با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
کتاب آثار نایاب صادق هدایت اثر جهانگیر هدایت

دانلود و خرید کتاب آثار نایاب صادق هدایت

۳٫۷ از ۱۵ نظر
۳٫۷ از ۱۵ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب آثار نایاب صادق هدایت  نوشته  جهانگیر هدایت  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب آثار نایاب صادق هدایت

جهانگیر هدایت در کتاب حاضر آثارب نایاب عموی خود، زنده‌یاد صادق هدایت، نویسنده نامدار ایرانی را گردآوری کرده است. این اثر برای نخستین‌بار است که منتشر می‌شود و شامل آثاری از خود صادق هدایت و ترجمه‌های او اعم از داستان، طنز و چند پژوهش‌ فرهنگی است.

 درباره کتاب آثار ناب صادق هدایت.

 این کتاب دربردارنده آثار صادق هدایت در فصله سال‌های ۱۳۱۰ تا ۱۳۲۵ است که بعضی ‌از آنها با نام‌های مستعاری همچون منشی حضور، ق. مسکین‌جامه، پ. مازیار، ا. م، علینقی پژوهش‌پور، محمدرحیم گردان‌سپهر و یا ص. ه. امضا شده و در روزنامه‌ها و مجلات پراکنده چاپ شده است.

در ابتدای هر یک از این آثار مقدمهٔ کوتاهی آمده و اطلاعات بیشتری دربارهٔ اثر داده شده است. در این کتاب آن‌چه صادق هدایت نوشته ویراستاری نشده و اصالت نوشتهٔ هدایت حفظ شده است ولی در سایر موارد ویراستاری لازم انجام شده است.

 خواندن کتاب آثار ناب صادق هدایت را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب نمایانگر فعالیت‌های متنوع و ارزشمند ادبی صادق هدایت حدود ۷۰ تا ۸۵ سال قبل است و بدون شک برای خوانندگان امروزی خواندنی است. 

 بخشی از کتاب آثار ناب صادق هدایت

ماه بی‌صاحب

ماه با صورت بی‌رنگ و قیافهٔ اخم آلود و یک چشم کور که از عشقبازی با خورشید به یادگار داشت دور زمین می‌گشت و دنبال او در فضا می‌غلطید.

قیافه اش نشان می‌داد که از این کار بی معنی به تنگ آمده اما جرأت نفس کشیدن ندارد، ناگهان مثل این که پایش دررفته یا کسی او را هول داده باشد تکانی خورد و پیش از آن که روبرگرداند و تکه تکه شدن ارباب قدیم خود را به چشم به بیند چندین میلیون بار معلق خورد. بعد تنها و بی تکیه گاه به راه افتاد، راهی که اول و آخرش پیدا نبود. وحشت و حرکت سریع او را گرم کرده بود. یخ‌های روی پشتش کم کم آب شد و علف سبزی سطح خاک‌ها را پوشاند. اما گرما کم کم بیشتر می‌شد. علف‌ها خشک شد. ماه حس می‌کرد که در تب ۲۵۰ درجه می‌سوزد. نمی‌دانست چه کند. گاهی از کنار بعضی ستاره‌ها می‌گذشت. آن‌ها چشمکی می‌زدند و دعوتش می‌کردند و ماه کمی راه خود را کج می‌کرد تا به طرف آن‌ها برود اما ناگهان یادش می‌آمد که حالا باید باز حلقه نوکری این ستاره را به گردن بیندازد و چنانکه تاکنون اسیر زمین بود تا عمر دارد دور این ستاره بگردد و تملقش را بگوید و دم او را توی بشقاب بگذارد به این جهت منصرف می‌شد و از او دوری می‌کرد. صدهزار سال گذشت و ماه بی صاحب هنوز سرگردان بود.



سایر کتاب‌های جهانگیر هدایت

مشاهده همه

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۲)
mohammad reza akbarian
۱۴۰۰/۰۶/۱۱

برای کسانی که وجهه دیگری بغیر از داستان نویسی از هدایت رو میخوان ببینن عالیه

علی انصاری
۱۴۰۰/۰۹/۲۶

مگه میشه نوشته یِ صادق هدایت باشه و جذاب و عالی نباشه ☘️☘️☘️

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۲۴)
کدام آبادی؟ مغول‌ها که آمدند دیگر آبادی نگذاشتند!
محمدرضا
چیزی که شگفت انگیز بود، ترس او به کلی ریخته بود؛ نه از ببر می‌ترسید و نه از پلنگ، بلکه برعکس مقدم آن‌ها را آرزو می‌کرد تا از درد و رنج او را برهانند.
محمدرضا
شاید یک دقیقه نگذشت که حس کرد با تمام طبیعت زندگی می‌کند و هوای نمناکی را که از روی شاخه درخت‌ها می‌گذشت با لذت و آرامش تنفس می‌کرد.
محمدرضا
کاسهٔ سر از لای شکاف درخت با دندان‌های ریک زده اش می‌خندید... پیرمرد دست جوان را کشید و گفت: ـ بوریم برار، بوریم، ای مغول سایوئه. تهران ـ ۱۳۱۰
محمدرضا
شاهرخ، خم شد، دست چپش را در آب چشمه فرو برد، آب خنک پوست او را نوازش کرد و این احساس مانند جریان برق به تمام تنش سرایت کرد.
محمدرضا
پنج روز بود که شاهرخ در میان جنگل «هزار پی» ویلان و سرگردان با زخم بازویش بدون اراده پرسه می‌زد.
محمدرضا
لهجه کثیف آن‌ها را بشنود، دشمن آب و خاک خودش، کشندگان نامزدش را ببیند
محمدرضا
هنوز فریاد جگرخراش نامزدش در گوش او صدا می‌کرد
محمدرضا
همان وقتی که سر رسید، توی چهارچوب در، گلشاد را لخت و برهنه مادرزاد در بغل آن مردکهٔ مغول، ترک بیل مز، دید که دست و پا می‌زد، بازوهای لاغر خود را به سوی او دراز کرده بود و فریاد می‌کرد: ـ شاهرخ... شاهرخ کجائی؟.. به دادم برس!...
محمدرضا
موی بافته او مانند دم گاو پشت سرش آویزان بود. چه خندهٔ ترسناکی می‌کرد!
محمدرضا

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۱۲۱ صفحه
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۵/۰۷/۱۵
شابک۹۷۸-۶۰۰-۲۲۹-۳۵۵-۸
تعداد صفحات۱۲۱صفحه
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۵/۰۷/۱۵
شابک۹۷۸-۶۰۰-۲۲۹-۳۵۵-۸