معرفی و دانلود کتاب گل سرخی در زد + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب گل سرخی در زدsubscriptionAvailable

کتاب گل سرخی در زد

نوع کتاب
۳.۴ امتیاز(از ۱۲ رأی)
پدیدآورندگان: 
سارا محمدی اردهالی
انتشارات: 
نشر چشمه

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب گل سرخی در زد

«گل سرخی در زد» مجموعه اشعار سارا محمدی اردهالی، شاعرو پژوهشگر علوم اجتماعی است. اردهالی تا کنون غیر از کتاب حاضر دو مجموعه شعر «برای سنگ‌ها» و «بیگانه می‌خندد» را منتشر کرده است. فضار شعرهای اردهالی در بخش اول این مجموعه سوررئال، شخصی و رویاگونه است. در بخش دوم فضاها رمانتیک‌تر و غیر شخصی‌تر می‌شوند و شعرهای بخش سوم هر کدام نام یک شخص را دارند. سیمین، احمد، لیلا، نوشین و... پرتره‌هایی هستند که با شعر ترسیم شده‌اند. بخش چهارم کتاب نیز ۱۱ شعر کوتاه دارد. می‌رود: به سویت می‌آید لیوانت را می‌اندازد می‌شکند دندان در زخمت فرو می‌کند می‌گزد تو را می‌خندد نوازشت می‌کند آب دستت می‌دهد می‌رود

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب گل سرخی در زد و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابگل سرخی در زد
موضوعشعر معاصر
نویسندهسارا محمدی اردهالی
انتشاراتنشر چشمه
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۴/۰۳/۰۹
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۰.۵۱ مگابایت
شابک۹۷۸۶۰۰۲۲۹۵۲۳۱
تعداد صفحه‌ها۱۰۳ صفحه
قیمت کتاب۶۹۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵
نظری برای کتاب ثبت نشده است.

بریده‌هایی از کتاب

_faezeh_
۱۵
پسرم می‌پرسد می‌نویسی تا خود را آرام کنی؟ برمی‌گردم نگاهش می‌کنم نمی‌دانم به دنیا آوردمش یا در یکی از شعرهایم او را نوشته‌ام
masoome
۹
جست‌وجو کن جست‌وجو کن نباید کسی جز تو مرا از این قبر بیرون بکشد
نازنین بنایی
۷
ته چاه زندگی می‌کنم چاهی خشک بالایی‌ها یا خبر ندارند یا خودشان را می‌زنند به آن راه سطل را  دست‌ودل‌بازانه پرت می‌کنند پایین می‌خورد به تاق سر من شاید هم انتظار دارند در این تاریکی بیشتر فرو بروم و به آب برسم
khorasani
۶
آن کلمهٔ دردناک را گفت ساکت شدم از اتاق بیرون رفتم سه سال بعد برگشتم مهمان‌ها رفته بودند کلمه آن‌جا بود
نازنین بنایی
۳
از او گفتی نگران پرسیدی آیا می‌شناسمش پرده را کنار زدم لرزش دست‌هایم را در جیبم گذاشتم  گفتم نه با او می‌خوابیدم بیدار می‌شدم می‌خندیدم می‌گریستم جنونی که در چشم‌هایم دیده بودی
Sheyda Shojaei
۳
شبیه چی؟ شبیه لباس شبی سیاه و چسبان آن‌ها می‌گویند به من می‌آید ولی نفسم را بند می‌آورد
نازنین بنایی
۲
نه غمی سنگین نه شادی درخشانی دارم
سرو خمیده
۱
باید پنجره‌ها را بست ‫مردم رنج‌های‌شان را ‫مانند بادکنک‌های رنگیِ یک جشن بیهوده ‫در هوا رها کرده‌اند
khorasani
۱
نه غمی سنگین نه شادی درخشانی دارم
khorasani
۱
به پنجره مشت زدم چندین‌بار در تاریکی بلند نالیدم اهمیتی نداشت از این پنجره‌های دوجداره بود