معرفی و دانلود کتاب کورالاین + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب کورالاین

کتاب کورالاین

نوع کتاب
۴.۲(از ۱۳۰ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
نیل گیمن، فرزاد فربد، نرگس حسنی
انتشارات: 
انتشارات پریان
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب کورالاین

نیل گیمن( -۱۹۶۰)، نویسنده داستان‌های تخیلی است.

این کتاب درباره زندگی دختری است که تنها فرزند خانواده است و درگیر رویدادهای عجیبی با همسایه‌های مرموزش می‌شود. اگر پیش‌تر کتاب دختری که ماه را نوشید را خوانده‌اید و از فضای پررمزوراز آن لذت بردید، حتماً کورالاین را نیز بخوانید.

در بخشی از کتاب می‌خوانیم:

«... کورالاین از پله‌های بیرون ساختمان بالا رفت تا به بالاترین آپارتمان برود، جایی که در دنیای خودش پیرمرد خل‌وضع زندگی می‌کرد. قبلاً یک‌بار با مادر واقعی‌اش به آنجا رفته بود؛ وقتی مادرش داشت برای خیریه کمک جمع می‌کرد. جلوی در ایستاده بودند تا پیرمرد خل‌وضع با آن سبیل کُلفتش پاکتی را که مادر کورالاین به او داده بود، پیدا کند. خانه بوی غذاهای عجیب وغریب، توتون پیپ و بوی تند و پنیرمانند و عجیبی می‌داد که کورالاین نمی‌توانست تشخیص بدهد بوی چیست. اصلاً دوست نداشت جلوتر برود.

کورالاین داد زد: «من کاشفم.» اما در آن هوای مه‌گرفته کلمه‌هایش خفه شد و مُرد. از سرداب بیرون آمده بود، مگر نه؟

بیرون آمده بود. اما مطمئن بود این خانه از سرداب هم بدتر است.

به بالای پله‌ها رسید. بالاترین خانه زمانی اتاق زیرشیروانی بود، اما حالا مدت‌ها از آن‌زمان گذشته بود.

درِ سبز را زد. در باز شد و وارد خانه شد.

چشم داریم، اعصاب داریم

دُم داریم، دندان داریم

هرچه حقت باشد، گیرت می‌آید

وقتی برخیزیم از آن زیرزیرها.

چندین صدای زیر داشتند می‌خواندند، در آن خانه‌ی تاریکِ سقف کوتاه که حتی دست کورالاین هم به محل تقاطع دیوار و سقف می‌رسید...».

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب کورالاین و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:کورالاین
موضوع:رمان، داستان کودک و نوجوانان، فانتزی
نویسنده:نیل گیمن
مترجم:فرزاد فربد
ویراستار:نرگس حسنی
انتشارات:انتشارات پریان
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۳۹۲/۱۱/۰۱
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۱۱.۵۳ مگابایت
شابک:۹۷۸-۶۰۰-۹۳۳۱۶-۸-۰
تعداد صفحه‌ها:۱۹۱ صفحه
قیمت کتاب:۴۶۰۰۰ تومان
برچسب:بهترین‌های ادبیات داستانی

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

Elahe
۱۳۹۷/۰۴/۲۹

بچه بودم انیمیشنشو دیدم. انیمیشنش جالب بود و البته ترسناک... تا چند شب خواب اضافی رو میدیدم... خخخ

۹
بلاتریکس لسترنج
۱۳۹۷/۰۶/۰۷

این نویسند تمام کتاباش عالی بود

۰
a.m
۱۳۹۷/۰۶/۲۰

نویسنده ی عزیز ذهن خارق العاده ای داره ,عااالی بود ,ممنون از مترجم محترم و طاقچه

۰
:)
۱۳۹۷/۰۶/۱۸

من اولین بار وقتی بچه بودم انیمیشنش رو دیدم... خیلی ترسیدم و البته خوشم اومد. سی دی رو قرض دادم به یه نفر ولی بعد تو اسباب کشی کیف سی دی هاشون رو اشتباهی انداخته بودن دور و سی دی...بیشتر

۱۲
محمد
۱۳۹۷/۰۳/۱۶

معمولا فیلم هایی که از رو کتاب درست میشه به اندازه کتاب جذاب نیست. چون تو کتاب نویسنده درونیات و گذشته رو هم میتونه با حال ارایه بده و محدود به یک ونیم ساعت هم نیست. اما درمورد این داستان...بیشتر

۲
محسن
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۳/۳۱

دختر نوجوانی به اسم «کورالاین» همراه پدر و مادرش به یک خانهٔ قدیمی بزرگ رفته‌اند. خانه‌ای که ۱۴ در دارد و یکی از درها به هیچ جا راه ندارد و پشتش یک دیوار آجری است. یک روز وقتی پدر و...بیشتر

۰
حان‌حان
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۱۱/۲۵

برام جالب بود که کاراکتر "اضافی" توی کتاب وجود نداشت. یادمه می‌گفت مادربزرگش وقتی بچه بوده، خواهرش توی این خونه گم و گور می‌شه و دیگه هرگز پیداش نمی‌کنن. وقتی کورالین روح اون سه تا بچه رو می‌بینه، می‌فهمه که...بیشتر

