
دانلود و خرید کتاب صوتی گردو یا بهشت (روزنه ۱۳)
معرفی کتاب صوتی گردو یا بهشت (روزنه ۱۳)
کتاب صوتی روزنه ۱۳؛ گردو یا بهشت نوشته رفیق شامی با ترجمه حمید زرگرباشی و با گویندگی گروه گویندگان منتشر شده است. نشر ترانه پدرام آن را منتشر کرده است. این کتاب صوتی شنونده را به دل کوچهها و محلهای شرقی میبرد؛ جایی که بوی باقالای داغ، حلیم نخود و نان تریدشده با صدای دستفروشها و همهمه بچهها درهم میآمیزد و از دل همین فضای روزمره، قصهای سرشار از شوخی، فقر، ایمان، زیرکی و وسوسه شکل میگیرد. در مرکز روایت، راوی نوجوانی قرار دارد که باید برای خواهر تبدارش از دکان جبران، باقالا بخرد؛ جبرانی که همسایهها او را به خساست و بداخلاقی میشناسند اما همه برای مزه غذایش صف میکشند. در همین رفتوآمد ساده، ماجراهایی رخ میدهد که پای پول، دروغ، قسم، کشیش، کلیسا و خاطره دوستش یوسف را وسط میکشد و از دل یک انتخاب کوچک، دوگانهای بزرگتر میان «گردو» و «بهشت» شکل میگیرد. کتاب صوتی روزنه ۱۳؛ گردو یا بهشت با تکیهبر گفتوگوهای زنده، تصویرهای پرجزئیات از محله، و شخصیتهایی مثل جبران، شاگرد چاق او، عمو سلیم و یوسف، فضایی میسازد که هم خندهدار است و هم تلخ. گروه گویندگان با تقسیم نقشها میان چند صداپیشه از جمله نوید پدرام، حسن جبیر، محمد کربلایی، سحر حمیدی، مژگان نثر، ویکتوریا براری، نعیمه مهدویان و معین وصال، حالوهوای نمایشی به این کتاب صوتی دادهاند و شنیدن آن را به تجربهای شبیه نشستن در قهوهخانهای پرهیاهو تبدیل کردهاند که در آن قصهها دهانبهدهان میچرخد.
درباره کتاب گردو یا بهشت (روزنه ۱۳)
کتاب صوتی روزنه ۱۳؛ گردو یا بهشت اثری از رفیق شامی است که در آن یک ماجرای ظاهراً ساده روزمره به بستری برای طرح سؤالات اخلاقی و اجتماعی تبدیل شده است. داستان از صف شلوغ جلوی دکان کوچک جبران، باقالافروش بدخلق و ثروتمند، آغاز میشود؛ جایی که بچهها برای گرفتن چند ملاقه باقالا یا نخود، پولهای خردشان را در دست فشردهاند و هرکدام سعی میکند خودش را به پیشخوان چرب و چیل نزدیکتر کند. راوی نوجوان با بادیهای بزرگ که مادرش برای پرکردن آن فرستاده، در دل این صف ایستاده است و همزمان از بوی باقالا حالش بههم میخورد و از بداخلاقی جبران کلافه است. در همین فضای شلوغ، یک اشتباه کوچک رخ میدهد: جبران در لحظهای نادر میخندد و یادش میرود پول را از راوی بگیرد. همین لغزش، داستان را به سمت پرسش از وجدان، وسوسه و قیمت «بهشت» میبرد. کتاب صوتی روزنه ۱۳؛ گردو یا بهشت در چند بخش پیدرپی، ماجرا را از دکان جبران به خاطرات و قصههای دیگر پیوند میزند. شنونده با عمو سلیم آشنا میشود که همیشه میگوید مطمئنترین جا برای مخفیکردن چیزی جلوی چشم آدمهاست و از دوران فرار از سربازی در ارتش عثمانی خاطره تعریف کرده است. سپس داستان به یوسف، دوست زیباروی و فقیر راوی، میرسد؛ پسری که پدرش مرده، مادرش رختشوی است و خودش با خرید و فروش مرغ در محله پولدارها روزگار میگذراند. یکی از فصلهای بهیادماندنی کتاب، ماجرای یوسف در خانه زن پولداری است که او را به داخل میکشد، از شوهرش میترسد و یوسف را در گنجهای تاریک پنهان میکند؛ جایی که یوسف مرد دیگری را لخت و هراسان میبیند و با زیرکی، مرغش را بارها به او میفروشد و دوباره پس میگیرد تا درنهایت ۷۵ لیر به دست آورد. در ادامه، اعتراف یوسف نزد کشیش، واکنش مادر مؤمن او و گرهخوردن این ماجرا با کشیش تازه کلیسا که برادر جبران است، لایه دیگری به داستان اضافه میکند. ساختار کتاب در قالب چند روایت بههمپیوسته پیش میرود که همگی حول یک محور میچرخند: اینکه انسان در برابر پول، ترس، ایمان و وسوسه چه انتخابی میکند و «گردو یا بهشت» برای هرکدام چه معنایی دارد.
