معرفی و دانلود رایگان کتاب رودخانه‌ی تیمز
تصویر جلد کتاب رودخانه‌ی تیمز
off

کتاب رودخانه‌ی تیمز

نوع کتاب
۳.۸ امتیاز(از ۱۵۳ رأی)
پدیدآورندگان: 
نیل گیمن، ریحانه کردرجبی
انتشارات: 
خانه داستان چوک

معرفی کتاب رودخانه‌ی تیمز

«رودخانه تیمز» داستان کوتاهی از نویسنده انگلیسی پرطرفدار در فضاهای مجازی، نیل گیمن است. او در توئیتر طرفدارن میلیونی دارد و از مهم ترین نویسندگان «کالت» به شمار می‌رود. نویسندگان یا فیلمسازان کالت، کسانی هستند که آثارشان دو ویژگی مهم دارند: خارج از قواعد ژانر هستند و مانند هر فرقه‌ای، گروهی طرفدار پر و پا قرص دارند. او داستان‌های گوناگونی در ژانرهای گوناگون می‌نویسد، فانتزی، تخیلی، اسطوره‌ای و آخرزمانی، به اضافه شعر و فیلم‌نامه و کمیک بوک و ترانه. داستان کورالاین که انیمیشن آن هم ساخته شد، یکی از محبوب‌ترین آثار گیمن است که آن را در ژانر وحشت نوع گوتیک برای کودکان نوشت و با این که به نظر برای کودکان خیلی ترسناک می‌آمد، بسیار محبوب شد و جوایز زیادی از جمله جایزه‌ی علمی-تخیلی بریتانیا (British Science Fiction Award)، جایزه‌ی «هوگو برای بهترین رمان»، «جایزه ی نبیولا» و «جایزه‌ی برام استوکر» را برایش به ارمغان آورد. بخش کوتاهی از داستان رودخانه تیمز: «رودخانه‌ی تیمز موجودی کثیف است. او تمام لندن را مثل یک مار یا مارماهی می‌خزد. همه‌ی رودها به او می انجامند. رود فیلت، تیبورن و ناکینجر با همه‌ی کثافات، فاضلاب و زباله‌ها، لاشه‌ی گربه‌ها و سگ‌ها، استخوان‌های گوسفند‌ها و خوک‌ها به آب قهوه‌ای رنگ تیمز جاری می‌شوند و به سمت شرق که مصب رود است می‌روند و از آنجا به دریای شمال می‌ریزند و به دست فراموشی سپرده می‌شوند.»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب رودخانه‌ی تیمز و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابرودخانه‌ی تیمز
موضوعداستان کوتاه، داستان خارجی
نویسندهنیل گیمن
مترجمریحانه کردرجبی
انتشاراتخانه داستان چوک
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۰.۱ مگابایت
قیمت کتابرایگان
برچسبمجموعه مطالعه در وقت اضافه، زمان مطالعه ۱۰ تا ۲۰ دقیقه

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

Agha_M@hdiar
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۵/۰۳

داستانی کوتاه که چند خط مانده به پایانش متوجه اصل ماجرا میشویم، این سبک جذاب به قلم نیل گیمن رو پیشنهاد میکنم.

۰
fateme
۱۳۹۷/۱۰/۲۳

《 من مادرت هستم، دریا تو را آنگونه که من دوست دارم دوست نخواهد داشت》 هیچکس و هیچکس انگونه که مادر دوستمان دارد، دوست نخواهد داشت.

۱
_SOMEONE_
۱۳۹۷/۱۰/۲۱

عجیب بود! 15 صفحه خیلی سریع تموم شد اما در کل کتاب خاصی بود.

۲
بلاتریکس لسترنج
۱۳۹۷/۱۰/۲۵

چقد خاص بود

۴
i._.shayan
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۸/۰۲

منو یاد داستانای کوتاه دیگه گیمن توی جیم مثل جادو انداخت مبهوت کننده، شوم، غیرعادی و سرشار از جادو فقط گیمن میتونه همچین چیزی بنویسه که توی چند صفحه تمام موهای تن آدم سیخ شه

۱
سینا پارسی
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۷/۰۱

جذابیت اصلی این داستان سرد و بیروح بودنشه. بیروح بودنی که از مردن اشتیاق و امید مادرانه بوجود اومد

۰
:)
۱۳۹۷/۱۰/۰۷

قشنگ بود ،ممنون از طاقچه و مترجم گرامی✌

۰
" بِـیلـی! "
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۸/۱۳

🎻✨️___ مطالعه نسخه الکترونیکی ___✨️🎻 در ابتدا، این کتاب رو بخاطر اینکه اثری از نیل گیمن، نویسنده ی فیلنامه انیمیشن محبوب من یعنی "کورالین" بود. من معنای عمیق داستان رو متوجه نشدم،ولی با این حال از خوندنش لذت بردم🤎🦥 و از همه مهم...بیشتر

