با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
دختری که ماه را نوشید

دانلود و خرید کتاب دختری که ماه را نوشید

۴٫۵ از ۱۵۲ نظر
۴٫۵ از ۱۵۲ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب دختری که ماه را نوشید  نوشته  کلی بارن‌هیل  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب دختری که ماه را نوشید

کتاب دختری که ماه را نوشید، نوشته کلی بارن‌هیل است که با ترجمه فروغ منصورقناعی منتشر شده است. این کتاب ماجرای دختربچه‌ای عجیب است.

درباره کتاب دختری که ماه را نوشید

 زانِ پیر، جادوگر دل‌رحمی است که به نوزادان قربانی و رهاشده در جنگل کمک می‌کند و آن‌ها را در طرف دیگر جنگل به خانواده‌هایی می‌سپارد که توانایی نگه‌داری ازشان را داشته باشند.

ماجرا از روزی شروع می‌شود که زان به جای نور ستاره، نور ماه را به یکی از نوزادان می‌خوراند. زان به‌خوبی می‌داند که نباید قدرت جادویی ماه را دست‌کم بگیرد و نوزاد را به حال خود رها کند؛ پس چاره‌ای می‌اندیشد تا نوزاد با قدرتی که دارد، به خودش و دیگران آسیب نرساند. اما چگونه می‌توان مانع قدرت ماه شد؟ او راه حلی برای این موضوع پیدا می‌کند.

خواندن کتاب دختری که ماه را نوشید را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به تمام نوجوانانی که داستان‌های پرهیجان دوست دارند پیشنهاد می‌کنیم

بخشی از کتاب دختری که ماه را نوشید

بزرگان یکی‌یکی راه افتادند و بچه را همان‌جا رها کردند.

همه، به‌جز آنتین، وقتی از آنجا می‌رفتند می‌دانستند مسئله این نیست که ممکن است بچه خوراک حیوانات شود، چون این اتفاق حتماً می‌افتاد.

بچه را رها کردند درحالی‌که با اطمینان می‌دانستند جادوگری وجود ندارد. هیچ‌وقت وجود نداشته است. آنجا فقط یک جنگل خطرناک بود. یک جاده و ریسمانی که سال‌ها بزرگان به آن چسبیده بودند و نسل‌ها بود که با این ترفند از زندگی‌شان لذت می‌بردند. جادوگر و در واقع باور به جادوگر، برای ترساندن مردمِ ساده ساخته‌شده بود؛ مردم مطیع، مردم رام، مردمی که زندگی‌شان در غباری غمناک می‌گذشت. ابرهای اندوه احساساتشان را گرفته بود و مغزهایشان را از کار انداخته بود. بزرگان برای حکم‌رانی به همین‌ها نیاز داشتند. هرچند ناخوشایند بود، ولی کاری برایش نمی‌کردند.

از میان درخت‌ها که می‌گذشتند، صدای گریهٔ بچه را می‌شنیدند. ولی خیلی زود صدای گریه جایش را به صدای آرام مرداب، آواز پرندگان و ضربه‌های دارکوب‌ها به تنهٔ درختان جنگل داد. هرکدام از بزرگان پیش خودش مطمئن بود که بچه آن‌قدری زنده نمی‌ماند که صبح فردا را ببیند. دیگر هیچ‌وقت صدایش را نمی‌شنیدند. او را نمی‌دیدند و حتی به او فکر هم نمی‌کردند.

آن‌ها فکر می‌کردند او برای همیشه رفته است.

ولی اشتباه می‌کردند.

nazanin zahra
۱۳۹۹/۰۹/۱۲

کتاب خیلی زیبایی هستش🌹 و همینطور موضوع اش تکراری نبود🌺 اگه نخونید ضرر می کنید😉

ladan📚
۱۳۹۹/۰۸/۲۴

کتابش اصلا خوب نبود بلکه فوق‌العاده‌ بود واقعا تشکر میکنم از نویسنده ی محترم یک کتاب تخیلی زیبا بود واقعا لذت بخش بود حتما این کتاب رو خریداری کنید و یا حداقل اون رو دانلود کنید باتشکر

vania
۱۳۹۹/۰۹/۰۴

من این کتاب رو دو سال پیش از کتابفروشی گرفتم واقعا فوق العاده بود من همش رو یکجا خوندم داستان در مورد دختری هست که اتفاقی جادو شده و نوع داستان از اون مدل هایه که چند اتفاق پراکنده اتفاق