خلاصه داستان گردو یا بهشت (روزنه ۱۳)
در مرکز کتاب صوتی روزنه ۱۳؛ گردو یا بهشت راوی نوجوانی قرار دارد که از همان سطرهای آغازین، دلزدگیاش از باقالا و دکان جبران را تعریف کرده است. مادر او که لیلا، خواهر کوچکترش، تب دارد بادیه بزرگی به دستش میدهد و او را برای خرید باقالای پخته به دکان جبران میفرستد. جلوی دکان، صفی طولانی از بچهها و مشتریها برای خرید باقالا، حلیم نخود و آب نخود شکل گرفته است. جبران با خلقوخوی تند و خساست مشهورش، سه ملاقه باقالا یا چهار ملاقه نخود را به قیمت یک لیر میفروشد و همیشه از بزرگی کاسهها شاکی است. او بارها به راوی گفته است که برای پرکردن چنین بادیهای باید ۱۰ لیر بدهند و هر بار اگر دانهای اضافه در کاسه بیفتد با مهارتی عجیب آن را برمیگرداند. در روزی که داستان روایت شده، وقتی نوبت راوی میرسد جبران کاسه را پر میکند و به او میدهد اما در همان لحظه متوجه میشود جورج، یکی از بچهها، یواشکی نخود داغ از دیگ برداشته و در دهانش چپانده است. جبران مشغول دعوا با جورج میشود و در این میان، برای اولین بار میخندد؛ خندهای تیز که راوی تا آن روز از او ندیده است. در اثر همین حواسپرتی، جبران پول یک لیر را از راوی نمیگیرد. راوی با کاسه داغ در دست و اسکناس یک لیرایی که میان کف دست و کاسه پنهان کرده، از میان جمعیت بیرون میخزد و چند قدمی دور میشود که شاگرد چاق و لنگ جبران دنبالش میآید و او را متوقف میکند. شاگرد جیبهای او را میگردد، صندلهایش را از پا درمیآورد و روی زمین میکوبد تا شاید پول بیرون بیفتد اما چیزی پیدا نمیکند. راوی قسم میخورد که پولی همراهش نیست و برای تأکید، میگوید دستش روی انجیل نیست بلکه روی کاسه داغ باقالاست. شاگرد که گیج شده غرغرکنان برمیگردد و راوی با خود فکر میکند که یک لیر را نگه دارد و «بهشت» را بخرد یا آن را پس بدهد و بهاصطلاح گردو را انتخاب کند. در همین نقطه، ذهن راوی به یاد حرفهای عمو سلیم میافتد که همیشه میگفت امنترین جا برای مخفیکردن چیزی جلوی چشم آدمهاست و برای اثبات حرفش داستان پنهانشدن زیر دامن زنش را تعریف کرده بود. راوی اسکناس را همانجا، جلوی چشم همه، بین کف دست و کاسه داغ پنهان کرده است. بعد یاد دوستش یوسف میافتد و خندهاش میگیرد؛ چون هنگام قسمخوردن، ماجرای یوسف و کشیش در ذهنش زنده شده است. یوسف پسر زیبایی است که پدرش مرده، مادرش رختشوی فقیر است و خودش با خرید مرغ به چهار لیر و فروش آن به هفت لیر در محله پولدارها زندگی را میگذراند. یک روز زن پولداری از پنجره او را صدا میزند، به خانه میبرد و وقتی شوهرش ناگهان برمیگردد، یوسف را با مرغ در دست در گنجه پنهان میکند؛ جایی که مرد دیگری را لخت و هراسان میبیند. یوسف با استفاده از ترس مرد، مرغش را بارها به او میفروشد و دوباره پس میگیرد و هر بار ۱۵ لیر سود میکند تا در مجموع ۷۵ لیر به دست آورد. یوسف این پول را صادقانه جلوی مادرش میگذارد اما مادر که ایمان شدیدی دارد باور نمیکند این پول از راه درست به دست آمده باشد و میخواهد آن را به کلیسا بدهد. یوسف برای اثبات صداقتش حاضر میشود نزد کشیش اعتراف کند. در کلیسا، او ماجرا را نیمهکاره تعریف میکند و وقتی کشیش میخواهد بداند دقیقاً چه شده، یوسف که از کنجکاوی او عصبانی شده میگوید «مرغ منو تا اینجام تعقیب میکنی؟» و کشیش شروع به کتکزدنش میکند. راوی با یادآوری این ماجرا تصمیم میگیرد حتی اگر مادرش او را مجبور به اعتراف نزد کشیش کند، درباره این یک لیر چیزی نگوید؛ بهویژه که کشیش تازه کلیسای محله، برادر جبران است. در پایان روایت، راوی در ذهن خود به این نتیجه میرسد که «گردو بهتر است» و با این انتخاب، بهسوی خانه میدود؛ انتخابی که معنای عنوان کتاب را برای شنونده روشنتر میکند و نشان میدهد گاهی ترجیحدادن گردو به بهشت، یعنی انتخاب نوعی زیرکی زمینی در برابر وعدههای آسمانی.
