
کتاب برهای در پوست گرگ
مجموعه تجربههای کوتاه ۱۲
معرفی کتاب برهای در پوست گرگ
کتاب برهای در پوست گرگ، نوشته رفیق شامی با ترجمه بیژن شکرریز، جلد دوازدهم مجموعه تجربههای کوتاه است. بیست سال پیش که مجموعه تجربههای کوتاه زیر نظر حسن ملکی برای اولینبار منتشر شد، هدفش کمک به عاشقان کتاب بود که فرصت کمی برای مطالعه داشتند. این مجموعه را نشر چشمه دوباره منتشر کرده است.
درباره کتاب برهای در پوست گرگ
بسیاری از ما در زندگی فرصت خواندن یک رمان طولانی را نداریم، یا امکان حمل کتاب را هر روز تا محل کارمان نداریم و کتابها نیمهکاره میمانند. راه چاره پناه بردن به کتابهای کمحجم و کمورقی است که میشود آنها را بهسادگی خواند. کتاب خواندن در یک نشست. بین دو ایستگاه مترو، بین محل کار تا خانه،در مسیر دانشگاه و ... مجموعهی تجربههای کوتاه بهترین فرصت است برای خواندن در وقتهای اندک، برای خواندن در ساعتهایی که فکر میکنیم هیچکدام از کتابهای کتابخانهمان را نمیتوانیم بخوانیم. با مجموعهی تجربههای کوتاه شاهکارهای تاریخ ادبیات جهان و تاریخ نمایش جهان در اختیار ما قرار میگیرد.
کتاب برهای در پوست گرگ، داستان هیلو برهای باهوش و کنجکاو است که توانایی تقلید صدای حیوانات دیگر را دارد. همین توانایی باعث می شود که وسوسه شود در پوست گرگی مرده برود و گوسفندان را بترساند. به این ترتیب او سر از گله گرگها درمیآورد و درگیر عملی ناخواسته و غیرمنتظره میشود. گرگها از هیلو، که میتواند صدای گوسفندان را تقلید کند، میخواهند که در شکار گوسفندان آنها را همراهی کند.
خواندن کتابهای مجموعه تجربههای کوتاه را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم
اگر فکر میکنید فرصتتان برای کتاب خواندن کوتاه است اما عطش خواندن و لذت بردن از دنیای کتاب شما را رها نمیکند، این مجموعه برای شما نوشته شده است.
بخشی از کتاب برهای در پوست گرگ
گرگِ سومی فریاد کشید: «بهپیش!» و بقیه دنبالاش کردند. هیلو هم پشتِ سرشان راه افتاد. همه با هم دنبالِ برهٔ کوچکی که کنار گله خوابیده بود دویدند. چوپان، که ترسیده بود، نتوانست درست تیراندازی کند. تیری در تاریکی انداخت. اما دیگر دیر شده بود. گرگها از گله دور شده بودند و داشتند برهٔ کوچک را میدریدند و هیلو هم کنارشان ایستاده بود. میلرزید و گرگها را که حریصانه گوشت بره را میخوردند نگاه میکرد. فکر کرد: «به همین راحتی تمام شد! برهٔ کوچک را دریدند. چهقدر نفرتانگیز است.» و قبل از آنکه بتواند باز هم فکر کند، یکی از گرگها به پهلویش زد و همانطور که قرچقروچکنان خرخرهٔ بره را میجوید، گفت: «عجب گرگ مسخرهئی هستی. اول کمین میکنی و زندگیت رو به خطر میندازی، بعد دست به غذا نمیزنی.» جوانترین گرگ پوزخندی زد و گفت: «لابد از ما میترسه. بیا، بیا بچهجان، ما کاری به تو نداریم.» هیلو گفت: «آخه... آخه من اصلاً گرسنه نیستم.» پیرترین گرگ با خشونت به چشمهای هیلو خیره شد و گفت: «قانون ما میگه که اگر کسی با ما همغذا نشه، خائن ئه.» هیلو که خبری از قانون گرگها نداشت، مِنومِنکنان گفت: «باشه، به احترام دوستان یه لقمه میخورم.» و بعد به برهٔ تکهپارهشده نزدیک شد. اما همین که چشماش به خون افتاد، صورتاش را با تنفر
