معرفی و دانلود کتاب به رنگ دانوب + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب به رنگ دانوب
off
٪۵۰
subscriptionAvailable

کتاب به رنگ دانوب

مجموعه شعر

نوع کتاب
۲.۲(از ۹ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
واهه آرمن
انتشارات: 
نشر چشمه

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب به رنگ دانوب

کتاب به رنگ دانوب نوشته واهه آرمن است. قالب اشعار این کتاب سپید است و شاعر با زیباترین کلمات و بار عاطفی بالا خواننده را به عواطفش بر می‌گرداند. کتاب سرشار از احساسات و حال خوشی است که هر خواننده‌ای از شعر انتظار دارد. این حال خوش صرفا برای این نیست که خواننده خودش را در دنیای احساسات زیبا می‌بیند بلکه کشق ذوق شعری شاعر هم برای او احساس لذت به همراه دارد.

خواندن کتاب به رنگ دانوب را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به تمام علاقه‌مندان به شعر معاصر پیشنهاد می‌کنیم

بخشی از کتاب به رنگ دانوب

در سیزده‌سالگی

خرمگس را

زیباترین و

قوی‌ترین موجود زمین می‌پنداشتم

دوستش داشتم

و این شعرم را

مثل روزهای بی‌تکرار عمرم

در سیزده‌سالگی

دوست می‌دارم...

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب به رنگ دانوب و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:به رنگ دانوب
عنوان دیگر:مجموعه شعر
موضوع:شعر معاصر
نویسنده:واهه آرمن
انتشارات:نشر چشمه
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۳۹۷/۱۲/۱۴
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۰.۵۶ مگابایت
شابک:۹۷۸-۶۰۰-۲۲۹-۹۹۶-۳
تعداد صفحه‌ها:۱۲۷ صفحه
قیمت کتاب:۴۲۵۰۰ تومان
برچسب:وینش

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

someone
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۴/۰۱/۲۸

متاسفانه از هر ده شعری که ازین کتاب می‌خوانید حداکثر با یک شعر ارتباط برقرار میکنید و زیبایی ای را در آن می یابید. به شخصه این کتاب را پیشنهاد نمیکنم

۰
ماهی
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۶/۲۷

شعر خوب و تصویر خوب هم داره، من لذت بردم

۰

بریده‌هایی از کتاب

Maryam
۴۱
زیباترین حادثه همیشه کمی دیرتر از پایانِ داستان اتفاق می‌افتد...
Sheyda Shojaei
۳
من از هنگام تولدم تاکنون سقوطی بی‌پایان کرده‌ام من به درون خویشتن سقوط می‌کنم بی‌آن‌که به ته برسم
Sheyda Shojaei
۳
یک‌بار در پایان قصه با شاخه‌ای گل به بهشت رفتم همه خندیدند دستم انداختند و بیرونم کردند این‌بار با خودم پاره‌ای آتش خواهم برد به دوزخ
lia
۲
هیچ نمی‌خواهم حوصله‌ات را سر ببَرم پُرحرفی کنم و آن‌چه را که می‌دانی هی تکرار کنم تا ابد دوست دارم همین حالا غافل‌گیرت کنم بی‌مقدمه دستت را بگیرم و تا روزی که زمین می‌چرخد لُکنت بگیرم...
Sheyda Shojaei
۲
هر دو می‌خواهیم فریاد بزنیم او مثل کودکی تنها در کویر من مثل مسیح تنها بر صلیب
hosein lima
۲
زیباترین حادثه همیشه کمی دیرتر از پایانِ داستان اتفاق می‌افتد...
matbuat
۱
شِکوه کرد بمان زندگی کن میان کاغذها و میان همین کاغذها بمیر نمی‌دانم نفرینم کرد یا دعا
lia
۰
دلم می‌خواست شبی که می‌رفتی اتفاق ساده‌ای می‌افتاد راه را گم می‌کردی فاخته‌ای کوکو می‌کرد و کلیدی زنگارگرفته از آشیانهٔ خالی دُرناها به زمین می‌افتاد باران می‌گرفت بیدار می‌شدم بیدارت می‌کردم و ادامهٔ این خواب را تو تعریف می‌کردی...
lia
۰
دُن‌کیشوت را به یک دلیل بیش‌تر از دیگران دوست می‌دارم حتا بیش‌تر از خودِ سروانتس دُن‌کیشوت را به یک دلیل بیش‌تر از دیگران ورق زده‌ام بیش‌تر از دیگران مرور کرده‌ام حتا بیش‌تر از خودِ سروانتس سال‌های سال است لای برگ‌های همین کتابِ رنگ‌ورورفته اما نو مثل یک کشف تازه عکس‌های او را پنهان کرده‌ام
ماهی
۰
کودک همسایه و کبوترهایم در این عصر دلگیر به دیدنم آمده‌اند کودک همسایه و کبوترهایم از کجا می‌دانستند که در آخرین سطرهای این شعر تکه‌ای آسمان پنهان کرده‌ام یک تابِ بلند و رازی کوچک...