چرا باید کتاب گردو یا بهشت (روزنه ۱۳) را بشنویم؟
کتاب صوتی روزنه ۱۳؛ گردو یا بهشت از دل یک موقعیت ساده روزمره، سؤالاتی جدی درباره وجدان، فقر، ایمان و وسوسه طرح کرده است. شنونده در ظاهر با ماجرای یک لیر گمشده، یک کاسه باقالا و چند مرغ سروکار دارد اما در عمق داستان، با این پرسش روبهرو میشود که انسان در تنگنای مالی و اجتماعی، میان «بهشت» و «گردو» چه انتخابی میکند و اصلاً این دو برای او چه معنایی دارند. این کتاب صوتی با شخصیتهایی مثل جبران خسیس و ثروتمند، یوسف فقیر و زیبا، مادر مؤمن، عمو سلیم زیرک و کشیشی که برادر باقالافروش است، تصویری چندوجهی از یک محله شرقی ساخته است؛ محلهای که در آن دین، پول، ترس، شوخی و حقهبازی درهم تنیده شدهاند. شنیدن این روایت کمک میکند شنونده به مرز باریک میان زرنگی و فریب، میان ایمان و ترس از جهنم، و میان عدالت و قضاوت شتابزده فکر کند. از سوی دیگر، اجرای چندصدایی گروه گویندگان و تقسیم نقشها میان صداپیشگان مختلف، حالوهوای نمایشی به کتاب صوتی داده است. گفتوگوهای پرکشمکش، دعوای جبران و جورج، چانهزدن یوسف در گنجه، و اعتراف او در کلیسا وقتی با صداهای متفاوت اجرا میشود، فضای شنیداری زندهای میسازد که شنونده را در دل کوچهها، صف دکان و تاریکی گنجه قرار میدهد. این ترکیب قصهگویی پرجزئیات و اجرای نمایشی، کتاب را به انتخابی مناسب برای کسانی تبدیل کرده است که بهدنبال روایتی کوتاه اما چندلایه درباره اخلاق، فقر و زیرکی در زندگی روزمره هستند.
شنیدن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
شنیدن کتاب صوتی روزنه ۱۳؛ گردو یا بهشت به کسانی پیشنهاد میشود که به داستانهای شهری و محلهای با حالوهوای شرقی علاقهمندند و دوست دارند از دل یک ماجرای ظاهراً ساده، به پرسشهای اخلاقی و اجتماعی فکر کنند. این کتاب صوتی به علاقهمندان قصههای پرگفتوگو، شنوندههایی که از اجرای نمایشی و چندصدایی لذت میبرند، و کسانی که به موضوعاتی مثل فقر، ایمان، وسوسه، زیرکی و مرز میان صداقت و فریب کنجکاوند پیشنهاد میشود. همچنین به نوجوانان بزرگتر و بزرگسالانی که دنبال داستانی نسبتاً کوتاه، پرکشمکش و سرشار از خردهماجرا هستند میتواند جذاب باشد.
زمان
۱۸ دقیقه
حجم
۱۶٫۸ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۳
قابلیت انتقال
ندارد
زمان
۱۸ دقیقه
حجم
۱۶٫۸ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۳
قابلیت انتقال
ندارد