بر گرداند. گرگ جوان گفت: «بجنب، شروع کن.» هیلو چشمهایش را بست و گازی به گوشت زد. یک مشت چیزِ چسبنده و گرم دهاناش را پُر کرد. بهسختی و با نفرت میجوید و چون یاد نگرفته بود دندانهای گرگ را به کار بگیرد، تکهگوشت را درُسته قورت داد. گرگِ بزرگ فریاد زد: «آهان، حالا شد!» هیلو چند قدمی به عقب رفت. نفسی بهراحتی کشید و چشمهایش را باز کرد. ماهِ گردِ پُرنور از بالای کوهها نورش را بر زمین میتاباند. هیلو خیلی خسته بود، چون برهها شبها خیلی زود میخوابند. ولی با تعجب میدید که گرگها لحظهبهلحظه سرحالتر میشوند. جوانترین گرگ، که هیچ چیز برایش زیباتر از زوزهکشیدن به خاطرِ دایرهٔ نقرهای ماه نبود، فریاد کشید: «ماهِ شبِ چهارده! همه آماده برای زوزهکشیدن.» هیلو دلاش میخواست بخوابد. بااینهمه به خودش فشار آورد که بهدقت به پیرترین گرگ که زوزهٔ بلند و کشیدهاش را به سوی آسمانِ شبانه میفرستاد گوش کند. پاهای بره ـ گرگ میلرزید. پیرترین گرگ ساکت شد. نفس عمیقی کشید و رویش را به گرگِ وسطی کرد و گفت: «حالا نوبتِ تو ست.» زوزهٔ این گرگ قویتر از اولی بود. هیلو فکر کرد: «الآن نوبت من میشود.» و با دلهُره زوزه را گوش داد. پیرترین گرگ اعلام کرد: «حالا نوبتِ مهمانمون ئه.» جوانترین گرگ اعتراض کرد: «نه. نوبتِ من ئه.» و پیرترین گرگ گفت: «اما اون از تو مُسنتر و قویتر ئه.»
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب برهای در پوست گرگ و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
مشخصات کتاب الکترونیکی
| نام کتاب | برهای در پوست گرگ |
|---|---|
| عنوان دیگر | مجموعه تجربههای کوتاه ۱۲ |
| موضوع | داستان خارجی |
| نویسنده | رفیق شامی |
| مترجم | بیژن شکرریز |
| انتشارات | نشر چشمه |
| سال انتشار نسخه فیزیکی | ۱۳۹۵/۰۶/۱۰ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| حجم فایل کتاب | ۴.۸۹ مگابایت |
| شابک | ۹۷۸-۶۰۰-۲۲۹-۵۹۲-۷ |
| تعداد صفحهها | ۱۹ صفحه |
| قیمت کتاب | ۱۴۰۰۰ تومان |
| برچسب | مجموعه تجربههای کوتاه |
| نسخۀ صوتی | خرید کتاب صوتی برهای در پوست گرگ |
نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
داستانی کوتاه اما خواتدی و بسیار زیبا و پر معنا نویسنده خوب باید این قدرت و هنر رو داشته باشه که تو کمترین زمان ممکن و بدون کش دادن های الکی مفهوم و اون هدف داستان رو به خواننده منتقل کنه حتما...بیشتر
کتابهای نشرتجربه برای من بسیارخاطره انگیزند. اولین بارسال ۸۲ یا ۸۳ درنمایشگاه مجموعه ای ازداستانها رو خریداری کردم وهنوزدارم. بسیارتوصیه میکنم . این کتابها برای پرکردن واستفاده بهینه از اوقات مرده درمسیرتا منزل یا محل کار بسیار مفیدند.
روایتی کوتاه، روان و پندآموز. این اثر مختصر، مفید و خوش خوان است و ارزش خواندن را دارد. *احتمال آشکار شدن داستان* نویسنده به ما یادآوری میکند که همه چیز چقدر زود میتواند تغییر کند،از تغییرِ شخصیت و رفتار خودمان گرفته تا...بیشتر