۰
ata0310
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۴/۱۵

دردناک بود 😔😔 البته مادره راست هم گفت که: دریا تو را مثل من دوست نخواهد داشت 😔 بعضی اوقات باید به حرف مادر ها هم گوش داد 😀🙂

۰
neo
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۵/۱۲

ترجمه عالی نیست، ولی حتماً بخونیدش. قلم نیل گیمن جادوییه و این داستان هم شدیداََ جذاب. طوری که داستان روایت می‌شه و حس‌انگیزی می‌کنه واقعاََ هنرمندانه‌ست.

۰
shokouh
۱۴۰۰/۰۱/۲۵

چقد منو یاد این شعر فریدون مشیری انداخت ...تو مادر بیخوابی من کودک بی آرام لالایی خود سر کن از بحر خدا دریا...

۰
جو مارچ
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۳/۱۵

سبک جدیدی داشت. قشنگ بود. لذت بردم:)

۰
MoJa Ya
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۱۱/۲۴

چشمت به متنه ولی ذهنت درگیر جزییاتی که نوشته نشده!!!!! عالیه.

۰
𝘼𝙂𝘿`𝘚𝘶𝘨𝘢
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۸/۲۱

کتاب خوبی بود😊🍃💕

۰
کاربر 7783978
مطمئن نیستم.
۱۴۰۲/۱۱/۱۶

فضای بسیار ناامیدکننده و تاریکی دارد. شاید برای آن دسته از مخاطبان که جهت رفع خستگی از پیچیدگی‌های شغلی، مطالعه‌ی داستانی کوتاه را انتخاب می‌کنند، مناسب نباشد.

۱

بریده‌هایی از کتاب

_SOMEONE_
۲۷
و باران مانند اشک‌های کسی دیگر روی صورتت جاری می‌شود.
ᶜʳᶻ
۱۴
وقتی به مقصد رسیدند، همهٔ آن‌ها قسم خوردند که پسرم در طوفان غرق شده است. اما او بخاطر عشقی که زمانی بین ما بود، شب هنگام نزد من آمد و حقیقت را به من گفت و استخوان را به من داد. من به او گفتم کار بدی انجام داده‌ای جک. او پسرت بود که خوردی.
kimia
۱۱
باران بسیار پر سر و صدا است و با صدای چلپ چلوپ و تق تق، تند تند روی پشت بام‌ها می‌بارد. اگر در ابتدا این قطرات باران تمیز بوده باشند، کافیست با لندن کوچکترین تماسی داشته باشند تا آلودگی و کثافت را دریافت کنند و تبدیل به لجن شوند.
ن. عادل
۱۰
"بگیرش". وقتی چشم‌هایت به چشمانش می‌افتد می‌بینی که آن‌ها قهوه‌ای درست به رنگ رودخانهٔ تیمز هستند.
AMIRALI LASHKARPOOR
۶
گداهایی هستند که برای هر سکه‌ای که در رود خانه می‌افتد در آن شیرجه می‌زنند و سکه را می‌یابند و درحالیکه آن را در دست دارند بالا می‌آیند. آن‌ها نمی‌میرند، حداقل نه بخاطر این قضیه، هر چند هیچ گدای بالای ۱۵ سالی وجود ندارد.
هنرمند هنردوست
۵
وقتی به مقصد رسیدند، همهٔ آن‌ها قسم خوردند که پسرم در طوفان غرق شده است. اما او بخاطر عشقی که زمانی بین ما بود، شب هنگام نزد من آمد و حقیقت را به من گفت و استخوان را به من داد. من به او گفتم کار بدی انجام داده‌ای جک. او پسرت بود که خوردی.
Mohammad Bagheri
۵
او به سمت دریا رفت درحالیکه جیب‌هایش پر از سنگ بود و به راه رفتن ادامه داد. او هرگز شنا کردن را یاد نگرفت.
شاهدخت کتاب ها
۴
اوه مادر، من باید دنیا را ببینم. من باید ببینم که خورشید چگونه در استوا طلوع می‌کند و رقص شفق‌های شمالی را در آسمان قطب تماشا کنم
Hamid Reza¼
۴
من به او گفتم به دریا نرو. گفتم من مادرت هستم. دریا تو را آنگونه که من دوست دارم دوست نخواهد داشت، دریا بیرحم است.
" بِـیلـی! "
۴
اگر بخواهی حرفی بزنی باید فریاد بزنی تا در بین غرش باران صدایت شنیده شود ولی او سخن می‌گوید و تو فقط گوش می‌دهی.