­ای ساکن شوند که درباره آن داستان‌های خوبی گفته نمی‌شود.

درباره کتاب داستان یک روح

 همه درباره‌ی محله‌ی زندگی اریکا و دانیل می‌گویند که آن‌جا روح وجود دارد. نزدیک به پنجاه سال قبل در خانه آن‌ها، دختری به نام سلین ربوده شد. عمه خانم زن عجیبی است که هر پنجاه سال یک بار، دختری را می­‌دزدد.  داستان یک روح، شرح خواندنی و جذاب اسارت اریکا در چنگ عمه­ خانم و تلاش برادرش دانیل برای نجات او است. دانیل باید علاوه بر نجات اریکا، طلسم عمه­­ خانم را هم بشکند تا پس از این، او نتواند هیچ دختری را به بدزدد. انگیزه­‌ی عمه­ خانم در دزدیدن دختربچه ­ها چیست؟ آیا دانیل و اریکا موفق می­‌شوند طلسم او را بشکنند؟ داستان یک روح، کتابی هیجان‌انگیز و بی‌نظیر است.

خواندن کتاب داستان یک روح را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به تمام نوجوانان علاقه‌مند به داستان های پرهیجان و عجیب پیشنهاد می‌کنیم

بخشی از کتاب داستان یک روح

چراغ‌های ماشین در جاده بالا و پایین می‌رود. ماشین بزرگی کنار خانه می‌ایستد. حتی در تاریکی هم هر کسی می‌تواند ببیند که آن‌جا چه ویرانهٔ زهواردررفته‌ای است. آماده است تا با وزش اولین تندباد فرو بریزد.

درهای ماشین باز می‌شود و چراغ داخلش روشن می‌شود. پیرزن دختر را می‌بیند؛ درست همان کسی که لازم دارد. بچه که عروسکی را محکم بغل گرفته از ماشین پیاده می‌شود. پیرزن بوی ترس به مشامش می‌خورد. دختر از این خانهٔ تاریک و قدیمی می‌ترسد. دلش نمی‌خواهد این‌جا زندگی کند. خب زیاد هم آن‌جا نمی‌ماند، مگر نه؟

اسم دختر همراه با باد از میان دشت تاریک گذشته و نزدیک پاهای پیرزن افتاده است. اریکا. ای ـ ریک ـ آه. خوشش می‌آید که اسم را این‌جور کش بدهد؛ به‌خصوص بخش آخر را. زمزمه می‌کند: «ای ـ ریک ـ آه، ای ـ ریک ـ آه.» اسم دختر به‌آرامی در هوا شناور می‌شود. مثل یک رشته ابریشم سیاه خش‌خش می‌کند و با باد می‌رود و خودش را به گوش دختر می‌رساند.

پیرزن می‌بیند که دختر مضطرب می‌شود و اطراف را نگاه می‌کند و به مادرش نزدیک‌تر می‌شود. پیرزن زمزمه می‌کند: «آره‌ه‌ه... این کار رو می‌کنی. ای ـ ریک ـ آه، ای ـ ریک ـ آه.»

دوباره روی یک پا می‌جهد و به همراهش می‌گوید: «وقت رفتنه پسرجون. ولی هیچ نگران نباش. به‌زودی می‌بینیمش. خودِ خودشه. اون مال ماست.»

همین که خانواده وارد خانهٔ جدیدش می‌شود، پیرزن و رفیقش هم دردل تاریکی فرو می‌روند و راه خانه را پیش می‌گیرند. 

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۱۰)
bookisland_fatemeh
۱۳۹۹/۰۷/۲۶

زیاد ترسناک نیست، مهم همین زیبا بودنش هست و کلا قلم مری داونینگ هان خوبه اما کتاب شبح شصت و هشتم مری داونینگ هان از این قشنگ تره.

シ︎دختر کتابخونシ︎
۱۴۰۰/۰۸/۰۸

کتاب خوبی بود....حس و حال عجیبی داشت....اصلا هم ترسناک نبود....🧡🚶🏽‍♀️🤝🏼

پری ناز
۱۳۹۹/۱۲/۰۸

عالی بود پیشنهاد میکنم حتما بخونید زیاد ترسناک نبود

ghazal
۱۳۹۹/۰۷/۲۸

عااااالی

کاربر ۲۸۱۳۴۳۸
۱۳۹۹/۱۲/۱۱

من که لذت بردم یکی از بهترین رمان های زندگی ام بود که خواندم و توصیه می کنم که حتی شما دوست عزیز این را بخوانید مخصوصا قسمت گم شدن اریکا خیلی خوب بود

yuzu
۱۴۰۱/۰۶/۰۹

چرا این نویسنده انقدر قلمش خوبه؟:) اولین کتابی نیست که از خانم داونینگ هان خوندم . این نویسنده از چیزای ساده چنان داستان هایی میسازه که ارزش خوندن دارن:)))

Dr.Kimiya
۱۴۰۰/۰۷/۲۲

خیلی زیبا بود🌺 اگه داخل شب بخونید بعضی از قسمت ها خواهید ترسید حتما مطالعه کنید 🌼⚘

نویسنده
۱۴۰۰/۰۶/۰۵

مثل بقیه کتابای این نویسنده عالی بود و کلی هیجان داشت 😍 خیلی پیشنهاد میشه💙💙

ayleh kav
۱۴۰۱/۰۶/۱۵

داستان خوبی داشت فقط یکم بچگانه بود😊

maki
۱۴۰۰/۰۸/۰۲

لطفاً کتاب تا پایان این فصل تعطیل است از این نویسنده رو هم قرار بدید 🙏

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۶)
دنیایی که اجازه می‌دهد من پوتین ضدآب داشته باشم و یک نفر دیگر کفش تنیسِ سوراخ، حتماً ایرادی دارد.
:)Eʀɪᴄᴀ
شاید اگر مثل آدم‌های شجاع رفتار می‌کردم، شجاع می‌شدم.
:)Eʀɪᴄᴀ
خانه‌های خالی این خاصیت را دارد که همیشه آدم می‌فهمد در خانه تنهاست.
:)Eʀɪᴄᴀ
همیشه وقتی چیزهایی بهتر از چیزهای دیگران داشتم، عذاب وجدان می‌گرفتم. دنیایی که اجازه می‌دهد من پوتین ضدآب داشته باشم و یک نفر دیگر کفش تنیسِ سوراخ، حتماً ایرادی دارد.
:)Eʀɪᴄᴀ
همیشه وقتی چیزهایی بهتر از چیزهای دیگران داشتم، عذاب وجدان می‌گرفتم.
:)Eʀɪᴄᴀ
«ما داستان خودمون رو ساختیم، این‌طور نیست؟ شبیه به داستان‌هایی که قصه‌گوها، اون قدیم‌قدیم‌ها که دور آتش می‌نشستن، برای هم تعریف می‌کردن و داستان‌هاشون باعث می‌شد شب تاریک رو از یاد ببرن.»
:)Eʀɪᴄᴀ

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۱۹۲ صفحه
قیمت نسخه چاپی۳۹,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۶/۰۱/۲۵
شابک۹۷۸-۶۰۰-۴۶۲-۲۱۱-۰
تعداد صفحات۱۹۲صفحه
قیمت نسخه چاپی۳۹,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۶/۰۱/۲۵
شابک۹۷۸-۶۰۰-۴۶۲-۲۱۱-۰