- بیشتر
*Haniyeh*
۱۳۹۹/۰۶/۰۱

عالیه من نسخه چاپیش رو خوندم و خیلی به وجد اومدم فضاسازی کتاب بسیار زیباست

بانوی‌عاشق!(‌꧇
۱۳۹۹/۰۶/۰۳

من نسخه چاپی این کتاب رو دارم و خوندمش حتما بخونین البته کسانی که به کتاب های تخیلی علاقه دارن

paris
۱۳۹۹/۰۶/۲۹

بی نهایت عالی😍😍 فوق العاده 😍😍 اگه بدونین چقدر خوبه😍😍 بخونید بخونید مخصوصا دخترا نوشته گفتن اسم اون دختر کوچولو زانه اما اون الان دیگه دختر کوچولو نیست اون یه مامان بزرگه 😂😂 ولی واقعا کتاب خوبیه👌👌👌

᯾𖧷☕︎♕︎ڪتاب خونــــــــــꨄ︎༆𖦹
۱۳۹۹/۰۵/۳۰

من نسخه چاپی این ڪتاب رو خوندم😘 . این ڪتاب حرف نداره عالی عالی❤ . واسه خوندنش شڪ نکنید

bookisland_fatemeh
۱۳۹۹/۰۷/۲۱

یکی از کامل ترین و بهترین کتاب های خیالیه ولی برای علاقه مندان به داستان های خیالی! در غیر اینصورت برای بقیه ممکنه جالب نباشه!

Zahra
۱۳۹۹/۰۸/۰۸

عالی بود

mohamadsadegh.mazaheri
۱۳۹۹/۰۹/۰۱

خیلی کتاب خوبی هست بیست سی صفحه اول یه کم آدمی که می خونه رو ناراحت میکنه اما بعدش خوبه

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۱۳۹)
اینکه آدم خودش را جلوی تودهٔ مردم خوب نشان بدهد، اهمیت زیادی داشت.
آوادا کاداورا
ولی مرداب تنها بود. دلش چشمی می‌خواست که با اون دنیا رو ببینه. دلش تکیه‌گاهی قوی می‌خواست که اونو ببره جاهای مختلف. دلش پا می‌خواست که راه بره، دست می‌خواست که لمس کنه و دهان می‌خواست که آواز بخونه. بعد مرداب بدنی رو خلق می‌کنه؛ هیولای بزرگی که از مرداب با پاهای قویِ خودش بیرون میاد. هیولا مرداب بود و مردابْ هیولا. هیولا عاشق مرداب بود و مرداب عاشق هیولا. درست مثل آدمی که تصویر خودش رو توُ آب آروم برکه‌ای می‌بینه و با مهربونی بهش خیره می‌شه. سینهٔ هیولا پر از گرما و احساسات زندگی‌بخش بود.
Hana
این قانون دنیاس. ما هر کاری هم که بکنیم نمی‌تونیم عوضش کنیم.
Sara.iranne
دانش همیشه از مغز نمی‌آد. بدنت، قلبت و هدفت هم هستن. بعضی وقتا حتی خاطره‌ها ذهن خودشون رو دارن.
Hana
عشق من تقسیم نمی‌شه، چندبرابر می‌شه.
♡عاشق کتاب♡
قلب از نور ستاره درست شده و زمان. رنجشِ دوری و از دست دادن در تاریکی ریسمانی ناگسستنی است که بی‌نهایت را به بی‌نهایت وصل می‌کند. قلب من برای قلبت آرزو می‌کند و آن آرزو حتمی است. وقتی دنیا می‌چرخد وقتی جهان بزرگ می‌شود و وقتی راز عشق، دوباره و دوباره در رازِ تو برملا می‌شود من رفته‌ام. ولی برخواهم گشت.
Hana
چون تو نمی‌بینیش دلیل نمی‌شه وجود نداشته باشه. بیشتر چیزای خارق‌العادهٔ دنیا نامرئی‌ان. اعتماد کردن به چیزای نامرئی تو رو قوی‌تر و شجاع‌تر می‌کنه.
♡عاشق کتاب♡
«تو از آنچه فکر می‌کنی، خیلی بیشتری.»
hedgehog
«مرگ همیشه ناگهانی‌یه.» چشم‌های گلرک درد گرفته بودند. «حتی وقتی نیست.»
♡عاشق کتاب♡
به‌هرحال با محدود کردن خواسته‌های مردم می‌تونیم بهشون بگیم سرنوشت‌شون همین بوده. این واسه مردم یه هدیه‌س. یاد می‌گیرن هر حرکتی بی‌فایده‌س. هیچ هدیه‌ای بالاتر از این نیست.
Chakavak.MH

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۲۹۶ صفحه
قیمت نسخه چاپی۴۸,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۵/۰۱/۲۵
شابک۹۷۸-۶۰۰-۸۳۴۷-۸۱-۱
تعداد صفحات۲۹۶صفحه
قیمت نسخه چاپی۴۸,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۵/۰۱/۲۵
شابک۹۷۸-۶۰۰-۸۳۴۷-۸۱-۱