۱
ZR...RB
۱۳۹۶/۱۱/۲۱

من چند سال پیش کارتون این کتاب رو دیدم و درسته چون سنم کم بود خیلی ترسیدم ولی وقتی دوباره دیدمش خیلی برام لذت بخش بود. به نظرم کتابش هم باید خیلی خوب باشه

۰
kunoichi2005
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۱۰/۰۹

فوق العادس من وقتی بچه بودم انیمیشنشو صد بار میدیدم.خعلی قشنگن🙂😍😜 الانم ک دارم رمانشومیخونم.بعتون توصیه میکنم🙃

۰
SAREN...1386/10/16
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۸/۱۸

من دیگه حرفی ندارم خیلی داستان قشنگی هست و کمی غمگین هستش ولی داستان جالبی بود حتما بخونید

۰
roya
۱۳۹۶/۱۲/۱۲

نوجوان بودم هم کارتونش رو دیدم هم کتابشو خوندم.کارتونش از فیلمش جذابتره ولی در کل یکم ترسناکه

۰
harry❤potter
۱۳۹۷/۰۶/۱۴

کارتونش قشنگ تره.کتابش جذابیتش کمه.اگه کارتونش رو ببینید بهتره😑😑😑

۰
zahra🌿
۱۳۹۷/۰۶/۰۸

انمیشنش خیلی قشنگتره تازه توی روبیکا قسمت کودکان رایگان میشه دید👍

۱۳
shfame
۱۳۹۷/۰۵/۱۳

موضوع جذابی داره.من انیمیشنش رو هم دیدم

۰
badliar bad liar
۱۳۹۷/۰۵/۱۳

کارتونس خیلی قشنگه من دو روز پیش دیده بودم

۰

بریده‌هایی از کتاب

Chista
۷۹
شجاع بودن به این معنا نیست که نباید ترسید. شجاع بودن یعنی اینکه ترسیده‌ای، واقعاً ترسیده‌ای، به‌شدت ترسیده‌ای، ولی تصمیم درستی می‌گیری.
ن. عادل
۴۷
بااین‌همه مغرورترین آدم‌ها را هم می‌توان با عشق در هم شکست.
ن. عادل
۴۰
باغ را گشت. باغ بزرگی بود. پشت آن، زمین تنیسی قدیمی قرار داشت، اما در آن خانه هیچ‌کس تنیس بازی نمی‌کرد.
mohammad
۳۵
افسانه‌های پریان واقعی‌تر از واقعیت‌اند؛ نه به‌این‌دلیل که می‌گویند اژدهایان وجود دارند، بلکه به‌این‌دلیل که می‌گویند اژدهایان را می‌توان شکست داد.
AS4438
۱۲
اگر هرچه می‌خواهی به‌دست بیاوری، دیگر زندگی چه لذتی دارد؟ به‌همین‌سادگی، دیگر معنایی ندارد. بعد چه می‌شود؟»
حان‌حان
۱۲
قصدم این بود که داستانی برای دخترانم بنویسم تا از طریق آنْ چیزی را به آن‌ها بگویم که خودم در کودکی نمی‌دانستم؛ اینکه شجاع بودن به این معنا نیست که نباید ترسید. شجاع بودن یعنی اینکه ترسیده‌ای، واقعاً ترسیده‌ای، به‌شدت ترسیده‌ای، ولی تصمیم درستی می‌گیری.
حان‌حان
۱۲
کورالاین گفت: «ما... می‌توانیم با هم دوست باشیم.» گربه گفت: «می‌توانیم نمونه‌ی کمیابی از گونه‌ی عجیبی از فیل‌های رقصان آفریقایی باشیم. اما نیستیم.»
a.m
۱۰
زن گفت: «کورالاین؟ خودت هستی؟» بعد برگشت. چشم‌هایش دو دکمه‌ی سیاه و بزرگ بود. زن گفت: «وقت ناهار است، کورالاین.» کورالاین پرسید: «شما کی هستید؟» زن گفت: «من آن‌یکی مادرت هستم. حالا برو به آن‌یکی پدرت بگو ناهار حاضر است.»
Book
۸
مغرورترین آدم‌ها را هم می‌توان با عشق در هم شکست.
امرالله
۳
قهوه‌ای سَمی تروتازه بود که اگر تصادفی پا روی آن‌ها می‌گذاشتی، بوی بسیار بدی می‌دادند. یک چاه هم داشت. خانم اسپینک و خانم فورسیبل در همان روز اول که خانواده‌ی کورالاین به خانه‌ی جدید آمدند، به او تأکید کردند که آن چاه خیلی خطرناک است و باید از آن دوری کند. کورالاین هم رفت تا در اطراف آن سروگوشی آب بدهد تا بداند دقیقاً کجاست و بتواند درست‌وحسابی از آن دوری کند. روز سوم آن را پیدا کرد؛ در میان علفزار انبوهی که در کنار زمین تنیس روییده و پشت ردیفی از درختان بود؛ دایره‌ای آجری و کم‌ارتفاع که تقریباً در میان علف‌های بلند پنهان شده بود. دهانه‌ی چاه را با تخته‌ بسته بودند تا کسی در آن نیفتد. یکی از تخته‌ها سوراخ کوچکی داشت و کورالاین یک بعدازظهر را به انداختن سنگ‌ریزه و بلوط به داخل